پاسخ به:نقد وبررسی ادبی
یک شنبه 3 مهر 1390 7:59 PM

قديم ترين آثاري که از خط و زبان پهلوي در دست است دو قباله ي ملکي است که در ايالت اورامان کردستان چند سال پيش به خط پهلوي اشکاني و به زبان پهلوي بر روي کاغذ پوست به دست آمد و تاريخ آن مربوط به صد و بيست سال پيش از ميلاد مسيح است و قبلا بدان اشاره شد.
در يکي از آن قباله ها خواندم که از طرف دولت قيد گرديده و خريدار پذيرفته است که اگر باغي را خريداري مي کند آباد نگاه ندارد و آن را ويران سازد مبلغ معيني جريمه بپردازد، و از اين قباله اندازه ي اعتنا و توجه پادشاهان ايران را به آباداني کشور مي توان قياس کرد.
اسناد قديمي ديگري که در دست است، باقي مانده ي کتب و آيين ماني و ساير مطالب از قبيل فصول از عهد جديد و مطالبي از کيش بودايي است که در آغاز قرن حاضر از طرف خاورشناسان از خرابههاي شهر «تورفان» پيدا شد و به دست دانشمندان خوانده شد و قسمتي از آن ها انتشار يافت هرچند که دانشمندان ترديد دارند که آيا بهتر است اين خط و زبان را منسوب به «سُغُدي» بدارند يا منسوب به پهلوي شمالي ؟
اين اوراق غالبا روي پوست آهو يا بر پارچه نوشته شده است. خطوط آن نوعي از خط پهلوي است و نوعي ديگر که از خط پهلوي گرفته شده و از بالا به پايين نوشته شده است و بعدها خط «اويغُوري» که خط اويغُوره و مغول ها باشد از اين خط گرفته شده است.
مطالب آن ها ديني و اخلاقي است و لغات دري که در پهلوي جنوبي ديده نمي شود در اين اوراق ديده مي شود و با پهلوي جنوبي بسيار تفاوت دارد؛ آن اوراق به زباني است که بلاشک پايه ي زبان مردم سمرقند، بخارا و بنيان زبان قديم مردم خراسان شرقي محسوب مي شود و پايه و اصل زبان دري را نيز بايستي در اين زبان جستجو کرد. چنان که قبلا بدان اشاره شد، و باز هم در جاي خود ما از اين اوراق، لغات و بعضي مختصات آن گفتگو خواهيم کرد.
در خصوص اسناد دوره ي اشکانيان بدبختانه به جايي دسترسي نداريم. از اين روي اطلاع زيادي از پهلوي شرقي و شمالي و تفاوت آن با پهلوي جنوبي در دست نيست و در لهجه هاي مختلف خراسان غربي، طبرستان، آذربايجان و طوالش نيز که بدون شک مخلوطي از پهلوي شمالي و شرقي (اشکاني) و پهلوي جنوبي و دري است کنجکاوي و بررسي کامل نشده است ورنه آگاهي هاي زيادتري به دست خواهد آمد، خاصه هرگاه از اوراق تورفان و از زبان ارمني نيز استفاده شود.

کتب عهد اشکاني هفتاد کتاب بوده است که نام چهار کتاب از آن باقي است چنان که در مجملالتواريخ و القصص گويد:
«و از آن کتاب ها که در روزگار اشکانيان ساختند هفتاد کتاب بود از جمله کتاب مروک (مردک ؟) کتاب سندباد، کتاب يوسيفاس کتاب سيماس» و رساله اي است به پهلوي در مناظره ي نخل و بز به شعر دوازده هجايي، مخلوط به نثر که گويا در آغاز منظوم بوده است و بعد ابيات آن کتاب مغشوش و دست کاري شده است و فعلا نثر و نظمي است مختلط و اين کتاب هم برحسب عقيده ي «هرتسفلد» به لهجه ي پهلوي شمالي است و نامش «درخت آسوريک» است.
اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت