پاسخ به:رمضان در اسارت (1)
چهارشنبه 19 مرداد 1390 11:39 AM
رمضان در اسارت (3)
برای سحری مکافات داشتیم
هرساله ماه مبارک رمضان شور و حال دیگری داشت. در سالهای اول اسارت واقعا برای سحری مکافات داشتیم. نهار را تا وقت اذان مغرب نگهداری کرده و به جای افطاری میل می کردیم و صبحانه را برای سحری نگه می داشتیم. این در شرایطی بود که نه وسیله گرم کننده داشتیم و نه یخچال برای حفظ مواد غذایی.
اما با گذشت زمان و فشار اسرا عراقی ها سحری و افطاری را در برنامه غذایی ما جا دادند نه این که سهیمه را اضافه کنند بلکه وقت وعده ها ی غذایی را تغییر دادند و این کمک بسیار شایانی برای ما بود.
سحرها وقتی برای سحری بیدار می شدیم خبلی از بچه ها نماز شب شان ترک نمی شد. بسیاری نیز تا طلوع خورشید به دعا و استغاثه ونمار مشغول می شدند شاید تنها دعایی که هر صبح با خضوع خاصی خوانده می شد دعای عهد بود . دعایی که همواره ما را به یاد مولایمان صاحب الزمان می انداخت و آرزوی همرکاب شدن با او را هربار در ما زنده می کرد.
عیدهای فطر هر سال با شور و حال فراوانی در بین بچه ها برگزار می شد و دیدوبازدیدها چه به صورت گروهی و فردی چند برابر می شد.
حضور معنوی حاج اقا ابوترابی نیز به این معنویت و صمیمت می افزود. ایشان از طریق مسئولین فرهنگی اصرارزیادی داشت که کلیه مراسم مذهبی اعم از اعیاد وعزاداری ها برگزار می شد .
کتاب حدیث پایداری ص 233