آسمانی ترین عهد
دوشنبه 28 شهریور 1390 11:07 PM
آسمانی ترین عهد
خطبه اى خواند سپس امر خدا تبیان كرد / جانشینى على را به عموم عنوان كرد

دوستش داشتم. نه، چیزی فراتر از دوست داشتن. اصلاً مگر میشد كسی او را ببیند، بشناسد، خلق و خویش را بداند و شیفتهاش نشود؟
از همان شام نخست كه آمد، پرسید من و «مسیره»1 كجا غذا میخوریم؟
گفتند: در اتاق خودمان.
گفت: از امروز همه بر سر یك سفره مینشینیم و ما نیز محبت او را بر سفرة دلمان نشاندیم و باورمان شد كه او مانند هیچ كس جز خودش نیست...
نمیدانم این غذاها برای میهمانان كافی است یا نه؟
همه اقوام نزدیك او میآیند: ابوطالب، ابوسفیان، ابولهب، ابوجهل و دیگر بزرگان قریش.
دیشب شنیدم كه او چند بار با خود زمزمه میكرد:
«و أنذر عشیرتك الأقربین».
نفهمیدم ماجرا چیست، امّا امروز همه چیز روشن میشود.
آمدند. همه آمدند.
طعام كه به پایان رسید، او شروع به سخن گفتن كرد و من صدایش را از پس پرده میشنیدم. خدا را حمد كرد و او را به بزرگی ستود.
آنگاه از صداقت خود گفت و سوگند یاد كرد به پروردگاری كه جز او معبودی نیست و خبر داد از یكتایی خدا، از رسالت خویش، از قیامتی كه برای همه در پیش است، از بهشتی كه نصیب نیكوكاران میگردد و دوزخی كه فرجام بدكاران است...
و بعد سكوتی سخت بود و دیگر هیچ.
با شنیدن صدای لرزان ابوطالب، نفسم كه در سینه حبس شده بود، رها گشت.
آرام و شمرده گفت:
راستیِ تو را تصدیق میكنم و تا زندهام از یاریات دست برنمیدارم.
افسوس كه فریاد ابولهب، شیرینی كلام ابوطالب را به تلخی دغدغهای جدی و ماندگار بدل ساخت.
ابولهب بیپروا و گستاخانه خروشید:
این رسوایی بزرگی است!
تو، پیامبر خدا!؟
قریش به سخره خندیدند...
افسوس كه فریاد ابولهب، شیرینی كلام ابوطالب را به تلخی دغدغهای جدی و ماندگار بدل ساخت.
ابولهب بیپروا و گستاخانه خروشید:
این رسوایی بزرگی است!
محمد(ص) فرمود:
فرمان خدا این است كه شما را به سوی او فرا بخوانم و اینك هر كس از شما كه مرا یاری كند برادر، وصی و جانشین من خواهد بود.
غوغایی در جانم برپا شد، هم مشتاق شنیدن بودم و هم مدهوش شنیدهها! حال عجیبی بود.
دلم میخواست میتوانستم پرده را كنار بزنم، چهرة حاضران را بنگرم و ببینم در مقابل درخواست او چه میكنند...
صدای دلنشین علی، بیتابیام را به قرار و اطمینانی ناب فرا خواند.
«ای رسول خدا من تا آخرین لحظة زندگیام برای یاری تو ایستادهام»
یك بار، دو بار و سه بار، سؤال پیامبر و پاسخ علی تكرار شد. او دستان علی را به گرمی فشرد.
چیزی مبهم نمانده بود.
***
چه كسی گمان میكرد یك بار دیگر نیز در غدیر ، این دو دست پاك در یكدیگر گره خورند و باز نام علی در زمین و آسمان طنینانداز گردد و نه تنها علی كه واپسین آشكاركننده حق نیز در همانجا معرفی شود و سفارشهای پیامبر دربارة مهدی عالم به گوش همگان برسد كه:
او ولی خدا در زمین میباشد و حكم و فرمان او، حكم و فرمان خداوند است... درود خدا بر او باد.2
سهیلا صلاحی اصفهانی/ماهنامه موعود شماره 94
پینوشتها:1. غلام خدیجه(س).
2. برگرفته از خطبه غدیر.
مطالبی که تبیان ، درمدح و ستایش امیر المومنان علی علیه السلام در روزهای پیش از این برای شما عزیزان قرار داده بوده است ؛ باشد که مستفیض گردید .
1 – ویژه نامه عید غدیر – غدیر در شعر فارسی2 - غدیریه
3 – از مهر علی دلم نخواهد بگسست
4 - گوهرهای ادبیات : کلام علی (1) و (2) و (3)
5 - صاحب سیف و القلم
6 – علی (ع) بود
7 – کیست مولا
8 – مهر علی (ع)
9 – مظهر کل عجائب
10 – فرزند کعبه
11 – با علی درهای رحمت باز شد
12 – ترجیع بند میلاد امیر المومنین(ع)
13 – میلاد علی (ع)
14 – از الف تا یا علی
15 – اقیانوسی عمود بر زمین
16 - ناگه زسوی خانه یکی ایزدی سروش...
17 – شب ز اسرار علی آگاه است
18 – شعر شیعی
19 – پرسید : یکتا پرست کیست ؟
20 – همه منهای او = هیچ
اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت