پاسخ به:نقد وبررسی ادبی
یک شنبه 3 مهر 1390 5:55 PM

خدا می داند چند راه برای شروع یک مقدمه وجود دارد ! مثلا می توان گفت :
خیلی رسمی شد . این هم بد نیست :
نه ...نه ... کلا کلمه "کاربر" آدم را یاد یک جور اجبار یا تحمیل می اندازد . البته " کار " که "بر" دوش شما نیست اما وقتی بگوییم "کار بر" انگار هست!!
پس جور دیگری شروع می کنم مثلا با یکی از ترکیب های زیر :
خیلی ...عجیب غریب است ، مخصوصا "هم سلیقه ی جان" ! با هم وطن عزیز هم که شروع کنم انگار بیانیه حزبی می خواهم بنویسم . "هم زبان " هم که این روزها همان "هم دم " شده ، کسی مگر اهمیت می دهد همین که من و تو هر دو فارسی صحبت می کنیم به خودی خود مهم و با ارزش است ؟
ای بابا... دراین قحط " هم دمی" لا اقل بگذار بازار مترادف های نا متعارفش گرم باشد . اصلا بیا هرچه هست مترادف " هم دم " کنیم :
هم زبان ،هم فکر ، هم دل ، هم راه ، هم قدم ، "هم دیگر" !
می گویم "هم دیگر" هم برای شروع بد نیست . مثل این :
_ خوب شد!
اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت