پاسخ به:نقد وبررسی ادبی
سه شنبه 29 شهریور 1390 5:24 AM
عطر ولايت در اشعار
بررسي مجموعه شعر «تا طلوع گل سرخ» * سروده عباس براتي پور
در اين مجموعه علاوه بر اشعار مختلف در موضوعات مختلف، به مضاميني چون دفاع مقدس، موضوعات عرفاني و آييني و اشعاري چند در موضوع جانبازان، شهدا و انقلاب اسلامي پرداخته شده است.

استاد براتي پور در پيشگفتار كتاب نفيس «تا طلوع گل سرخ» نگاشته است؛ «شعر اگر نه آيينه روزگار خود باشد، خود شعر نيست، كه روزگار را هيچ زباني به شفافيت شعر، ترجمان نبوده است. در همه ادوار تاريخ، شعر بوده كه تاريخ صحيح هر چه را يادداشت كرده است و شعر بيدروغ و نقاب، آيينه تمام نماي حوادث همه روزگاران است...»
«عباس براتي پور» اولين مجموعه شعرش را با عنوان «بهت نگاه» در سال 1369 منتشر کرد. از ميان آثار ادبي وي در چند سال اخير مي توان به اين عناوين اشاره کرد: «وعده ديدار» گردآوري اشعار درباره حضرت امام زمان(عج) «کتيبه شکيب»، «با شقايق ها برادر» و «سيناي سبزعشق» اشعاري درباره جانبازان، «عطش عشق» مجموعه اشعار عاشورايي، «داغ تشنگي» مجموعه اشعار کنگره بين المللي امام خميني(ره) و فرهنگ عاشورا، «سوار مشرقي» اشعاري درباره حضرت امام زمان«عج»، «در ساحل علقمه» مجموعه رباعي درباره حضرت ابوالفضل، «ماه در فرات» مجموعه غزل درباره حضرت ابوالفضل(ع)، «گزيده ادبيات معاصر»، «زيتون و زخم» درباره فلسطين، دل و دريا، سه مجموعه شعر (چشم بيدار، غم دلدار و بر تربت خورشيد) درباره رحلت امام خميني(ره) که در سال 68 توسط حوزه هنري چاپ و منتشر شده است.
«عباس براتيپور» درباره مضامين شعرهاي به كاررفته در مجموعه «تا طلوع گل سرخ» گفت: در اين مجموعه علاوه بر اشعار مختلف در موضوعات مختلف، به مضاميني چون دفاع مقدس، موضوعات عرفاني و آييني و اشعاري چند در موضوع جانبازان، شهدا و انقلاب اسلامي پرداخته شده است.
براتي پور در مجموعه «تا طلوع گل سرخ» در قالب هاي غزل، قصيده، رباعي و دوبيتي طبع آزمايي نموده است. سروده هاي او داراي مضامين عارفانه، عاشقانه، مذهبي، عاشورايي، انقلابي و اجتماعي است. اين اشعار داراي طرح و ساختار ويژه اي هستند و سبک اکثر شعرهاي مذهبي و انقلابي وي خطابي و روايي است که در آن جنبه ولايي پررنگ تر و قوي تر است و شاعر بنا بر مباني ديني و اعتقادي خويش، با خلاقيت و نوآوري به مضامين ارزشمند و گرانقدر انقلابي و مذهبي پرداخته است. براتي پور با به خدمت گرفتن دايره واژگاني گسترده و در عين حال ساده، روان و لطيف تلاطمي از امواج درياي بيکران احساسات مذهبي را فراروي ديدگان مخاطب به نمايش مي گذارد؛ که سروده «ضريح نوراني» در وصف امام رضا(ع) نمونه اي از اين هنرنمايي است:
|
«کنون که آمده ام عشق را به مهماني
|
|
دخيل بسته دلم بر ضريح نوراني
|
|
هلا اجابت سبز دعاي خسته دلان!
|
|
شود که جرعه عشقي مرا بنوشاني؟
|
|
به آب ديده بشويم غبار درگاهت
|
|
مگر که پرتو مهري به ما بيفشاني
|
|
... شب است و شوق حضور تو در دلم جاري ست
|
|
الا که راز دلم را تو خوب مي داني...!»
|
شعر اگر نه آيينه روزگار خود باشد، خود شعر نيست، كه روزگار را هيچ زباني به شفافيت شعر، ترجمان نبوده است.
يکي از شاخصه هاي شعر اصيل و جاندار وجود استعارات، تشبيهات و تشخيص هاي بديع و نو است که خوني تازه در کالبد شعر تزريق مي کند و برارزش ساختاري و محتوايي اثر مي افزايد؛ در اين مجموعه نيز شاعر با خلق مضامين و ترکيبات بديع و نوين به مضامين ولايي و مذهبي و انقلابي پرداخته است. به عنوان نمونه در سروده «شهيد عاشق» شاعر ارتباطي عميق و لطيف با مسئله شهادت و شهداي انقلاب برقرار نموده است و با زباني صادق و انديشه اي انقلابي نجوايي عاشقانه با اين ستارگان زميني سر مي دهد:

|
«عطر گل ياسمن را، در باغ ياد تو چيدم
|
|
روح سپيد سحر را، در صبح آيينه ديدم
|
|
تا طرح صبح نگاهت، در ساغر خاطرم ريخت
|
|
تصوير پاکيزه ات را بر پرده دل کشيدم
|
|
... روح کدامين بهاري کز ديده ام مي گريزي؟
|
|
مي رفت و آهسته مي گفت: «من عاشقم، من شهيدم»
|
اين شاعر متعهد و انقلابي در سروده «حجاب و عفاف» با رويکردي ادبي و معنوي به اين موضوع و با بهره مندي هنرمندانه از تلميحات و داستانهاي قرآني مسئله «حجاب» و مضمون سروده خويش ساخته است. براتي پور با نگاه و بيان لطيف ادبي که برخاسته از باورها و ارزش هاي عميق مذهبي است، مسئله حجاب و عفاف را در بستري از اعتقادات و ارزش هاي اجتماعي مذهبي، تعالي بخش روح و انديشه بانوي مسلمان مي داند:
|
اي زن! آيينه صفا با توست
|
|
پرتو نور کبريا با توست
|
|
مريم آن اسوه نجابت و شرم
|
|
محور عصمت و حيا با توست
|
|
همسر مصطفي(ص)، خديجه که هست
|
|
مظهر عفت و وفا با توست
|
|
انسيه، حوريه، محدثه اوست
|
|
فاطمه(س) روح مصطفي با توست
|
|
آسيه، هاجر، آمنه، زهرا
|
|
چار بانوي آشنا با توست
|
|
مادران شهيد مي گويند
|
|
حرمت خون لاله ها با توست
|
در سروده هاي «قدس» و «از گلوي سرخ» درک و بينش اجتماعي و سياسي شاعر نسبت به مسايل و بحرانهاي جهان اسلام به اشعار وي ارزش و اعتبار خاصي بخشيده است. اشعار وي با رويکردي ادبي که همراه با رقت احساس و حس بشردوستانه شاعر است جنايات و رفتارهاي غيرانساني متجاوزين به ملت هاي مظلوم و مسلمان فلسطين و بوسني هرزگوين را به تصوير مي کشند:

|
اي قدس، اي مانده به چنگال خبيثان
|
|
چون طائر پربسته سر در گريبان
|
|
اي ذره ذره خاک تو با غم هم آغوش
|
|
اي برج و باروي تو بار غصه بر دوش
|
|
... در دست اهريمن نگين قدس مانده ست
|
|
داغ اسيري بر جبين قدس مانده ست
|
|
... بالله حريم پاکت از دشمن بگيريم
|
|
آخر نگين از دست اهريمن بگيريم
|
بخش پاياني اين دفتر را رباعي هايي با مضامين مذهبي، آييني و انقلابي تشکيل مي دهد. «آيينه و ماه»، «آه شرربار»، «نماز ظهر عاشورا»، «حرم قدس» و «عطر انديشه» از جمله رباعيهاي اين دفتر است. نگاه براتي پور در سرودن رباعياتش بيشتر معطوف به واقعه عاشورا و درس هايي است که مي توان از اين قيام هميشه جاويد گرفت. وي در اين سروده ها نگاهي نافذ به اين حماسه انسان ساز دارد و شاخصه هاي اخلاقي برتابيده از اين واقعه جانسوز را در قالب زيباترين و شيواترين الفاظ و تعبيرات به گوش جان مخاطب مي رساند. ايمان، آزادي، آزادگي، ايثار، عزت، وفا، غيرت و جوانمردي از جمله درس هايي است که نور آن تا هميشه تاريخ تلالويي چشمگير و جهاني دارد و بانگ و نواي آن تا ابد در گوش جهان و جهانيان نويد آزادي و آزادگي سر مي دهد:
آزادي
|
دستي که به خنجر تو خنجر بگذاشت
|
|
خاموش طنين ناي تو مي پنداشت
|
|
غافل که به هر کجا روان بود سرت
|
|
بندستم از پاي جهان برمي داشت
|
گلاب اشک
|
بر سينه فشرد مشک را چون جانش
|
|
شد سوي فرات بر سر پيمانش
|
|
با ياد شکوفه هاي عطشان حسين(ع)
|
|
مي ريخت گلاب اشک از چشمانش
|
پينوشت:
* «تا طلوع گل سرخ» در 343 صفحه در شمارگان 8000 نسخه و به بهاي 3500 تومان از سوي نشر تكا منتشر شده است.
اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت