پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
جمعه 25 شهریور 1390 6:05 PM
آن چه خواهید خواند شعری است از شاعر بسیجی ، علیرضا قزوه. از فحوای شعر چنین برمی آید كه در رثای شهید «بهروز مرادی» سروده شده است و با الهام از شعر «ممد نبودی ببینی / شهر آزاد گشته» است:

| بهروزهم رفت ممد! با آخرین لاله چینی |
| آزادی شهر ما را، ممد! نبودی ببینی |
| ممد نبودی و بودند آنان كه هرگز نبودند |
|
عاشق تر از تو كسی نیست، ممد! تو عاشقترینی |
|
محو كدام آستانی، غیر هوالهو هوالهو |
|
مانند تو عارفی كو، با روح قرآن قرینی؟ |
|
آتش شدی، میشدی، می، خالی شدی، نی شدی، نی |
|
بیرون شدی – دف شدی، دف ـ بیپوست، بیپوستینی |
|
گفتی بمیریم در عشق، در عشق باید بمیریم |
|
مردید، مردید، مردید، با مرگ زیباترینی |
|
در من رسوب درختان، در من غروب زمستان |
|
ممد !كجایی كه امروز، پایان من را ببینی |
|
دیروز، شبهای سنگر، امروز، شبهای دربند |
|
دیروز، درد حقیقی، امروز، درد زمینی |
|
از قله پایین بیایید! ای عارفان دروغین |
|
دیدم كه صبحی ندارد، پایان این شبنشینی |
اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت