پاسخ به:نقد وبررسی ادبی
یک شنبه 3 مهر 1390 6:08 PM

من یكی از خوانندگان مجموعه كتابهای هری پاتر و بینندگان فیلم های هری پاتر هستم . مدتی پیش كه تازه كتاب هری پاتر و قدیسان مرگبار را به پایان رساندم ، به نكاتی برخوردم ، که بهتر دیدم این نکات را به خوانندگان جست و جو گر تقدیم کنم .
شایسته است پیش از هر چیز به خلاصه ی داستان توجه فرمایید :
|
• هزاران سال پیش در جامعه ساحران چهار جادوگر بزرگ به نام های گودریك گریفندور ، هلگا هافلپاف ، روینا رُوِنكلاو و سالازار اسلیترین به تاسیس مدرسه ای با نام هاگوارتز برای آموزش سحر اقدام كردند . این چهار جادوگر كه چهار گروه را در مدرسه به وجود آوردند ، بنا به سلیقه و تفكر خود به آموزش پرداختند . اما در میان اینها سالازار اسلیترین به این عقیده داشت كه باید جادوگرانی را در مدرسه تعلیم دهیم كه دارای خون خالص جادوگری هستند ، یعنی پدر و مادر آنها جادوگر باشند ( وانواع دیگر جادوگران به این صورت است كه : یكی از والدین جادوگر باشد ، یا هیچ یك از والدین جادوگر نباشد و فقط فرزند ساحر متولد شده باشد ) آن سه جادوگر دیگر با عقیده ی وی موافق نبودند بنابراین اسلیترین از مدرسه خارج شد و قبل از خروج از مدرسه تالاری را در اعماق آن بنا كرد و هیولایی را در آن نهاد و درب تالار را بست ، به امید اینكه روزی نواده واقعی اش برگردد و با باز كردن درب تالار، مدرسه را از وجود خون ناخالص پاك كند .
• هزاران سال بعد از آن چهار جادوگر ، پسری به نام « تام مارلو ریدل » كه دارای استعداد جادوگری است همراه دیگر محصلین وارد هاگوارتز می شود و سال اول تحصیل خود را آغاز می كند . سالها می گذرد و آن پسر كوچك كه اینك نوجوانی شده ، متوجه می شود كه مادرش جادوگر و پدرش غیر جادوگر بوده و در عین حال از خون مادری اش به سالازار اسلیترین می رسد . او در مدت تحصیلش در هاگوارتز دوستانی را در كنار خود جمع می كند . ‹ تام › برای خلاص شدن از ننگ نام پدرش كه یك غیر جادوگر بوده ، اسم خود را به « لُرد ولدمورت » تغییر می دهد . او یك بار موفق به باز كردن تالار اسرار می شود كه در پی آن دختری به وسیله ی هیولای آزاد شده از تالار ، كشته می شود . تام ریدل از آنجایی كه زیر نظر یكی از اساتید خود به نام دامبلدور بوده موفق به باز كردن تالار برای بار دوم نمی شود و بعد از مدتی تصمیم به ترك مدرسه می گیرد . سالها بعد ولدمورت به همراه یارانش كه به مرگخواران معروف اند با نیروی سیاه خود به جامعه جادوگری حمله می كنند و با اینكه با مقاومت هایی روبرو می شوند ولی باز به كشتار ادامه میدهند . پیش گویی رخ می دهد كه در آن گفته شده است كه كودكی به دنیا خواهد آمد ، كه ولدمورت را نابود می كند ، ولدمورت در صدد كشتن آن كودك بر می آید و زمانی كه كودك یك سال دارد ، ولدمورت او را پیدا می كند . ولدمورت پدر و سپس مادر كودك را به قتل می رساند . و زمانی كه می خواهد كودك را با طلسم مرگ به قتل برساند ، طلسم به خودش بر می گردد و او نابود می شود ( به شدت ضعیف می شود ) . جهان جادوگری دوباره روی آرامش را می بیند .
• پسرك یك ساله كه هری پاتر نام دارد ، توسط جادوگران نماینده خیر به خاله اش سپرده می شود . هری پاتر بزرگ می شود و در سن یازده سالگی به مدرسه جادوگری می رود و در مدت تحصیل دوستان و دشمنانی پیدا می كند . هری پاتر در مدت تحصیل بارها مانع از قدرتمند شدن دوباره ی ولدمورت می شود ( كتابهای یك و دو ). ولی بالاخره ولدمورت پس از سیزده سال در برابر چشمان هری پاتر ، قدرتمند می شود ( كتاب چهار ) . با اینكه هری ، بارها به جامعه جادوگری می گوید كه ولدمورت باز گشته ، ولی هیچ كس جز معدودی از جادوگران از جمله دامبلدور كه مدیر مدرسه ی جادوگری است و همچنین حامی هری می باشد این موضوع را قبول نمی كند . نبرد كوتاهی میان دامبلدور و ولدمورت رخ میدهد( در وزارتخانه ) و از آنجایی كه وزیر برای چند ثانیه ولدمورت را می بیند ، بازگشت ولدمورت را تایید می كند ( كتاب پنج ) . وزیر جادوگری عوض می شود ، پس از مدتی نبردی در هاگوارتز ( مدرسه جادوگری ) رخ میدهد كه طی آن دامبلدور ( حامی هری )كشته میشود ( كتاب شش ) . هری و دوستانش در جهت وظیفه ای كه دامبلدور به آنان واگذار كرده دیگر به مدرسه نمی روند ، و از سوی دیگر ولدمورت وزارتخانه ی جادوگری را تحت كنترل می گیرد ، و آموزش را كنترل میكند و در برخورد با خون ناخالص جادوگری بسیار اهتمام می ورزد بالاخره هری برای مبارزه به مدرسه باز می گردد ، معلمین طرفدار هری ، مدرسه را از وجود طرفداران ولدمورت خالی و هاگوارتز را جبهه ی مقاومت می كنند ، مرگخواران به مدرسه حمله می كنند و جنگ در می گیرد بالاخره هری و ولدمورت در مقابل هم قرار می گیرند و ولدمورت به دست او كشته می شود ( كتاب هفت ) .
|
این خلاصه ای بود از داستان هری پاتر كه با درج شماره كتاب آن را عرضه نمودم .

داستان هری پاتر كه از چند كتاب تشكیل شده ، فراتر از یك داستان معمولی برای نوجوانان و جوانان است ! این داستان كه در آن به شدت از قوه ی خیال استفاده شده و در عین حال همچون اسطوره ها یك سیر منطقی را دنبال می كند دارای محتوایی مخفی و دور از خیال است ، محتوایِ پنهانِ این داستان دارای مضامین تاریخی و واقعی می باشد .
به عبارت دیگر داستان هری پاتر ، داستانی است خیالی درباره سحر و جادو ، جامعه ی جادوگری ، رویارویی خیر و شر ، محبت و كینه ، عشق و سرخوردگی ؛ ولی این داستان به ظاهر خیالی دارای چندین لایه ی معنایی است كه سطحی ترین لایه ی آن ، كه برای همه قابل درك است ، همان مضامینی بود كه ذكر كردم . وباید دانست كه لایه های پنهان داستان به طور ناخودآگاه در ذهن خواننده نقش می بندد و در جای خود نمود می كند .
در اینجا به شرح این لایه های پنهان پرداخته ام تا خوانندگانِ محترمِ مجموعه كتابهای هری پاتر ، بدانند كه چه هدفی با نوشتن این داستان طولانی و درعین حال مجذوب كننده ، دنبال شده است . [ در قسمت اول مقاله تنها لایه ی تاریخی داستان بررسی می شود و در قسمت های بعدی دیگر سطوح در داستان مورد بررسی قرار می گیرد]
خانم رولینگ چند رخ داد تاریخی را در لایه ای نسبتا طولانی از این داستان قرار داده است . حوادثی كه در تاریخ معاصر اروپا رخ داده است :

1. با اقدام آلمان در سال 1914 ، جنگ جهانی اول شروع شد كه كُشتار زیادی در پی داشت .
2. آمریكا اگر چه از زمان شروع جنگ ، هم پیمان متفقین بوده ، اما مدتی بعد یعنی در سال 1917 رسما با قوای تازه نفس ، به نفع متفقین وارد جنگ شد كه در نتیجه حدود یك سال بعد از ورود آمریکا به جنگ ، آلمان شكست خورد و اثری از شكوه آلمان باقی نماند .
3. آلمان پس از جنگ اول جهانی در صدد رشد و تجدید قوا برآمد ولی فشار های پیمان ورسای و كشور های اروپایی مانع از آن می شود .

4. آدولف هیتلر در راس حزب نازی در تلاش بود كه در انتخابات مجلس آلمان ، حزب نازی كرسی های بیشتری بدست آورد و همچنین قصد داشت ، به مقام صدارت اعظمی آلمان برسد و این اقدامات هیتلر در راه كسب قدرت پس از سیزده سال پس از شكست آلمان در جنگ جهانی اول (1918 ) شدت یافت( یعنی سال 1931 ، این زمان هیتلر و هم حزبیانش در صدد رسیدن به قدرت هستند ) و بالاخره حزب نازی در انتخابات مجلس موفق می شود و مدتی بعد هم هیتلر به صدارت اعظمی آلمان می رسد (1933) . انگلستان و در راس آن چمبرلن نخست وزیر انگلستان به این ماجرا اهمیت نداد و توجهی به این جنب و جوش هیتلر نكرد ولی افرادی در انگلستان و آمریكا بودند كه از این تحركات سیاسی آلمان نگران بودند و یكی از آن سیاستمداران انگلیسی چرچیل بود .

5. تلاش هیتلر برای بدست آوردن قدرت ادامه دارد و او در سال 1933 صدر اعظم آلمان می شود . پس از ملحق شدن اتریش و چكسلواكی به خاك آلمان به دست هیتلر ، اروپاییان متوجه خطر آلمان هیتلری شدند ،نخست وزیر انگلستان (چمبرلن ) از خواب غفلت بیدار شد والبته جامعه اروپا در راه الحاق كشور مورد نظر هیتلر یعنی لهستان سنگ اندازی كردند .

6. قدرت نمایی هیتلر آغاز شده و تحركات نظامی او ادامه می یابد . حمله به لهستان آغاز می شود . مدتی بعد چرچیل به جای چمبرلن نخست وزیر انگلستان شد ، باید دانست كه قدرت انگلستان در آن زمان تقلیل

یافته و وقتی فرارسید كه جای این كشور استعمارگر كهن را كشور قدرتمندی بگیرد و البته این از مدت ها پیش اتفاق افتاده و آمریكا جای انگلستان را در صحنه جهانی گرفته بود .
7. هیتلر پس از به قدرت رسیدن ، به نظم بخشیدن امور پرداخت و این شامل آموزش هم شد . او آموزش را سازمان دهی كرد و تحت كنترل گرفت . از سوی دیگر علاقه ی زیاد هیتلر به خون خالص آریایی چیزی بود ، كه اكثریت مردم درباره ی آن می دانند . او در عزل و نصب مقامات و سران كشوری و لشكری اصل و ریشه و به عبارتی خون آریایی را در نظر گرفت .

8. آلمان در دو جبهه در جنگ بود و سرانجام هم از این دو جبهه مورد هجوم قرار گرفت . یاری زیاد آمریكا به متفقین باعث شد تا آلمان در جنگ جهانی دوم شكست بخورد . یكی از دلایل بزرگ شكست آلمان تمركز ندادن نیرو ها در یك جبهه بود . هیتلر با ایجاد چند جبهه ( شرق و غرب آلمان و همچنین آفریقا ) یكی از عوامل شكست خود را به دست خود ایجاد كرد .

نکته ی قابل توجه در این لایه این است که زمانی که ولدمورت طلسمش به خودش بر می گردد ، چوب جادوی بزرگ که در

دستش است به هوا پرتاب می شود و در اینجا است که با چنین توصیفی از خانم رولینگ رو برو می شویم :
این چوب نماد « قدرت جهانی » است که از دست آلمان خارج و به دست آمریکا افتاد ، و چنان این صحنه توصیف شده که انگار از هری پاتر در جهان فردی بهتر وجود ندارد !
همان طور که می بینید ، خانم رولینگ چطور یک واقعه تاریخی را در دل داستان جا داده است !!
بسیار مهم : در كتاب گفته شده كه چهار جادوگر مدرسه هاگوارتز را بنا كردند كه نام آنها به این صورت نوشته شده : گودریك گریفندور - هلگا هافلپاف - روینا رونكلاو - سالازار اسلیترین . اگر دقت كنید می بینید كه خواننده پس از خواندن این اسامی به این نتیجه می رسد كه هر اسم و فامیل با یك حرف الفبایی شروع می شود ، خواننده در ذهن خود مُخفف اسامی را می سازد : گودریك گریفندور GG – هلگا

هافلپاف HH - روینا رونكلاوRR – سالازار اسلیترین SS و ناگهان خواننده متوجه می شود كه مخفف نام آخری SS است كه با معادل كردن این واژه با سازمان امنیتی آلمان نازی كه اس اس (ss) نام داشت به این نتیجه می رسد كه همان طور كه اسلیترین فرد ظالمی بوده ، سازمان اس اس نیز یك سازمان مخوف بوده . این هم شیوه ای دیگر برای زنده کردن یاد یک سازمان اطلاعاتی است که به تاریخ پیوسته ؛ سازمان اس اس مَخوف ترین سازمان امنیتی زمان خود بوده و مانند سازمان های اطلاعاتی كنونی غَرب ، كشتار بسیار و زندانیان بسیاری داشته است .
نکته ی جالب دیگر این است که نشانی که بر پیشانی هری از اولین حمله ولدمورت به جا مانده ، همچون نشان صاعقه است ، و در فیلم های هری پاتر هم این نشان را به وضوح می بینیم ، که به صورت یک s شکسته است ؛ علامت سازمان اس اس آلمان نازی دو s شکسته است که کنار هم قرار دارد !!؛ ولی این یادآوری برای چه لازم است ؟ چرا خانم رولینگ به این كار دست زده ؟

چرا باید یک واقعه تاریخی را به این دقت در قالب یک داستان جا داد ؟!
چرا باید در ناخداگاه خواننده تاثیر این چنینی گذاشت ؟!
همان طور كه ملاحظه كردید ، خانم رولینگ با قلم جادویی خود سعی كرده هم سیر منطقی داستان به هم نخورد ( همان طور كه دیدیم جامعه جادوگری در یك جا جامعه ی اروپا را ترسیم می كند و در مقطعی كوتاه جامعه ی آلمان را ترسیم می كند و یا وزارت جادوگری در جایی دولت انگلیس را نشان می دهد و در جایی هم دولت آلمان را ) و هم یك موضوع تاریخی را در لابه لای واژه های این داستان قرار دهد . ولی چرا این موضوع تاریخی از دل تاریخ بیرون كشیده شده و در پوششی جذاب به مردم جهان عرضه شده ؟
آیا قصد زنده نگه داشتن یك اتفاق تاریخی كه به نحوی با موضوع هولوكاست ارتباط دارد در نظر بوده ؟
آیا هدف از آوردن این لایه ، اشاره به عاملینِ به وجود آورنده ی هولوكاست نیست ، تا از این رهگذر ، به نحوی غیر مستقیم به هولوكاست اشاره كند ؟
آیا هدف زنده کردن یاد و داستان هولوکاست نیست ؟
در ادامه این مقاله با لایه ی تحلیل شخصیت ها در متن آشنا می شوید و نکات جالب دیگری را می خوانید.
اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت