پاسخ به:پَ نه پَ
چهارشنبه 13 مهر 1390 4:31 PM
با گل رفتم بیمارستان. نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین؟
گفتم پَ نه پَ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات...
رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر. یارو گفت : راحت باشه؟
گفتم پَ نه پَ خار داشته باشه.
یه طوطی گرفتم. فامیلمون اومده میگه طوطیه؟
گفتم پَ نه پَ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم
داشتم تلویزیون میدیدم.
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بهد به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!
گفتم پَ نه پَ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!
رفتم واسه استخدام. یارو میگه اومدی واسه استخدام؟
گفتم پَ نه پَ اومدم ببینم کی استخدام می شه ازش شیرینی بگیرم!
میگم بابا... تصمیمم رو گرفتم... می خوام زن بگیرم...
میگه میشناسیش؟ میگم آره.
میگه مجرده؟
گفتم پَ نه پَ منتظرم شوهرش رضایت نامشو امضا کنه بریم خواستگاری
دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم.
میگه شما سوال داری؟
گفتم پَ نه پَ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگیری ...
رفتم پیژامه رو از کمد برداشتم پوشیدم. بابام میگه از تو کمد برداشتی؟
گفتم پَ نه پَ گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم