از ضحاك تا آناهيتا
یک شنبه 30 مرداد 1390 6:58 PM
تا همين يك قرن پيش، پيروزي يا شكست يك سپاه بستگي به راهپيداكردن به قلعهها داشت. قلعههايي که گاهي روي بلندي ساخته ميشدند و برج و حصار و بارو داشتند، گاهي جايشان در دشتها بود و گذشته از حصار، خندقي داشتند كه در زمان جنگ پر از آب مي شد و گاهي دالان هاي تودرتويي به نام نارين بودند که روي هم قلعهاي بزرگتر به نام کهندژ را تشكيل ميدادند. مي گويند «نارين» به معني «کوچکبودن» است اما عده اي معتقدند که اين کلمه از رنگ و شکل خورشيد گرفته شده است. در کهندژ کاخها و ساختمانهاي دولتي و معبدها قرار داشت. ديوار دژها معمولا از خشت و گل ساخته ميشد و بعضي وقتها پهناي آن به قدري زياد ميشد كه چند نفر سوار بر اسب در کنار هم از روي آن ميگذشتند.
ضحاک که در اصل آژي دهاک بوده، به معني دروغ و فريب است که معمولا
لقبي براي اهريمن يا ديوي خاص بوده است. افسانهها ميگويند ضحاک به
آناهيتا پيشنهاد صد اسب، هزار گاو نر و 10 هزار گوسفند کرد تا بتواند زمين را
از جمعيت خالي کند ولي آناهيتا نپذيرفت
ضحاک و قلعه اش

اين تصويري نمادين از ضحاک است که بر روي يک اثر باستاني پيدا شده است. بنابر اسطورهها، ضحاک ماردوش در قلعه ضحاک زندگي ميكرده و کاوه آهنگر از يکي از محلههاي قديم هشترود با نام «خروجستان» عليه او قيام ميکند و او را از تخت پايين ميکشد.
ضحاک که در اصل آژي دهاک بوده، به معني دروغ و فريب است که معمولا لقبي براي اهريمن يا ديوي خاص بوده است. افسانهها ميگويند ضحاک به آناهيتا پيشنهاد صد اسب، هزار گاو نر و 10 هزار گوسفند کرد تا بتواند زمين را از جمعيت خالي کند ولي آناهيتا نپذيرفت.
قلعه ضحاک در 3 کيلومتري ايستگاه خراسانک و بر فراز کوهساري که تونل مستقيم و طويل 2 کيلومتري راهآهن مراغه به ميانه از آن ميگذرد، قرار گرفته است. عدهاي از باستانشناسان بناي قلعه ضحاک را مربوط به دوران مادها ميدانند که در همه دورههاي بعدي هم استفاده شده و در دوره اسلامي وسيعتر شده است.

اين چهارطاقي بخشي از بناي قلعه ضحاک است. جالب است كه از اين چهارطاقي فقط استفاده آييني نميشده و كاربرد نظامي هم داشته است. سربازي ساساني را تصور کنيد كه بالاي چهار طاقي مشغول کشيک است تا به موقع، نزديکشدن دشمن را اطلاع دهد. در قلعه ضحاک بقاياي بهجامانده از دوران مادها هم پيدا شده است.
اين بنا تا دوره اسماعيليه کاربرد داشته و بسيار آباد بوده است. اين چهارطاقي تنها بناي به جامانده از دژ عظيم ضحاک است. بنابر افسانهها، اين بنا محل سکونت ضحاک ماردوش بوده و به افتخار آناهيتا - ايزد بانوي عشق و باروري و آبهاي روان ايران باستان - ساخته شده است.
قلعه ناصري

داستان اين قلعه شنيدني است. شاهزاده فيروزميرزا فرمانفرما در سال 1264 هجري قمري - وقتي كه حاكم كرمان بود- اين قلعه را ساخت تا مرکز حکومت بلوچستان را از بمپور به ايرانشهر منتقل كند.
اما پس از مدت کمي قواي بلوچ و حکام محلي، سربازان قاجار را از اين قلعه بيرون کردند و خودشان در آن مستقر شدند و از آن عليه خود قاجاريان استفاده کردند. با کمک اين قلعه بهرامخان و دوستمحمدخان - که هر دو بلوچ بودند – مدتها بر بلوچستان حکومت کردند بدون آنکه دولت مرکزي قاجار بر آنها تسلطي داشته باشد.
اما در نهايت در سال 1307 هجري شمسي قواي رضاخان قلعه را گرفتند. در سالهاي اوليه انقلاب اين قلعه به شدت تخريب و بناهاي داخل آن ويران شد اما اخيرا ميراث فرهنگي حصار قلعه را بازسازي كرده است.
نارين قلعه

بعضيها نارين قلعه را همان دژ سفيد شاهنامه ميدانند. اين قلعه بالاي يک تپه و مسلط به اطراف ساخته شده و اطراف آن را هم خندق کندهاند.
يک روايت افسانهاي هم حکايت از آن دارد که قلعه در زمان کيومرث ساخته شده و اولين آدمها از راه آب و دريا به آن پا گذاشتهاند.
بعضيها هم آن را ساخته سپهبد ساساني- مهبد- ميدانند. مهبد از سرداران قباد و انوشيروان بود.
در نزديکيهاي نارين قلعه ميبد سفالهاي رنگي و نقشدار از دوران عيلامي بهدست آمده که بيش از 4000 سال قدمت دارند و به خاطر همين قدمت زياد ساختمان قلعه به زيگورات يا معابد عيلامي شبيه است.

مردم ميگويند اين قلعه را ديوها ساختهاند و همه گنج حضرت سليمان (ع) اينجاست. از اين قلعه که كاملا از خشت و گل ساخته شده است، در دورههاي مختلف تاريخي به عنوان ارگ حکومتي يا دژ نظامي استفاده ميشده.
اوج اقتدار اين قلعه در پيش از اسلام، مربوط به دوره ساسانيان و پس از آن مربوط به دوره آل مظفر است. عضي اين کهندژ را سرآغاز شروع آباداني يزد ميدانند. پيچهاي تودرتوي قلعه، كشمكشها و جنگهاي زيادي را به خود ديده است.
قلعه، يك قلعه نظامي بوده ولي بعضي با توجه به شکل 5 طبقه آن احتمال ميدهند که زيگورات بوده و از آن به عنوان معبد استفاده ميکردهاند.
ميمون قلعه
در اين قلعه هيچ اثري از ميمون نيست. ميمون قلعه در دوران حكومت عباسيان ساخته شده و در شمال جاده کمربندي شهرستان قزوين و شرقامامزاده حسين قرار گرفته است. با اين حال، نارين قلعه يا نارنج قلعه، مهمترين بناي تاريخي اين شهر است. پايگاه پژوهشي ميبد، طبق آخرين کاوشها قدمت نارين قلعه را تا قبل از هزاره سوم پيش از ميلاد تخمين زده است.

درباره اسم اين قلعه مي گويند در دوره بني عباس، هارونالرشيد - که بعد از برادرش به خلافت رسيد - در راه سفر به خراسان وارد قزوين شد و دستور داد مسجدي در آن شهر بسازند و ديواري هم به دور شهر بكشند. بعد از آن، مبارک ترک - که يکي از غلامان آزاد شده توسط مامون يا معتصم بود - در آنجا قلعهاي ساخت و اين قلعه به مبارک قلعه مشهور شد و چون مبارک و ميمون مترادف هستند، در طول زمان به ميمون قلعه تغيير پيدا كرده. اين قلعه 2 طبقه است و بررسيهاي باستانشناسي نشان ميدهد كه از طبقه پاييني - كه زير زمين است - به عنوان زندان استفاده ميشده است. تصور زندانيشدن در چنين مکاني هم انسان را به وحشت مياندازد.
اللهم صلی علی محمد وآله