پاسخ به:نقد وبررسی ادبی
یک شنبه 3 مهر 1390 5:46 PM

حافظ در عرفان نیز، چه در عرفان عملی و سیر و سلوک و تهذیب نفس، چه در عرفان فلسفه آمیز نظری- چه مکتب عاشقانه عرفای ایرانی، چه مکتب ابن عربی- مقام ممتازی دارد. توصیفات و تلمیحات عرفانی او در ادب فارسی کمنظیر است. و به قول جامی «سخنان وی چنان بر مشرب ابن طایفه [= صوفیه] واقع شده است که هیچکس را آن اتفاق نیفتاده... هیچ دیوان به از دیوان حافظ نیست اگر مرد صوفی باشد.» (نفحات الانس، ص 614).
مهمترین پیامهای حافظ عشق و رندی است. درباره رندی بیشتر شمهای بیان شدو در باب عشق نیز سخنانی خواهد آمد .
نگرش و روش عرفانی حافظ مخصوص به خود و تکروانه است. حافظ نهادهای صوفیانه رسمی چون خرقه و خانقاه و پیر و پیروی و سلوک رسمی و ادعای کشف و کرامات و شطح و طامات را نمیپذیرد؛ سهل است آنها را دست میاندازد. و خرقه خود را رهن میکدهها میگذارد و آرزومند است که خرقه و سجاده را با جام بادهای معاوضه کند. و همواره در وسوسه سوزان به آتش کشیدن خرقه خود و خرقه سالوس مدعیان است. پیر میکده را در جامه اسطورهای پیرمغان، مرشد خود میگیرد و به جای خانقاه و صومعه، به دیرمغان یا خرابات مغان- که هیات اسطوره شده میخانه، و به عبارت دیگر ترکیبی از میخانه و خانقاه است- روی میآورد. و رند را که در ادبیات فارسی پیش از او نام و نوائی ندارد، و بلکه نامش ننگین است، به مقام انسان کامل و ولی میرساند.

فلسفه اخلاق حافظ نیز قابل اعتنایی جدی است. حافظ خودمنش اخلاقی نیرومندی دارد. نه اخلاق زهد و ترس و تعصب، بلکه اخلاق عارفانه، آزادمنشانه ورندانه. اخلاق حافظ اخلاق آزادگی است، اخلاق وارستگی از ریا و حرص و دروغ و دغل. حافظ سالها پیروی مذهب رندان کرده و به فتوای خرد امالفساد حرص را به زندان کرده است. روح بیباک حافظ مانند اولیاء الله «خوف» و «حزن» نمیشناسد. شادمانگی و شادکنندگی شعر حافظ، مانند آفتاب از در و دیوار دیوانش میتابد. حافظ که تاب نصیحتهای خشکه مقدسانه و زهد فروشانه را ندارد، و واعظ و ناصح را در بسیاری از ابیاتش آماج طعن و طنز خویش ساخته است، خود مجموعهای از والاترین پندهای حکمت آمیز و عبرتآموز اخلاقی که فلسفه زندگی او را تشکیل میدهد برای ما به ارمغان آورده است.
منبع : حافظ نامه - خرمشاهی
اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت