0

نقد وبررسی ادبی

 
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نقد وبررسی ادبی
یک شنبه 3 مهر 1390  7:57 PM

قسمت چهارم :

اشکاني

اين پادشاهان دست نشانده ي اشکانيان بوده اند و از عهد اسکندر و خلفاي اسکندر به رياست مذهبي و کم‌کم به پادشاهي گماشته مي شدند و اردشير چنان که گذشت يا پسر پاپک آخرين شاهان مذکور و يا پسر ِدختر او بوده است و چون پدران و نياکان اردشير جنبه ي مذهبي داشته اند، از سکه هاي آن ها اين جنبه به خوبي ديده مي شود. خود او هم در استواري بنيان دين کوشيد و دين و دولت را با هم کرد و به وزير خود (تنسر) هيرپدان هيرپد امر کرد که اوستاي پراکنده را گرد آورد و خود را در سکه ها خداپرست و خدايي نژاد خواند.

 

در عهد «شاهپور» پسر اردشير و جانشينان وي نيز در گردآوري اوستا و تهيه ي  فقه و ساير احکام و عبادات زرتشتي توجه و اعتناي کامل به عمل آمد و در حمايت از آيين مزبور کار به تعصب کشيد از آن جمله ماني، پيرفديک سخن گوي و مصلح بزرگ ايراني به اعتماد آزادي مذهبي که پيش از ساسانيان در ايران موجود و برقرار بوده است در عصر شاپور اول ظاهر شد و شاپور را دعوت کرد. شاپور با او به عادت قديم رفتار نمود و ماني کتابي از کتاب هاي خود را به نام شاپور نوشت و نام آن را «شاهپو هرگان» نهاد، ليکن در زمان بهرام پسر هرمز وي را برخلاف وصيت زرتشت و برخلاف اصول ديني که در ايران مرسوم بود کشتند.

شاپور با او به عادت قديم رفتار نمود و ماني کتابي از کتاب هاي خود را به نام شاپور نوشت و نام آن را «شاهپو هرگان» نهاد، ليکن در زمان بهرام پسر هرمز وي را برخلاف وصيت زرتشت و برخلاف اصول ديني که در ايران مرسوم بود کشتند.
خلاصه،

قسمتي از اوستا در زمان

شاپور اول

به دست آمد و در عصر

شاپور دوم

«آذر پاذمار سپندان» - که موبدي بزرگ و سخنگويي گران مايه بود و بعض مورخان عرب او را زرتشت ثاني ناميده اند و واقعه ي ريختن مس گداخته بر سينه ي زردشت منسوب به اوست ؛و

خرده اوستا

را آورد و چنان به نظر مي رسد که تمام اوستا را به دست آوردند و يا مدعي شدند که اوستا به تمامي به چنگ آمده است و دانشمندي ديگر مرسوم به «ارتاي ويراف» نيز در عالم خواب،

سيري در بهشت و دوزخ کرد

و احکامي ديگر پيدا آورد که در کتاب «ارتاي ويراف نامک» مندرج است، و نيز تفسيرهاي اوستا از اين به بعد به زبان

پهلوي

رايج گشت.

اوستا

در قرن نهم ميلادي و دوم هجري مؤلف دينکرت - که تفسيري از اوستا و مهم ترين کتب فقه، عبادت و احکام مزديسني است - گويد اوستا داراي 21 نسک است، و اسامي آن ها را ذکر مي کند و مجموع 21 نسک را به اصطلاح زبان پهلوي به سه قسمت منقسم مي نمايد به قرار ذيل : 

الف- گاسانيک

ب- هاتَکْ مانْسَريک

ج- داتيک

گاسانيک يعني بخش «گاثه» که سرودهاي ديني و منسوب است به خود زرتشت و محتويات آن ستايش اهورامزده و مراتب ادعيه و مناجات ها مي باشد.

هاتک مانسريک، مخلوطي از مطالب اخلاقي و قوانين و احکام ديني است.

داتيک، فقه و احکام و آداب و معاملات است.

 

اما بعد از اين تاريخ (يعني بعد از قرن سوم هجري) معلوم نيست چه وقت بار ديگر اوستا دست خورده و قسمتي از آن از ميان رفته است. باري آن چه امروز از اين کتاب در دست ما باقي است پنچ جزو يا پنج بخش است و به اين نام معروف :

 

1- يَسْنا - که گاثه جزء آن است، و معني آن ستايش مي باشد.

 2- ويسپَرَذ ْ- که آن هم از ملحقات يسنا و در عبادات است و معني آن  «همه ي  ردان و پيشوايان» است.

زرتشت

3- وَنْدايداذ - که در اصل ونديودات بوده است، يعني ادعيه و اوراد بر ضد ديوان و اهريمنان.

4- يَشْت - که قسمت تاريخي اوستا از آن مستفاد مي شود آن هم از ماده ي يسنا و به معني عبادت و ستايش است.

5- خرده اَوِستا - يعني اوستاي مختصر يا مسائل مختصر و خرد اوستا، و آن عبارت است از عبادات روزانه، ماهيانه، ساليانه، اعياد، جشن ها، طريقه ي زردشتي گري، کُشتي بستن، آداب زناشويي، عروسي، سوگواري و غيره.

زبان اوستايي هم يکي از اصول و پايه هاي زبان ايران است. اين زبان خاصه قسمت هاي قديم آن «گاثه» بسيار کهنه به نظر مي رسد و مانند زبان سنسکريت و عربي داراي اعراب است، يعني اواخر کلمات از روي تغيير عوامل تغيير مي کرده است و حرکات گوناگون به خود مي گرفته است، همچنين داراي علايم جنسي و تثنيه بوده است.

ادامه دارد...

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها