0

نهضت رد يّه نويسي

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

نهضت رد يّه نويسي
سه شنبه 19 مهر 1390  12:56 AM

بخش دوم: نهضت اصولي انحراف ستيز (از ردّيه نويسي تا مشروطه خواهي) :
در مقابل جريان هاي انحرافي در ايران و عراق، در حوزه ي شيعي (با احساس مسئوليت و فعال شدن علماي اصولي مجتهد يا غير مجتهد) جريان عميق و عريض و طويلي پديد مي آمد كه عليرغم ظاهر متفاوت در اعصارمختلف ، جوهره اي يكسان داشتند و آن ، حفظ خلوص اصول تشيع و دفاع از هويت شيعي بود و اين جريان در بيشتر اوقات شكل فكري و نظري - اعم از مكتوب و شفاهي - داشته است ، امّا اگر موجوديت جريان هاي انحرافي از وضعيت فكري محض به موضع فعاليت و تحرك سياسي و اجتماعي و حتي نظامي و اقتصادي ارتقاء مي يافت ؛ اين نهضت هم در عرصه ي جامعه و سياست فعّال مي شد ، خواه به صورت تكفير و اجراي حدود ارتداد ؛ يا به شكل مبارزه اي سياسي نظير مشروعه خواهي و تحريم مشروطيّت؛ يا نظامي مانند فتواي جهاد عليه روسيه ي تزاري و انقلاب 1920 م.عراق عليه انگلستان؛ يا اقتصادي مثل تأسيس شركت اسلاميّه در اصفهان.
فصل يكم- نهضت ردّيه ي نخبگان فكري شيعه :
رديه نويسي باب گسترده ايست از مناظره ي ميان انسان ها . زيرا خداي متعال در درون هر فرد بشر ، عقل و خرد به وديعت نهاده كه حجت باطني او و تنها راه رسيدن به شناخت و درك حقايق و تصديق آنهاست و مويّد وحي و شرع مي باشد .23 عقل افراد با هم متفاوت است و نازل ترين مرتبه ي آن،همان است كه موجب تكليف شرعي مي شود و با كمتر شدن ، رفع تكليف خواهد شد ؛ و بالاترين مرتبه ي آن، عقل كلّ و مربوط به انسان كامل (پيامبر-ص- و امام ـ ع .) است . و ميان اين دو مرتبه ، درجات عقول ، بي شمار و باهم متفاوت است .
خرد هر فردي ابزار درك كلّيات است و اين كلّيات و معلومات او ، وقتي كه به صورت سخنراني و نوشته اي درآيد ، در دسترس افراد همنوع وي قرار مي گيرد و اگر آنها بين معلومات و باورهاي خويش با نوشتار يا گفتار او تطابق و همسويي ببينند ، آنرا پسنديده و مي پذيرند . امّا اگر آن سخنان و مكتوبات با ادراكات و اطلاعات و معلومات ايشان مخالف و ناسازگار باشد ، به ناچار به نوعي واكنش منجر خواهد شد كه ممكن است حتي به شكل درگيري فيزيكي يا سركوب آن فرد بينجامد . امّا نخبگان اصولي شيعه خود را عقلأ و شرعا (بدليل تطابق حكم عقل و شرع) ملزم مي دانند كه در اين گونه موارد ، اطلاعات خود را آشكارو آنچه را كه حق و واقعيت مي دانند ، از طريق مناظره و گفت وگو يا ايراد خطابه و سخنراني يا با تأليف و نگارش كتب و رسائل و مقالاتي بيان كنند . به چنين اظهار نظري «ردّيه» گويند ، زيرا «رد» در لغت،به معناي «تخطئه» و «به خطا نسبت دادن» است و كتب ردّيه ، نوشتارها هستند كه به بر تخطئه ي يك يا چند شخص معيّن يا نامعيّن يا گروهي كه وابسته به آئين يا فرقه ي مذهبي باشند ، مي پردازند و به دليل تفاوت ميان ادراكات و نظرات و ديدگاه هاي اكثر افراد بشر ، مي توان بيشتر كتابها را ردّيه دانست و در نتيجه شمارش كتب ردّيه مقدور نيست .
اما برخي از كتب ، ردّيه محض و خالصند كه در قديم معمولا به عنوان «الردّ علي ...» يا «النقض لفلان» (مثل كتاب «بغض النواصب في نقض بعض فضائح الروافض» كه ردّيه اي بر كتاب ضدّ شيعي «بعض فضائح الروافض» و از كتب بسيار مهم و درجه اول فارسي است و در سال 560 هـ . ق توسط عبدالخليل رازي از علماي شيعه تأليف شده است) و در قرن بيستم با عناوين مختلف و متفاوتي عرضه شده و مي شوند.
گرچه تا قرن دهم هجري و حتي پس از آن،كتب مختلفي در ردّ آثار اهل سنّت اعم از مذاهب اهل حديث و اهل رأي يا مكاتب جبري و تفويضي و اشعري و اعتزالي و نيز در ردّ آراي بدعتگران قرمطي يا اسماعيلي يا منكران غيب (مذهب دهري مسلك) نگاشته شده اند ، امّا اين كتب ردّيه در قرون 11 تا 14 در ايران چندان مطرح يا منشأ اثر نبوده اند . آنچه كه در اين قرون به عنوان ردّيه و نقض نگاشته شده اند ، بيشتر عليه آثار اين گروه ها بوده اند : 1-اخباريان ؛ 2-صوفيان ؛ 3-شيخيّه ؛ 4-بابيان و بهائيّان ؛ 5-مسيحيان . كتاب «رادّ شبهات كفّار» يكي از كتب مهم ردّيه بر مسيحيّت است كه توسط فرزند مرحوم وحيد بهبهاني يعني مرحوم آيت الله آقا محمد علي كرمانشاهي بهبهاني - مؤلّف رساله ي خيراتيه در ردّ صوفيه كه يد طولائي در ستيز با صوفيان و سركوب آنها داشته - تأليف شده است . البته اين كتب ردّ بر مسيحيان (نصارا) عكس العملي بود در برابر جنگهاي صليبي در قرون وسطي ، و سپس عصر استعمار (قرن 18 و 19) و تبليغات تبشيري مبلغان آنها در جوامع اسلامي بخصوص پس از رواج صنعت چاپ (قرن 16 م به بعد) مثل كتاب ارنست رنان و گوبينو و هانري مارتين و جبرئيل لبناني (نويسنده ي «الهدايه » و «منارالحق» و «ابحاث المجتهدين» در دهه اول و دوم قرن 20) و ديگران.24
البته كتبي هم در ردّ بر فلاسفه يا در قرن چهاردهم هجري در ردّ بر كمونيسم و سوسياليسم يا ليبراليسم و كاپيتاليسم يا داروينيسم طبيعي و اجتماعي يا فرويديسم و اگزيستانسياليسم و غيره از مكاتب اروپايي ، و همچنين ردّيه هاي مهمي بر وهابيت در ايران و عراق و رديّه هايي هم در سال هاي اخير عليه آراي پوپ ريست مشهور،عبدالكريم سروش و ديگران پديد آمده كه در نوشته ي حاضر قابل بحث نيستند .
لذا مي توان در يك تقسيم كلّي، ردّيه ها را به دو گونه ي نظري و اجتماعي - سياسي ، رتبه بندي نمود.
الف)ردّيه هاي مكتوب و نظري : اين ردّيه ها كه گاهي به آراء و نظرات افراد و گروه ها مي پردازند ،و گاهي به اخلاق ناپسند و فاسدشان ؛ و گاهي به تاريخچه ي عملكرد و رفتارشان ؛ در عصر پس از صفويه (عمدتا قاجاريه) بيشتر درباره ي آراء و اخلاق و رفتار پنج گروه نوشته اند:
كتب ردّيه عليه اخباريّه (اعم از اخباريگري و افراد اخباري)؛
كتب ردّيه عليه صوفيه (چه مطلق تصوف و عرفان ، و چه تصوّف عاميانه)؛
كتب ردّيه عليه شيخيّه (كشفيّه)؛
كتب ردّيه عليه بابيّه و بهائيّه؛
كتب ردّيه عليه وهّابيّه.
ب) ردّيه ي عملي نخبگان سياسي-اجتماعي شيعه بر منحرفين:
بارزترين الگوي ردّ و رفض عملي براي شيعيان، نهضت فكري و سياسي-نظامي- اقتصادي حضرت امام علي عليه السلام و نهضت خونبار امام حسين عليه السلام و اخبار مربوط به انقلاب امام مهدي عليه السلام است. از آنجا كه علماي عادل شيعه، وارثان پيامبران و نوّاب عامّ امام زمان عليه السلام هستند، لذا همواره رهبران سياسي و اجتماعي (ديني) شيعه، خود را موظف به موضع گيري و رفتارهاي خاصي مي دانستند كه نه تنها افراد و فرقه هاي منحرف را رسوا، بلكه محدود و منزوي كند و جلوي تبديل آنها به گروه مرجع جامعه و پيدايش يك جريان فعّال اجتماعي منحرف و در نتيجه، انحراف اكثريت جامعه و افتادن مجاري امور به دست آن منحرفين را بگيرند. لذا مي توان قائل به وجود نوعي جبهه ي سياسي-اجتماعي شيعي شد كه در برابر استعمارگران خارجي و مستبدان داخلي و رجال و فرقه هاي منحرف، برخاسته و آن ها را ردّ و رها (رفض) مي نمودند و چون اين جبهه (چه مجتهد باشند و چه نباشند) طرفدار اجتهاد اصولي بوده و هست، ما آن را «جبهه ي رفض اصولي»مي ناميم. از جمله ي وقايعي كه در آن ها،ردّ سياسي، نظامي و اقتصادي علماي اصولي رخ داده25، عبارتند از:
1- جنگ دوم ايران و روسيه ي تزاري؛
2- واقعه ي قتل گريبايدوف وزير مختار روسيّه در تهران؛
3- ماجراي لغو امتياز رويتر؛
4- ماجراي لغو امتياز توتون و تنباكو (رژي)؛
5- نهضت عدالت خواهي و مشروطيّت؛
6- قيام شيعيان عراق در1920م.عليه انگلستان به فرماندهي علماءبه ويژه ميرزاي شيرازي دوّم(محمّدتقي)؛
7- قيام علما عليه رضا خان در قم به رهبري حاج آقا نورالله اصفهاني؛
8- قيام مشهد عليه كشف حجاب و واقعه ي مسجد گوهرشاد؛
9- نهضت ملي شدن صنعت نفت؛
10- و بالاخره نهضت 15خرداد و انقلاب اسلامي ايران.
فصل دوم- ردّيه هاي آقا نجفي اصفهاني:
الف) ردّيه هاي مكتوب و نظري:
- رساله ي »الرّدّ علي البابيّه« كه به گفته ي علّامه ي رجالي متبحّر مرحوم حاج شيخ آغا بزرگ طهراني، در شمار مصنّفات مرحوم آقا نجفي ذكر شده است.26
- ردّ بابيّه و بهائيّه كه به طور پراكنده در كتب مختلفي انجام داده است (شبيه كار مرحوم حاج ميرزا محمد ارباب كه در كتاب اربعين حسيني ردّيه هاي سنگين و دقيقي عليه بهائيان انجام داد).
- ردّ مسيحيت و يهوديت در دو كتاب مستقل «حجّه الاسلام» و «قوام الامّه ».
- ردّ بر شيخيّه كه عمدتاً به شكل كتبي در مورد زيارت ها و مقام ائمه ي اطهار عليهم السلام تأليف شده اند، مانند: اسرار الزياره و برهان الانابه (در شرح جامعه كبيره)، انيس الزائرين، تأويل الآيات الباهره في فضائل العتره الطاهره، حقائق الاسرار در شرح زيارت جامعه ي كبيره و...
- ردّ بر اخباريّه كه همان كتب اجتهادي و فقهي ايشان از جايگاه فقيهي جامع الشرائط است، مانند: اجتهاد و تقليد، اسرار الشريعه ، تعليقات بر دلائل فرائد الاصول، درايه الحديث، دلائل الاصول، دلائل الاحكام، رساله در عمل به احتياط و تقليد و... 27
ب) ردّيه هاي عملي:28
1- تحريم بانك استقراضي روس و تلاش براي رفع سلطه ي اجانب در بازار كالاي ايران؛
2- شركت در مبارزه عليه قرارداد رژي (انحصار توتون و تنباكو) تا لغو آن؛
3- ردّ اولتيماتوم روسيه و مبارزه با فشارهاي نظامي و نفوذ سياسي روسيه ي تزاري؛
4- مبارزه با فرهنگ بست نشيني در سفارت هاي روس و انگليس و مداخله ي اجانب در امور داخلي ايران (بهائيان و سكولارها مدافع و مروّج آن بودند)؛
5- دفاع از مردم اصفهان و ايل بختياري در برابر زورگويي هاي ظل السلطان حاكم اصفهان؛
6- مبارزه عليه افزايش نفوذ و قدرت يهوديان اصفهان؛
7- مبارزه ي عملي قاطع عليه ازليان و بهائيان و اعدام گاهگاه تعدادي از ايشان؛
8- شركت در نهضت عدالت خواهي و مشروطيّت و بعداً مشروعه خواهي.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
22 . رئيس المحدثين شيخ صدوق (رض)، فضائل الشيعه، ترجمه ي دكتر امير توحيدي، تهران، منير، 1386، ص ص65-58(حديث 18).
23 .بر اساس عقيده به حسن و قبح عقلي.
24 . ر- ك : علامه شيخ آقا بزرگ تهراني ، گزيده ي مقالات »الذريعه « ، ترجمه ي حميدرضا شيخي ، مشهد ، آستان قدس ، 1380، صص196-191. و: فرهنگ فارسي ، ج6، دكتر محمد معين ، ص2141 . و: ادوارد براون ، تاريخ ادبي ايران ، ج4(از آغاز صفويه تا پايان قاجاريه) ، ترجمه ي رشيد ياسمي ، تهران ، بنياد كتاب ، 1364، صص 296-293.
25 . مطالعه در آثار گفتاري و نوشتاري آن ها، نكته ي بسيار مهمي را نشان مي دهد: تأكيد بر مهدويّت و شخص امام حجّه بن الحسن العسكري عليه السلام و ارواحنا فداه! و در مرتبه ي بعد تأكيد بر مرجعيّت و تقليد. اين دو عنصر اساسي فكر شيعي در انقلاب اسلامي ايران و نظام برخاسته از آن، نقش درجه ي اولي داشت و دارد؛ لذا خود اين انقلاب و نظام هم بخشي از آن جبهه ي رفض اصولي است.
26 . ر-ك: العلّامه الشّيخ آغا بزرگ الطهراني، »الذّريعه الي تصانيف الشّيعه «، ج10، بيروت/لبنان، دارالأضواء، 1403ه /1983م، ص189.
27 . ر-ك: موسي نجفي، منبع پيشين، ص ص35-26.
28 . ر-ك: همان، ص ص213-47.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها