0

زندگي نامه ايت اله مدرس

 
fkhajehahmadi
fkhajehahmadi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 821
محل سکونت : تهران

پاسخ به:زندگي نامه ايت اله مدرس
دوشنبه 24 مرداد 1390  8:20 AM

متقابلاً سیلی محکمتری از جانب سید محی الدین مزارعی (وکیل شیراز) به ضارب زده شد. ولی صدای سیلی اول – که با گونه مجتهدی آگاه و فقیهی مبارز و متعهد آشنا شده بود – نه تنها همچون رعد در تهران و اطراف آن منعکس و پراکنده شد، بلکه مانند کبریتی که به انبار باروت برسد، در افکار و احساسات مردم آین شهر انفجاری عظیم به وجود آورد. این سیلی، تعداد زیادی از مردم مسلمان تهران را در خیابانها به راه انداخت.

مخالفت مدرس با اقدامات رضاخان

مدرس که میدانست اقدامات سردار سپه و طرفدارانش شدت و سرعت افرونتری گرفته و ممکن است آنها طرح تغییر نظام به «جمهوری» را به مجلس آورد، بر آن شد تا مجلس را از اکثریت بیندازد تا در صورت طرح این مواد، مجلس حدنصاب لازم را برای تصویب قانون دارا نباشد.
همچنین مدرس از فرصت تعطیلی ایام نوروز هم استفاده کرد و ضمن بسیج مردم تهران عده ای از نمایندگان را به قم فرستاد تا حوادث را با مراجع روحانی در میان بگذارند.

رضا خان که خود را درمانده می دید، در روز 18 فروردین 1302 ش. به حالت قهر به آبادی «بومهن» - واقع در 40 کیلومتری تهران – رفت.

بعد از رفتن وی افراد نظامی و اجیرشده به مجلس فشار آوردند که باید سردار سپه را برگردانند و مجلس استعفای او را قبول نکند و شایعه کردند که اگر بر نگردد کودتا میکند.
ولی شهید مدرس به نمایندگان واقعی مردم دلداری داداه، گفت: «نترسید، او نمی تواند کودتا کند، و اگر هم کودتا کند {فقط} من را که با او مخالف هستم می کشد. بنابراین بگذارید بیاید و مرا بکشد و این اوضاع تمام شود.»

ولی اکثر نمایندگان سخنان او را قبول نکردند و عده ای را برگزیدند تا بروند و سردار سپه را برگردانند. طرفداران رضا خان هم طبق نقشه قبلی ترتیبی دادند تا در جلسه ای که بناست به رضاخان رای دهند مرحوم مدرس حضور نداشته باشد .



اختناق و فشار بر مرحوم مدرس

طولی نکشید که طرفداران رضاخان ، محیطی از اختناق و وحشت به وجود آوردند که کسی نمی توانست به نفع مدرس فعالیت کند. اما مردم تهران بیکار ننشستند و در هر فرصتی نفرت خود را از ستم و حمایت خویش را از اسلام و قرآن اعلام می کردند.




استیضاح دولت

فشارهای زیادی به یاران مدرس وارد می آمد و از هر طرف عرصه بر آن بزرگوار و حامیانش تنگ تر می شد، تا جایی که در مجلس هم نمی گذاشتند آزادانه حقایق را بگویند و از زورگویی و ستمگری قوای حاکم پرده بردارند.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها