پاسخ به:نقد وبررسی ادبی
یک شنبه 3 مهر 1390 6:00 PM
افسانه معنویت در ادبیات كوئیلو

نویسنده: حمید رضا مظاهری سیف
معرفی کتاب:
حقیقت انسان به روح اوست و روح، ساكن عالم غیب است؛ از این رو، روح اگر چه اكنون در جهان ملموس مادی، هم آغوش تن خاكی به سرمی برد؛ اما ناآرام و جویای اصل خود و خواهان بازگشت به وطن خویش در عالم ملكوت است. از همین جاست كه میل به خیال و توهم برای تصویر پردازی عالمی دیگر، او را به خلق آثاری تخیلی و رؤیایی ازدنیایی مرموز، اسرارآمیز و ناشناخته واداشته.
كوئیلو نیز مانند میلیون ها نفر انسان عصر مدرن، آوای روح را در فراق از وطن خویش شنیده و از معدود كسانی است كه آن را جدی گرفته وبرای التیام درد هجران كاری كرده است؛ ولی ای كاش، او هم مانندمیلیاردها بشری كه ناله روح را می شنوند و كاری نمی كنند، خاموش می ماند و دست به كاری نمی زد؛ ای كاش، نام خدا و یاد عالم غیب، از راه آثار او به فرهنگ عمومی انسان امروزی باز نمی گشت و ای كاش، نویسنده ای چیره دست نبود یا دست كم از خدا و معنویت نمی نوشت، زیرا این خدایی كه در آثار كوئیلو زنده شده، همان خدای ناتوان وخطاكاری است كه در آثار نیچه مرد و رابطه با عالم غیبی كه به نام جادومطرح می كند، همان خرافات و توهماتی است كه در دوران رنسانس، مردمان را از دینداری و معنویت گرایی، ملول و رمیده ساخت.

كوئیلو می كوشد، با طرح مسئله سحر و جادو، به مصاف با نیازهای معنوی بشر برود. به گمان او، اگر بعدی جادویی و سحرآمیز به زندگی بیفزاییم، مشكل ارزش و معنای زندگی حل می شود و شور و نشاط به زندگی پوچ غم زدگان تمدن غرب باز می گردد.
در این نوشتار نویسنده کوشیده است تا چیستی سحر و جادو را در اندیشه و آثار كوئیلو باز كاود و نسبت آن را ا معنای زندگی بیابد و كاستی ها و كژی های اندیشه او را بررسی نماید.
فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است:

فصل نخست: سیری در آثار كوئیلو
● سحر و جادو
● روح جهانی
● افسانه شخص
● بعد انفسی افسانه شخصی
● بعد انفسی افسانه شخصی
● آوای دل
● خدای خطاكار
● رزم آور نور
● احساس جانشین خرد
● كنار آمدن با احساسات منفی
● زبان نشانه ها
● شهامت
● عشق
فصل دوم: نقد
● سراب سلوك
● تضاد ایمان و اندیشه
● در تسخیر شیطان
● بالندگی با اشد مجازات
● رؤیای از یاد رفته
● ستم پذیری و گناهكاری
● سراب آرامش و شادمانی
● راه نرفتنی
● نگاه نهایی
اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت