0

اشعار دفاع مقدس

 
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
جمعه 25 شهریور 1390  6:06 PM

اینجا درست مرز سکوت و ترانه است

گل شقایق

تیمم عشـق :

 

تاریخ با حضور تو تکرار می شود
وقتی عقاب حادثه بیدار می شود

از پشت نخل های تنومند روزگار

خورشید عاشقانه پدیدار می شود

اینجا درست مرز سکوت و ترانه است

بی تو تمام شهر به فکر بهانه است

بر شانه های شهر چه مغرور می روی

پرواز تو به سمت افق عاشقانه است

بی تو زمین چه حال و هوایی عجیب داشت

در سینه اش حرارت بغضی نجیب داشت

یک شب میان خواب سری هم به ما بزن

با ما بگو که شهر چرا عطر سیب داشت

ما راه را به یمن شما گم نمی کنیم

دیگر هوای خوشه ی گندم نمی کنیم

تا عطر لاله از دل تاریخ می وزد

جز بر مزار عشق تیمم نمی کنیم

 

                                             زهرا سجادیان                        

رز سرخ

 

اشک جدا، چشم جدا:

بی شما بر سر ما خاک عزا می ریزد

آسمانی که شما و دل ما می ریزد

در کویر دل ما بارش ابری نگرفت

ابر از گوشه ی چشمان شما می ریزد

گر چه تاریخ جلو آمده اما اینجا

خونتان هم جهت کرببلا می ریزد

تلخیِ واقعیّت را که جهان می فهمد

خون از این چشم جدا، اشک جدا می ریزد

بی شما شهر و خیابان چه مدرن است ولی

از ستون های زمین مرگ و بلا می ریزد

اگر امروز عزیزان به زمین برگردید

آبروی همه ی ما به خدا می ریزد

از همان اول این شعر دلم دزفول است

تازه فهمیده ام این اشک چرا می ریزد

 

                                                 امیرحسین نورالدینی شاه آبادی

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها