0

زندگي نامه ايت اله مدرس

 
fkhajehahmadi
fkhajehahmadi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 821
محل سکونت : تهران

پاسخ به:زندگي نامه ايت اله مدرس
دوشنبه 24 مرداد 1390  8:21 AM

شهید مدرس پس از ترور در بیمارستان


حق در محاق

با پایان یافتن انتخابات دوره ششم در 22 مرداد 1307 و فرا رسیدن دوره هفتم، رضاخان تصمیم گرفت به هر طریق ممکن از راه یافتن مدرس و یاران و همفکرانش به مجلس جلوگیری کند.
انتخابات این دوره کاملاً فرمایشی بود و همزمان با برگزاری آن تقریباً تمامی یاران و طرفداران مدرس در زندانها و تبعیدگاههای رضاخان به سر می بردند.
هنگام رأی دادن، مأموران، مردم را تحت فشار قرار می دادند تا از رأی دادن به مدرس خودداری کنند و اگر فرد از جان گذشته ای، نام ایشان را در برگه رأی می نوشت، به مجازاتهای سخت دچار میشد.

با وجود اختناق شدید، مردم تهران فعالیت زیادی نمودند، ولی عوامل رضاخان صندوقها و رأی ها را عوض کردن و گستاخی را به حدی رسانیدند که حتی یک رأی به نام مدرس از صندوقها بیرون نیامد. یک روز مدرس در جلسه ای گفته بود:
«اگر بیست هزار نفر از مردم که در دوره گذشته به من رأی دادند همگی مرده باشند یا رأی نداده باشند، پس آن یک رأی که خودم به خودم دادم، چه شده است؟!»


تبعید و پیراهن خونین

با بالاگرفتن ظلم و فشارها بر آن فقیه مجاهد ، دستور تبعید ایشان توسط رضاخان صادر می گردد .رییس شهربانی تهران که کینه بخصوصی با مدرس داشت و در پی فرصتی می گشت شب دوشنبه 16 مهرماه 1307 ش. به اتفاق چند پاسبان مسلح از تاریکی شب استفاده کرده، کوچه میرزا محمود (محل سکونت مدرس) را زیر نظر گرفت، ماشینی را سر کوچه آماده کرد و سراسر محل را مأمور گذاشت.

عده ای پاسبان به سوی خانه رفته، در زدند. خدمتکار مدرس در را باز کرد. به محض باز شدن در، مأموران مسلح به درون خانه ریختند و لحظاتی بعد صحن خانه پر از مأمور شد.
مدرس که از این اوضاع به شدت خشمگین شده بود، فریاد زد: «به کدام اجازه وارد خانه من می شوید! مملکت اینقدر بی صاحب شده است!»

درگاهی - رییس شهربانی - با چکمه لگدی به سینه استخوانی مدرس زد و خود را روی پیرمرد انداخته و سید بزرگوار را کتک زد، سپس حکم تبعید را به مدرس داد و به مأموران اشاره کرد که سید را سر برهنه و بدون عبا دستگیر کنند! آنها حتی نگذاشتند مدرس کفش به پا کند و همان شب بدون اینکه مردم متوجه شوند مرحوم مدرس به خواف تبعید گردید .

پس از این درگیری، خانه مدرس را مورد بررس قرار دادند، هنگام تفتیش، بقچه ای را یافتند که بسته ای در آن بود.

مأموری که آن را یافته بود با هیجانی خاص به خیال آنکه اسناد و مدارک مهمی به دست آورده آن بسته را گشود. اما پیراهن خون آلودی را در آن مشاهده کرد. این پیراهن مربوط به زمانی بود که آن مجتهد آگاه را هدف گلوله قرار داده بودند و آن را برای قرار دادن در کفن نگه داشته بود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها