0

نقد وبررسی ادبی

 
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:نقد وبررسی ادبی
یک شنبه 3 مهر 1390  7:48 PM

فارسی نویسی

 

قسمت اول ، قسمت دوم ، قسمت سوم ( شیوه ی فارسی نویسی)

قسمت چهارم:

ادبیات

هیچکس نمی گوید که تمام ترجمه ها و انشاها به زبان ساده ی عوامانه باشد و شعر شکسپیر را چنان نقل کنید که آدم بیسواد هم بفهمد؟ همچنین نمی گوئیم که زبان و سبک انشای ابوالفضل بیهقی را برای اخبار جراید به کار ببرید. تفننات ادبی و ساده نویسی هر یک جای خود را دارد و برای هر مقامی مقالی شایسته است.

 

همچنین نمی گوئیم که همان لغاتی که نهصد سال پیش داشتیم برای حوائج امروزی ما کافیست – خیر، به واسطه ی ترقی و توسعه ی علوم و معارف و آشنائی ما با تمدن و فرهنگ وسیع اروپا و تغییری که در اوضاع زندگانی ما حاصل شده امروزه قریب به چهار پنج هزار لغت تازه می خواهیم – می دانم که آن کسانی که تمام حوائج زندگیشان را در شبانه روز با سیصد لغت برآورده می کنند معنی این حرف را نمی فهمند، ولی کسانی که با علم و ادبیات و خواندن و نوشتن سر و کار دارند تصدیق می کنند که ما شاید هم محتاج به ده هزار لغت جدید باشیم – کشفیات و اختراعات تازه ای هم که می شود، و مخصوصاً تأثیری که این جنگ عالمگیر در حوائج روزانه ی ما کرده است، موجب می شود که روز به روز بر عدد لغاتی که محتاج الیه ماست افزوده شود. باید نویسندگان و اهل فضل و علم و کسانی که ذوق سلیم و معرف و صلاحیت وضع لغت را دارند متصل کلمات و تعبیرات و اصطلاحاتی را که مورد حاجت است پیشنهاد کنند تا ملت ایران و فارسی زبانان دیگر هر یک از آن لغات را که به ذهن خود و طبیعت زبان فارسی موافق و صحیح یافتند قبول کنند و متداول شود.

 در عوض، عده ای  بر لغات صحیح فصیح و رایج هزار ساله ی ما سکه ی باطله می زدند، و یک مشت لغات مهجور را در غیر معنای اصلیشان معرفی می کنند و یا آنکه از حروف الفبا کلمات جعلی قالب بزنند و به زور سر نیزه بحلق ما فرو کنند.

در عوض، عده ای  بر لغات صحیح فصیح و رایج هزار ساله ی ما سکه ی باطله می زدند، و یک مشت لغات مهجور را در غیر معنای اصلیشان معرفی می کنند و یا آنکه از حروف الفبا کلمات جعلی قالب بزنند و به زور سر نیزه بحلق ما فرو کنند.

تا چندی پیش رویه ی لغت سازی ما این بود که ببینیم بی سوادهای ترک و عرب فلان اصطلاح و لغت فرانسوی و انگلیسی را چطور ترجمه کرده اند همان را بگیریم و عیناً استعمال کنیم – هی بگوئیم شخصیت و جاه طلبانه و موفقیت و نمایشکارانه و جبهه و عنودانه و تجهیز و متأسفانه، حالا مد شده است که همان اصطلاحات را دوباره ترجمه کنیم به کلماتی که به قول خودمان فارسی سره است، و اگر کسی اعتراض کند به او نسبت بی ذوقی بدهیم و تهمت کهنه پرستی و تعصب عربی ببندیم .

تعجب است که چرا عوض «جبهه ی مشرق» نمی گوئیم «پیشانی خاور خانم»! اگر تجدد این است قربان کهنه پرستها.

چندی پیش در یکی از جراید به این عبارت برخوردم که «قضیه در زیر پی گرد است» - معنای آن را سئوال کردم معلوم شد مقصود این است که قضیه در تحت تعقیب است – و حال آنکه همین «پی گرد» را فرهنگستان علیه السلام به معنی Explorateur وضع کرده است که شخص مشغول به تفحص و جستجو باشد.

ادبیات

لغتهائی هم که خودمان مستقیماً (یعنی بدون وساطت عربها و ترکها) برای معانی و تعبیرات  اصطلاحات فرنگی وضع می کنیم پای کمی از لغات سابق الذکر ندارد: توده ی ملت، تفسیر اخبار، مفسر نظامی، ستونهای زره پوش، قانون وام و اجاره. جیره بندی خواربار، دکل صداپخش کنی، چک چلیپا شده، مستر فلان اضافه کرد، متفقین در کنار رود سرپل گرفتند... ماشاءالله!

اشخاصی که این طور ترجمه و تحیر و انشا میکنند بر انشا و لغت سعدی و حافظ خرده میگیرند. از لفظ مملکت بدشان می آید، اما وقتی که فرمان صادر شود از ترس توسری کلمات ارتش و ستاد و افسر را تاج سرشان می کنند و حلوا حلوا هم می گویند. شتری که از دروازه تو نمی رود اگر حکم بشود از سوراخ سوزن هم میگذرد. یک جا داعیه ی فارسی خالص نوشتن، و یک جا نزاکت و وضعیت و موفقیت و محدودیت و زنیت و ...!

پ ا ی ان


مجتبی مینوی

تنظیم : بخش ادبیات تبیان

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها