پاسخ به:ادبيات جهان
چهارشنبه 6 مهر 1390 11:12 PM
واژه هایی که نمی میرند
درباره شعر عبدالوهاب البیاتی

بی شك شعر عراق را می توان آغاز گر شعر نو جهان عرب دانست . شعر نو عراق در سال 1947 با شاعران توانمندی چون بدرالشاكرالسیاب ،نازك الملائكه و عبدالوهاب البیاتی توانست به تجدید حیات شعری خود و جهان عرب در دنیای معاصر برآید .
حركتی كه با نازك الملائكه و بدرالشاكرالسیاب آغاز شده بود در ادامه شكل گیری و قوام خود با اقبال شاعران بزرگی از دیگر كشورها همراه شد ، صلاح عبدالصبور از مصر ، نزارقبانی از سوریه ،یوسف الخال و ادونیس از لبنان ، فدوی طوقان و معین بسیسو از فلسطین .عبدالوهاب البیاتی شاعر نامدار عرب ، اگرچه آغاز گر دگرگونی و تحول شعر عرب در كنار گذاشتن قالب و سنت های شعر نبوده است اما در توسع بخشیدن به ظرفیت های شعر عرب در حیطه بیان و معانی و به كارگیری ظرافت های اساطیری به شكل معاصر آن ها پیشرو شاعران عرب محسوب می شود
شعر البیاتی همچون شعر طیف دامنه داری از شاعران عرب غالباً شعری غمگین ، عاطفی ، ستیزه جو و آرمان گرایانه است .
او در شعر خود آرزو مند تحقق آرمان خود است اما آنها را محصور در جباریتی می بیند كه تاریخش را قاطعانه رقم زده است و از سرانجام این تراژدی نیز اعلام آگاهی می كند :
دروازه ابد بسته ست
در اینجا هیچكس نیست
كه از ژرفای دل بخندد
جسد را مار و كژدم می گزد
آه چه دوری ای وطن
همچون رویارویی از پنجره ترن ترا می بینم در خواب
نخلستان های تو در مه سپیده دمان مرا بیدار می كند!
آیا این تویی ای سرنوشت من
كه در پی تو ارابه ها و مردگان در تكاپویند
و برای ما در راه دام می گسترند و لبخند ها را به سرقت می برند
و این بیشه ها را غرق در تیرگی می كنند
گنجشك هایی بی آشیان
و تو با بیل می كوبی
بر دروازه سپیده دم
تا در مهمان خانه های این شهر كه خود مرده و بهارش نیز مرده
گور مرا حفر كنی
منتقدان البیاتی و بلند الحیدری را شاعران واقع گرای سوسیالیست عرب می دانند . البیاتی در سال 1954 به علت تمایلات سوسیالیستی از وطن آواره شد و حكومت وقت عراق در سال 1963 شناسنامه و گذرنامه عراقی او را باطل كرد او نیمی از عمر خود را در تبعید گذرانید اما این اقبال را داشت كه بتواند آثار خود را در دیگر نقاط جهان عرب مانند لبنان و مصر به چاپ برساند .آثار او همچنین به زبانهای فارسی ، انگلیسی ، فرانسوی ، اسپانیایی ، روسی و چینی ترجمه شده است
البیاتی در مورد سرچشمه های شعر خود می نویسد :
البیاتی در سال 1957 كتاب « پل الوار ، سرود خوان عشق و آزادی » نوشته كلود روا و در 1959 «آراگون .شاعر مقاومت » نوشته مالكم كاولی را با همكاری احمد مرسی به عربی ترجمه كرد .
منتقدان عرب و غیر عرب بسیاری به نقد و برسی آثار عبدالوهاب البیاتی پرداختند . از جمله این آثار :

همچنین در سال 1963 اوسپنسكی ، آهنگ ساز روس با الهام از «پانزده شعر از وین » از مجموعه « واژه هایی كه نمی میرند » آهنگ هایی تحت عنوان « رویارویی میهن » ساخت و خوانده شد.
البیاتی چندی پیش از مرگش ( در 13مرداد 73 ) به ایران سفر كرده بود . علاقه البیاتی و عشق او به ایران در كتاب شعر « ماه شیراز » و نمایشنامه « محاكمه در نیشابور » به چشم می آید .
از البیاتی آثاری در مجموعه های مستقل و گزینه های اشعار به فارسی ترجمه شده است كه از جمله می توان به «شعرهای تبعید » و « چشمان سگان مرده » به ترجمه عدنان غریفی ، « آوازهای سندباد » به ترجمه دكتر شفیعی كدكنی به همراه مقدمه نسبتاً جامع در مورد شعر البیاتی و كتاب « آوازه خوان خون » در كنار شعرهایمحمد درویش و محمد الفیتوری به ترجمه یوسف عزیزی بنی طرف اشاره كرد .
برخی از آثار عبدالوهاب البیاتی عبارتند از :
برخی منابع :
پیشگامان شعر عرب / موسی اسوار
برخی از سایت های اینترنتی
آوازهای سندباد / شفیعی كدكنی
شعرهای تبعید / عدنان غریفی
اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت