شكستن خویش
یک شنبه 27 شهریور 1390 4:15 PM
قدم اول در راه خدا، شكستن خویشتن و خود را فقیر و تهیدستِ مطلق دیدن است. یعنى انسان در عین قدرت و ثروت و علم و برخوردارى از مزایا و محاسن و خصوصیات مثبت و در اوج دارایى و توانایى، واقعاً -نه بهصورت تعارف- خود را در مقابل خدا، نیازمند و تهیدست و محتاج و كوچك و حقیر ببیند. این، آن روحیه كمال انسانى است كه البته باید با تمرین به اینجاها رسید.
شنیدم مرحوم حاج میرزا جواد آقاى تبریزى معروف -كه از بزرگان اولیا و عرفا و مردان صاحبدلِ زمان خودش بوده است- اوایلى كه براى تحصیل وارد نجف شد، با اینكه طلبه بود ولى به شیوه اعیان و اشراف حركت مىكرد. نوكرى دنبال سرش بود و پوستینى قیمتى روى دوشش مىانداخت و لباسهاى فاخرى مىپوشید؛ چون از خانواده اعیان و اشراف بود و پدرش در تبریز ملكالتجار بوده یا از خانواده ملكالتجار بودند. ایشان طلبه و اهل فضل و اهل معنا بود و بعد از آنكه توفیق شامل حال این جوان صالح و مؤمن شد، به درِ خانه عارف معروف آن روزگار، استاد علم اخلاق و معرفت و توحید، مرحوم آخوند ملاحسینقلى همدانى -كه در زمان خودش در نجف، مرجع و ملجأ و قبله اهل معنا و اهل دل بوده است و حتّى بزرگان مىرفتند در محضر ایشان مىنشستند و استفاده مىكردند- راهنمایى شد. روز اولى كه مرحوم حاج میرزا جوادآقا، با آن هیأتِ یك طلبه اعیان و اشراف متعین به درس آخوند ملاحسینقلى همدانى مىرود، وقتىكه مىخواهد وارد مجلس درس بشود، آخوند ملاحسینقلى همدانى، از آنجا صدا مىزند كه همانجا -یعنى همان دمِ در، روى كفشها- بنشین. حاج میرزا جواد آقا هم همانجا مىنشیند. البته به او برمىخورد و احساس اهانت مىكند اما خودِ این و تحمل این تربیت و ریاضت الهى او را پیش مىبرد. جلسات درس را ادامه مىدهد. استاد را -آنچنانكه حق آن استاد بوده- گرامى مىدارد و به مجلس درس او مىرود.
یك روز در مجلس درس (یا) بعد كه درس تمام مىشود، مرحوم آخوند ملاحسینقلى همدانى به حاج میرزا جوادآقا رو مىكند و مىگوید: برو این قلیان را براى من چاق كن و بیاور! بلند مىشود، قلیان را بیرون مىبرد؛ اما چهطور چنین كارى بكند؟! اعیان، اعیانزاده، جلوى جمعیت، با آن لباسهاى فاخر! ببینید، انسانهاى صالح و بزرگ را اینطور تربیت مىكردند. قلیان را مىبرد به نوكرش كه بیرون در ایستاده بود مىدهد و مىگوید: این قلیان را چاق كن و بیاور. او مىرود قلیان را درست مىكند و مىآورد به میرزا جوادآقا مىدهد و ایشان قلیان را وارد مجلس مىكند. البته این هم كه قلیان را بهدست بگیرد و داخل مجلس بیاورد، كار مهم و سنگینى بوده است؛ اما مرحوم آخوند ملاحسینقلى مىگوید كه خواستم خودت قلیان را درست كنى، نه اینكه بدهى نوكرت درست كند!
این، شكستن آن منِ متعرض ِ فضولِ موجب شركِ انسانى در وجود انسان است. این، آن منیت و خودبزرگبینى و خودشگفتى و براى خود ارزش و مقامى در مقابل حق قایل شدن را از بین مىبرد و او را وارد جادهاى مىكند و به مدارج كمالى مىرساند كه مرحوم میرزا جواد آقاى ملكى تبریزى به آن مقامات رسید. او در زمان حیات خود، قبله اهل معنا بود و امروز قبر آن بزرگوار، محل توجه اهل باطن و اهل معناست. بنابراین قدم اول، شكستن منِ درونى هر انسانى است كه اگر انسان، دایم او را با توجه و تذكر و موعظه و ریاضت -همینطور ریاضتها- پَست و زبون و حقیر نكند، در وجود او رشد خواهد كرد و فرعونى خواهد شد.
همه مفاسد عالم، زیر سر منیتهاى افراد بشر است. همه ظلمها، همهى تبعیضها، همه جنگها و خونریزیها، همه قتلهاى نابهحقى كه در دنیا اتفاق مىافتد، همه كارهایى كه زندگى را بر بشر تلخ مىكند و انسان را از سعادت خود دور مىنماید، زیر سر این منیت و فرعون درونىاى است كه در باطن من و شماست. اگر او را مهار نكنیم و این اسب سركش را كه در وجود ماست دهنه نزنیم، بسیار خطرناك خواهد بود. نه فقط براى خود انسان خطرناك است، بلكه به قدر شأن و تأثیر و شعاع وجودى هر كسى، براى دنیاى خارج از وجود و باطن خود او، خطرناك است. این منیت كه خود انسان را به خاك سیاه مىنشاند، به هر اندازهاى كه یك انسان قدرت دارد در دنیاى خارج و واقعى تأثیر بگذارد، به همان اندازه فساد ایجاد خواهد كرد. به همین خاطر است كه در قرآن مىفرماید: «أ لیس فى جهنّم مثوى للمتكبّرین» جهنم جایگاه متكبران است. گناهها، فسادها و بدبختیها از تكبر ناشى مىشود. كبرِ انسانهاست كه دنیایى را در باطن خود آنها و همچنین در فضاى محیطِ به آنها بهوجود مىآورد كه در آن دنیا، شیطان مسلط و همهكاره است.
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.