پاسخ به:نقد وبررسی ادبی
یک شنبه 3 مهر 1390 6:10 PM

ويژگيهاي رفتار نا هنجار با زبان را در قسمت ششم و هفتم همين مجموعه بخوانيد .
در مقاله حاضر
برخورد فانتزي با زبان (زبانبازي)
سخن آخر
عدم برخورد جدّي با زبان، از ديگر مشخصههاي رفتار ناهنجار با زبان است. اين گروه از شاعران بهخاطر ابتلاء به هنجارستيزي افراطي، هيچ حرمتي براي زبان و كلمات قايل نيستند و با اين شيوة رفتاري، زبان و مخاطبين آن را به سُخره ميگيرند.
شاعران ناهنجار اصولاً اعتقادي به «الهام» و «شهود» ندارند، از همين رو هرگز شعر نميگويند، بلكه بر اساس فرمولها و دستورالعملهايي كه از ديگران آموختهاند، شعر ميسازند! بديهي است كه اين شيوة شعر گفتن جز به كارتفنن و سرگرمي نميآيد. اين گونه شعر گفتن و در كنار هم چيدن كلمات، چيزي شبيه حل جدول كلمات متقاطع و يا در كنار هم قرار دادن قطعات يك پازل و حل يك معماست و البته براي پر كردن اوقات فراغت چيز بدي نيست. سخن آخر اينكه برخورد فانتزي با زبان، نوعي زبانبازي و گرفتن وقت شريف كلمات است.
نمونههاي زير گواه صادقي بر اين ادعاست. با هم ميخوانيم:
1
اگر خيابان كج برود، ماشين هم بوق بووق!
چرا نميپرسيم؟
يعني ديواري كه آقاي هگل برد بالا كاهگلي بود؟
ما زندگي نميكنيم، با فاجعه بازي ميكنيم
پول نداريم جُرئت!
وقتي كه در تاكسي از كسي ميپرسيم شهرداري؟
نداريم!
به روستايي بزرگ تن دادهايم
نفت؟ تا دلت بخواهد
آدم؟
مشدي! اين سرزمين زياد ميداند بيخبري؟
الاغ اين بارها ماشين شده گاري؟ بوق
برو كنار، دنبال چه ميگردي؟
2
زوركي روي دو پا راه ميروم، با اين كفشهاي تنگ
همهاش تقصير DNA است.
اصلاً خرِ ما از كُرگي سُم نداشت
خوشا به حالم، هنوز سرپاست
با يك اتاق 4*3 پشت طويلة آخري
مُرده!
آتش را كه اَلو كردي زنگ بزن
الو! اگه خانة من آمدي
براي من اي مهربان كباب بيار.
علاوه بر نشانههايي كه در اين بخش به آنها اشاره شد، مشخصهها و مؤلفههاي ديگري را ميتوان نام برد كه با استناد به اين نشانهها، ميتوان رفتار ناهنجار با زبان را تشخيص داد، از جمله: تئوريزدگي، فقر انديشه، اختلاط زبان با زبانهاي خارجي، تجددزدگي با كاربرد كلمات و اصطلاحات غربي، هنجارستيزي افراطي در نامگذاري شعرها، جنوننمايي، ارجاع شعر به غير شعر، فُرم محوري و... كه براي پرهيز از اطناب و رعايت ايجاز، از شرح و تفسير آنها خودداري كرده و بحث را در همين جا به پايان ميبرم.
علاقهمندان به اين بحث خود ميتوانند با مطالعة نمونههايي كه در ماهنامهها و جرايد ادبي منتشر ميشود، اين نشانههاي رفتاري را مورد مُداقه قرار دهند و اطلاع و اشراف بيشتري نسبت به اين بحث پيدا كنند.
در اين مقالة تحقيقي تلاش من بر اين بود تا آنجا كه ممكن است «رفتار پنجگانة شاعر با زبان» را مورد بررسي و ارزيابي قرار داده و با ذكر مثالهايي گويا، تعاريف روشن و شفافي از اين شيوههاي رفتاري ارايه دهم.
در نهايت «شاعر و رفتار پنجگانه با زبان» ميتواند مقدمهاي بر يك تحقيق جامعتر و كاملتر پيرامون زبان و ادبيات باشد، چرا كه هنوز مباحث ديگري در اين ارتباط ناگفته باقي مانده است.
آنچه كه مسلم است، بر اين نظريه و ديدگاه ـ همچون همة نظريهها ـ نقدها و ايرادهايي وارد است كه بسيار خرسند خواهم شد اصحاب فرهيختة شعر و ادب با مطالعة دقيق اين مقالة تحقيقي، مواردي را كه نياز به بازكاوي، بازنگري و تجديدنظر دارد، بزرگوارانه به اين كوچكترين گوشزد نمايند، تا در مقالات بعدي بهاصلاح آنها بپردازم.
حُسن ختام اين گفتار را به فرازهايي از نامههاي ادبي بنيانگذار شعر نو «نيما يوشيج» اختصاص ميدهم و در همينجا دامن سخن را برميچينم:
پايان
نويسنده : رضا اسماعيلي
اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت