تغييرات هميشگي زندگي ما
پنج شنبه 24 شهریور 1390 5:33 PM
زندگي ما داراي فراز و نشيب هاي بسياري است. جوان ها در طول زندگي موقعيت هاي متفاوتي را مي پذيرند و ايفا مي كنند. برخي از اين موقعيت ها زيبا، مثبت و لذت بخش و به يادماندني اند؛ در صورتي كه بعضي از آنها زشت، منفي، رقت بار و فراموش شدني هستند.
موقعيت هاي زندگي و تصميمات حياتي آنها همگي مثبت و منفي، تلخ و شيرين، زشت و زيبا است، اما واقعي و به ياد ماندني اند.
توانايي هاي جسمي، توانايي هاي ذهني و روحي، شرايط و موقعيت هاي اجتماعي و محيطي هر جوان وابسته به نقش هايي است كه آنها در طول زندگي مي پذيرند.
در واقع، رفتار، عملكرد و يا وظيفه اي است كه جوان در شرايط و موقعيت هاي معين در گروه هاي اجتماعي و براساس برعهده مي گيرد. بسيار حائز اهميت است.
تعهدات متفاوت
در دوران متفاوت
جوانان براساس ويژگي هاي فردي همچون سن، جنس، تحصيلات، نژاد، طبقه اجتماعي در طول زندگي، شرايط پذيرش و ايفاي مسئوليت هاي متفاوتي را پيدا مي كنند.
اين مسئوليت ها با تغيير هر يك از ويژگي ها دستخوش تغيير مي شوند.
در زندگي نيز جوانان براساس ويژگي هاي ياد شده تعهدات متفاوتي را در طول زندگي اجرا مي كنند.
مهم اين است كه محتواي اصلي مسئوليت را خوب درك و آن را به بهترين نحو ممكن اجرا كرد. يكي از تاثيرگذارترين ويژ گي ها در پذيرش و تغيير موقعيت ها سن افراد است.
اين در حالي است كه در بيشتر جوامع سن مانع از پذيرش بعضي از مسئوليت هاي اجتماعي مي شود. در اين جوامع، موقعيت ها و پست هاي اجتماعي، حقوق، وظايف و مزاياي ويژه، هميشه به گروه هاي سني خاصي تعلق دارد و افراد داراي سنين بالا از پذيرش اين نقش ها محروم مي شوند.
اما مي بايست هميشه به اين واقعيت توجه كرد كه در هر حال با گذشت زمان و افزايش سن در طول زندگي، مسئوليت هاي اجتماعي كه افراد مي پذيرند و در قالب آن ايفاي نقش مي كنند، در حال تغيير است.
جامعه نيز از سنين مختلف توقعات و انتظاراتي متفاوت دارند. براي مثال، در جامعه انتظاري كه از يك جوان در مورد ساعات، نوع و نحوه اشتغال مي رود، با يك فرد مسن بسيار متفاوت است.
اصطلاح گروه هاي سني در بسياري از جوامع رايج است. در واقع اين وضعيت به ما مي گويد كه افراد در موقعيت ها و برهه هاي مختلف زندگي چه نقشي را بايد ايفا كنند.
اصل تغيير وظيفه هاست
بعضي از وظايف توسط قوانين تعريف مي شوند، در حالي كه بعضي از مسئوليت ها در فرهنگ و آداب جامعه شكل مي گيرند. در هر حال، اكثر موقعيت ها تحت تأثير سن قرار دارند، به طول مثال، در اكثر جوامع بشري محدوديت هاي فراواني براي كودكان و سالمندان وجود دارد كه ناشي از آن است كه ديگران گمان دارند كه آنان توانايي، ظرفيت، دانش و قدرت فيزيكي لازم براي ايفاي بسياري از نقش ها را ندارند.
مسئله حائز اهميت در موقعيت هاي اجتماعي، اصل تغيير وظيفه هاست. افراد بويژه سالمندان بايد آمادگي لازم براي تغيير نقش ها را داشته باشند. آنان بايد بتوانند وظيفه هاي گذشته را كه زمان ايفاي آنها سپري شده است، به فراموشي بسپارند و مهياي پذيرش نقش هاي جديدي شوند.
جوانان با گذراندن بلوغ جسمي و فكري به تشكيل خانواده مستقل و ترك والدين خود مي انديشند. تعداد زيادي از فرزندان به دلايل مختلف شغلي، تحصيلي و ساير موارد مجبور به ترك خانه پدري و حتي مهاجرت به شهرهاي دور و كشورهاي ديگر مي شوند.
در اينجا، وظايف پدران و مادران دچار تغيير مي شود و پدرها و مادرها بايد اين تغيير موقعيت را به خوبي درك كرده، خود را آماده پذيرش وظايف جديد در برابر جوانان خود كنند. آناني كه نمي توانند اين تطابق را به خوبي درك كرده، از پذيرش نقش جديد عاجزند، خود و فرزندان خود را با مشكلات فراوان مواجه مي سازند.
بروز مشكلات در زندگي
در اين مورد ارائه خدمات مشاوره به جوانان و خانواده هاي آنان مي تواند در پذيرش نقش هاي جديد مفيد باشد.
يكي ديگر از مسائلي كه در دوران زندگي مان دچار تغيير مي شود، تغيير شغلي ما است. با رسيدن به سن بازنشستگي، يا حتي دوره جواني فرد موقعيت شغلي خود را از دست مي دهد.
به همين دليل تغييراتي در وضعيت اقتصادي و رفاه مادي او به وجود مي آيد. پيامدهاي اين مسئله با توجه به اختياري بودن و يا اجباري بودن آن در ميان ما متفاوت است، ولي آنچه اهميت دارد اين است كه نظام هاي حمايتي اجتماعي بايد به دنبال تعريف موقعيت هاي جديد و جايگزين كردن آن با نقش قبلي افراد به ويژه جوانان باشد.
دردوره كهنسالي، احتمال فوت همسر و ادامه زندگي به تنهايي بسيار فراوان است. با توجه به اين كه نرخ اميد به زندگي در زنان بيشتر است و احتمال عواملي همچون تصادفات جاده اي، حوادث كار و جنگ براي مردان بيشتراست، تنهايي در زنان شايع تراست.
بعد از فوت همسر در هر دوره سني، وظيفه همسري و بعضي از موقعيت هاي عاطفي كه افراد ايفا مي كنند از بين مي ر ود و حتي موقعيت هويتي افراد نيز دچار تغيير مي شود؛ بويژه اگر آنان وابستگي زيادي به همسرشان داشته باشند.
اما نبايد فراموش كرد كه براي افراد هميشه فرصت هاي مناسب براي بازگشت به زندگي جديد وجود دارد. آنان بايد آمادگي ايفاي نقش هاي جديد را در خود فراهم آورند و درجست وجوي نقش هاي اجتماعي متناسب با سن، موقعيت و شرايط خود باشند.
همه ما در دوران پيري ناتواني هايي مانند كاهش توان بدني، كم تحركي، درد مفاصل، كاهش قدرت بينايي، كاهش قدرت شنوايي، كاهش انعطاف پذيري و عضلات و اندام ها را تجربه مي كنيم. البته درجه و شدت آنان در افراد مختلف متفاوت است و بستگي زيادي به سبك زندگي آنان دارد.
در دوران پيري وابستگي سالمندان به فرزندشان همچون وابستگي كودك به مادر است، وابستگي به افراد است كه اين وابستگي امكان دارد جسمي و يا مادي باشد.
وابستگي مادي زماني است كه سالمندان براي برآوردن نيازهاي خود حتما به كمك هاي مادي ديگران محتاج باشند و استقلال مالي نداشته باشد.
دراين جا، نقش خانواده، جامعه و نظام هاي حمايتي دولتي و غير دولتي از اهميت ويژه اي برخوردار است. آنان با كمك فرد سالمند مي بايست از تمامي امكانات، تجهيزات و منابع جامعه استفاده كنند تا استقلال فردي سالمند را حفظ كنند.
دربسياري از مواقع، مي توان با كمك گرفتن از تكنولوژي، استفاده از وسايل توان بخشي، مناسب سازي محيط و... مشكلات جسمي و استقلال سالمندان را كاهش داد.
پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.
عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!