پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
جمعه 25 شهریور 1390 6:08 PM
![]()
من سرخی خاک جبهه ها را بوسم |
| خاک ره مردان خدا را بوسم |
| بوسد چو امام دست و بازوی مرا |
| من خاک شوم دست امام مقتدا را بوسم |

| دو چشم تیز بینم را مبندید |
| که تا مردم ببینند چشم بازم |
| که هرگز کورکورانه نرفتم |
| بسوی جبهه تا جان را ببازم |

| شیون مکن مادر در مرگ خونبارم |
| بگذر ز من دیگر شوق خدا دارم |
| گر کشته گردیدم در جبهه ها مادر |
| بهرم مکن زاری بهرم مزن بر سر |
| یک پرچم سبزی بر خانه زن مادر |
| بهرم چراغان کن این کوچه را یک سر |

| خوش جبهه ایست حیف که گلچین روزگار |
| فرصت نداد که ریشه ی کفار برکنیم |

| شهید راه وطن این منم که در خاکم |
| ز دهر دیده فرو بسته ام در افلاکم |
| بامر حق بخروش آمدم سوی باطل |
| بجنگ کفر من آن حق پرست بی باکم |
| طمع به خاک وطن داشت خصم و غافل بود |
| که در برابر او سخت کوش و چالاکم |
| اگر چه کشته آزادی وطن گشتم |
| کنون بخاک سیه سر نهاده صد چاکم |
| ز خون من پس از این لاله روید و گوید |
| به تربتم چه نشستی مجو که غمناکم |
| شهید راه وطن مست عشق حق باشم |
| که بی نیاز بتابوت و چوبه تاکم |

| دوست ندارم که در حجله بختم به سعادت برسم |
| دوست دارم که در سنگر عشقم به شهادت برسم |
اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت