پاسخ به:آيةالله عبدالنبي نمازي
شنبه 22 مرداد 1390 11:50 AM
در سالهاي پس از آن، كه براي تبليغ به شيراز ميرفتم پس از گذشت چند جلسه سخنراني به ادارهي اطلاعات براي دادن تعهد احضار شدم ولي به دليل خودداري از رفتن نهايتاً جلسات را تعطيل نمودند و اجازهي منبر رفتن را به بنده ندادند و بنده ناگزير شدم براي تبليغ از شهر شيراز به روستاها بروم و گاهي هم به قم برميگشتم. پس از مدتي به دليل حساس شدن دستگاه اطلاعات و امنيت شيراز به بنده در سال1355 شمسي به شهر بندرعباس سفر كردم و در آنجا هم جلسهي سخنراني بنده در نيروي دريايي ارتش از سوي اطلاعات شهرباني تعطيل شد، زيرا از من خواستند تا براي شاه دعا كنم اما بنده نپذيرفتم. پس از آن يك سال هم دههي محرم در تهران مسجد پامنار منبر رفتم اما به علت مشكلاتي كه دستگاه امنيتي شاه فراهم ميكرد، تصميم گرفتم تعطيلات حوزه را در قم بمانم و كارهاي علمي را دنبال كنم تا اينكه در سال 1357 هجري شمسي انقلاب اسلامي پيروز و نظام سلطنتي شاه سقوط كرد.
الف: ارتباط با گروههاي مبارزاتي و بهخصوص حضرت امام خميني (قدس سره)
بنده بيشترين و نزديكترين ارتباط سياسي را با مرحوم آيه الله مجاهد حاج عبدالرحيم رباني شيرازي رحمه الله داشتم. در سالهاي قبل از پيروزي انقلاب به دليل نگرانيهاي اصحاب انقلاب از نابود شدن اسناد تاريخي نهضت با راهنمايي و تشويق ايشان قرار شد بنده و جمعي از دوستان اسناد نهضت را جمعآوري و ثبت نماييم.