تاريخ در انتظار مردي ديگر
چهارشنبه 23 شهریور 1390 1:00 PM
اميد مهدي نژاد
1
در پرده قيل و قال گفتيم و نشد
از پنجره خيال گفتيم و نشد
گفتند: بگو، تا دلت آرام شود
گفتيم ، هزار سال گفتيم و نشد
2
شب بود و ستاره بود و خورشيد نبود
پايان هزاره بود و خورشيد نبود
بر خاك خروس مرده اي حك شده بود
يك حنجر پاره بود و خورشيد نبود
3
بر جاده سوار نه؛ كه گردي ديگر
اين تازه شروع فصل سردي ديگر
ما منحصرا در شب عشرت مرديم
تاريخ در انتظار مردي ديگر
پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.
عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!