0

غايب زميانه

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

غايب زميانه
چهارشنبه 6 مهر 1390  11:47 PM

تا كي به تمناي وصال تو يگانه
اشكم رود از هر مژه چون سيل روانه
خواهد كه سر آيد شب هجران تو يا نه
اي تير غمت را دل عشاق نشانه
جمعي بتو مشغول و تو غايب ز ميانه
رفتم به در صومعه عابد و زاهد
ديدم همه را پيش رخت راكع و ساجد
در ميكده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتكف ديرم و گه ساكن مسجد
يعني كه ترا مي طلبم خانه به خانه
روزي كه برفتند حريفان پي هر كار
زاهد سوي مسجد شد و من جانب خمار
من يار طلب كردم و او جلوه گه يار
حاجي به ره كعبه و من طالب ديدار
او خانه همي جويد و من صاحب خانه
هر در كه زنم صاحب آن خانه توئي تو
هر جا كه روم پرتو كاشانه توئي تو
در ميكده و دير كه جانانه توئي تو!
مقصود من از كعبه و بتخانه توئي تو
مقصود توئي كعبه و بتخانه بهانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان ديد
پروانه در آتش شد و اسرار نهان ديد
عارف صفت روي تو در پير و جوان ديد
يعني همه جا عكس رخ يار توان ديد
ديوانه منم، من! كه روم خانه به خانه
عاقل به قوانين خرد راه تو پويد
ديوانه برون از همه آيين تو جويد
تا غنچه بشكفته اين باغ كه بويد
هركس به زباني صفت روي تو گويد
بلبل به غزلخواني و قمري به ترانه
بيچاره «بهائي» كه دلش زار غم تست
هر چند كه عاصيست ز خيل خدم تست
اميد وي از عاطفت دمبدم تست
تقصير «خيالي» باميد كرم تست
يعني كه گنه را به از اين نيست بهانه
شيخ بهايي

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها