0

در جست وجوي تخريب چي...

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

در جست وجوي تخريب چي...
سه شنبه 29 شهریور 1390  1:54 PM

همان قدر كه عبارت «هنر براي هنر» بي مبنا و ترويج آن خطرناك است، «هنر بخشنامه اي» نيز بي اساس و بي فايده و گاه خطرناك است. در واقع خاستگاه اين هر دو نگاه به مقوله هنر، زاييده يك تفكر غلط است؛ انديشه اي فيزيكال براي مقوله اي ماورائي. اين تفكر اگرچه محصول مديريت سفارشي و بيلان محور است اما يك منشأ ايدئولوژيك هم دارد و آن اينكه مي توان در «هنر» با شعار و سخنراني و بخشنامه و دستور، انقلاب كرد. و از آنجا كه انقلاب عزيز ما در سال 57 با اهداف و آرمان هايي به پيروزي رسيد، تفكر انقلاب در ماهيت و هويت و افق «هنر» نيز افراد بسياري را درگير خود كرد، آن قدر كه بعد از سه دهه اين افراد همچنان در حال نظريه پردازي در حوزه هاي مختلف هستند، فارغ از اينكه ما در آغاز دهه چهارم انقلاب بايد نيمي از راه هاي نرفته را پيموده باشيم و نه اينكه هنوز در مسير نظريه پردازي همراه با آزمون و خطا رفتار كنيم.
ادبيات نيز كه شاخه اي تاثيرگذار از «هنر» است، از مجموعه اين قواعد، مستثنا نيست. سپهر فريبا و فرهمند ادبيات در هر كشوري بيش و پيش از آنكه با سياست و سياسي كاري زلف گره زده باشد، متكي به فكر و ايده و خلاقيت هنرمندي است كه درياي مواج واژه ها و كمند آزادنگار خيال را براي بيان افكارش انتخاب مي كند. در اين ميان بي ترديد، وقايع و حوادث پيراموني نيز در هدايت اين دريا و آن كمند بلندپرواز بي تاثير نيست. دفاع مقدس و جنگ تحميلي ما در 8 سال پياپي، يكي از اصلي ترين مولدهاي فرهنگي و هنري بعد از انقلاب در كشور ما بوده، هست و خواهد بود اما وقتي مجاري توليد در حوزه فرهنگ، همچون خط توليد يك كارخانه تصور شود، بايد هم شاهد تولد آثاري باشيم كه گاه يا با واقعيت بسيار فاصله دارند و يا زوايايي از واقعيت را برجسته كرده اند كه به سختي قابل هضم است. اين البته جداي از بحث تكامل است؛ «هنر» نمي تواند درجا بزند، «هنر» جريان جاري زندگي است و ادبيات نيز، زنده رودي است در ميان مردم كه با گذر ايام، مسيرهاي نويي را پيش روي خود باز مي كند و در طي مسير، زندگي مي بخشد؛ چون زنده است و در حركت در غير اين صورت بركه اي است ايستا و رخوتناك كه اگر محدود و محصور شود، به باتلاقي بدبو مبدل مي شود.
و بايد پذيرفت كه هنرمند متعهد ـ همچون يك ديد ه بان و يا منتقد دلسوز ـ در ذات خود نوعي «روشنگري و نقد» را پرورش داده و هرگز حاضر نيست براي خوشامد و بدآمد ديگران دست به توليد يك اثر هنري بزند. نويسندگان نيز همچون هنرمندان مي خواهند در متن اين جريان زنده باشند، در نتيجه از تكرار گريزانند و از وابستگي متنفر. به عبارتي كليشه و سفارش ـ به معناي دخالت و تامين محتوا ـ را تله انفجاري حيثيت و كارنامه حرفه اي خود مي دانند.
در حوزه ادبيات دفاع مقدس، همچون ساير شاخه هاي اين ژانر منحصر به فرد در كشورمان، برهه هاي تاريخي مختلفي قابل بررسي است. يك دوره به شكلي كاملا احساسي و هيجاني گذشته است، تاريخ فرهنگي اين كشور نشان مي دهد كه در روزهاي جنگ تحميلي و چند سال پس از آن، توليدات اين حوزه عمدتا بر بال احساس و هيجان سوار بوده است. اما در دوره دوم، روي ديگر جنگ و آثار و تبعات آن در دستور كار هنرمندان قرار گرفت، اگرچه گاه زياده روي هايي در اين دوره به واسطه فرار از ورطه كليشه و تكرار و احساس گرايي ديده مي شد. دوره سوم كه شايد دوران نگاه مدرن به جنگ تحميلي است، تلفيقي است از نگاه روشنفكري و به اصطلاح عقل گرايانه با لج بازي برخاسته از نگاه رسمي و دست و پابسته به اصطلاح دولتي. نوعي حركت به سمت باتلاق خودزني. زير سوال بردن برخي آرمان هاي انقلابي. دست انداختن دستاوردهاي هشت سال دفاع بي امان و...«ادبيات ضدجنگ» و يا به عبارتي نگاه «فرامنطقه اي و انساني» در اين گونه جديد جاي مي گيرد كه ديگر نويسنده خود را متعلق به مكان و زمان خاصي نمي داند و نگاهش به اصطلاح «هنر براي هنر» و فرامتني است.
واژه شهيد به «كشته» تبديل مي شود، دفاع مقدس به «جنگ» تغيير شكل مي دهد و ...در چنين فضايي ادبياتي خلق مي شود كه با برداشتن زمان و مكان داستان، مي توان آن را در هر جغرافيا و تاريخي قرار داد و حتي مي توان طرفين جنگ را هم جابه جا كرد بدون اينكه اتفاق خاصي بيفتد چون نويسنده ديگر نمي خواهد نماينده جرياني باشد كه مخاطب را احساسي بار آورده است. و يا اينكه نمي خواهد نماينده جرياني باشد كه گاه به اصطلاح «شورش را در آورده، از بس همه چيز را در يك قالب كلي ريخته و به خورد مخاطب داده است». او نمي خواهد نماينده جرياني باشد كه از چند خط خاطره دست وپا شكسته، يك كتاب سفارشي 110 صفحه اي توليد مي كند. او نمي خواهد در ژانر توليدات فله اي فلان نهاد رسمي كه براي برگزاري يك كنگره به فكر توليد 72 عنوان كتاب با استفاده از 72 تن از دوستان و آشنايان مي افتد، قرار بگيرد. او نمي خواهد نامش در ليست توليد كتاب هاي خاطره نويسي به سبك پياده سازي نوار ضبط شده و بعد ويرايش و چاپ مجموعه اي برود!
همين نخواستن باعث مي شود، نوع نگاه او به ادبيات دفاع مقدس كه بدون ترديد بايد وامدار همين عبارت باشد، تغيير كند، در نتيجه او در ميدان ميني قرار مي گيرد كه تخريب چي اش قطب نما ندارد و جهت يابي اش اشتباه از آب در مي آيد.
همين مي شود كه گاه در اين حوزه داستان هايي خلق مي شود و تلخي اش چنان آزاردهنده است كه به هيچ وجه قابل هضم نيست. و اين نقطه افراطي است در برابر تفريطي كه برخي نهادها و نويسنده هاي سري دوز دفاع مقدس آن را در زمين ادبيات كاشته اند. فرار از اين ميدان مين بدون شك با توصيه و سفارش و برگزاري جشنواره هاي رنگارنگ ميسر نيست، پاكسازي اين ميدان، تنها و تنها به تقويت جريان ادبي بستگي دارد و بس!
و اين يادداشت ادامه دارد اگر عمري باقي بود، آن هم به بركت نام و ياد هفت روز هفته اي مزين به نام دفاع مقدس.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها