پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
جمعه 25 شهریور 1390 6:53 PM
رفتند روی گرده طوفان ، سوار ها
ما مانده ایم و فاصله ها و غبارها
یادش به خیر شور سواران مشرقی
تنگ غروب بود و تب شوره زارها
خورشید در کرانه ی باران قرار داشت
با چشم های ملتهب بی قرارها

رفتند و رفت آنچه نشان از بهار بود
پاییزها گذشت و نیامد بهار ها
این باغ ها به فصل رسیدن نمی رسند
بی حاصلی ست حاصل این برگ و بارها
کو آن برهنه تیغ که بر جای مانده بود
از کوله بار غیرت آن تکسوار ها !؟
این ننگ بس که رنگ جماعت گرفته ایم
ما هم یکی شدیم از این بی شمارها !
اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت