0

گنجشک

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

گنجشک
جمعه 25 تیر 1389  10:12 PM

 

گنجشک به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم آرامگه خستگی ام بود، سر پناه بی کسی ام بود، طوفان تو

آن را از من گرفت. کجای دنیای تو را گرفته بودم؟ خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود، تو خواب بودی باد

را گفتم لانه ات را واژگون کند آنگاه تو از کمین مار پر گشودی!!! چه بسیار بلاها که از تو به واسطه محبتم

دور کردم و تو ندانسته سخن می گویی.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها