پاسخ به:پَ نه پَ جدید
چهارشنبه 13 مهر 1390 4:24 PM
کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟
پَ نه پَ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه
یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟
پَ نه پَ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتم بیای باهم بخوریم
تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟
پَ نه پَ شیشه ی نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین
کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر بیار. گفت واسه صبحونه؟
پَ نه پَ واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون
برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین ؟
پَ نه پَ اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم
تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پَ نه پَ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه!
بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا 40 درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟ اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم.
پَ نه پَ نه خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف تشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم
داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت. همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پَ نه پَ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم
به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پَ نه پَ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!
رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟ میگه برا کباب؟
پَ نه پَ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام