0

پسندم آنچه را جانان پسندد

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

پسندم آنچه را جانان پسندد
یک شنبه 16 مرداد 1390  2:00 AM

آنچه در پي مي آيد واكاوي يكي از درجات سلوك و كمال يابي يعني مقام رضا و تسليم به مشيت و مقدرات خداوندي است. نويسنده در اين مطلب با استناد به آيات و روايات، نقش و آثار تسليم بودن در برابر تقديرات الهي در زندگي بشر را ارزيابي و بررسي كرده است.
با هم اين مطلب را كه از فصلنامه فرهنگ كوثر شماره 82 انتخاب شده از نظر مي گذرانيم.
«رضا» مرحله اي از كمال
اگر مراحل كمال انساني را برشماريم، يكي از آنها رسيدن به مرتبه «رضا و تسليم» است.
وقتي بنده، خود را در قلمرو «ربوبيت خدا» مي بيند و همه تقديرات و تدبيرات خداوند را هم بر مبناي حكمت و مصلحت مي شناسد، نتيجه آن مي شود كه بر آنچه خدا درباره او خواسته و مقدر كرده است، صبور و راضي و تسليم مي شود و هيچ اعتراضي نمي كند؛ نه نسبت به آنچه درباره خود او رقم خورده است، نه نسبت به ديگران و نه آنچه در عالم هستي مي گذرد.
ما آبروي فقر و قناعت نمي بريم
با پادشه بگوي كه روزي مقدر است
(حافظ)
رسيدن به اين كمال نفساني، به بنده آرامش رواني مي بخشد و از تلاطم روحي و تشويش و نگراني مي رهاند، همچون كشتي كه در ساحل امني لنگر مي اندازد و آرام مي گيرد.
اگر خداوند براي بنده اي اين را خواسته كه فقير باشد يا غني، زشت باشد يا زيبا، كوتاه باشد يا بلند، سفيد باشد يا سياه، صاحب فرزند شود يا عقيم، به سلامت باشد يا بيمار، بنده مؤمن نسبت به آن راضي است و اعتراضي به كار خدا نمي كند.
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست
(سعدي)
اين حالت روحي كه بسي ارجمند و عزيز و آرامش بخش است، حتي در تكاليف ديني و الهي هم اثر خود را مي بخشد و اگر تكاليفي از سوي خداوند براي او مقرر شده است، از نماز و روزه و حج و زكات و... تسليم است و نسبت به آنها هم انتقاد و اعتراضي ندارد و همه آنها را مايه خير و سعادت مي داند و از روح آرام و نفس مطمئنه برخوردار است.
رضا به قضا
در بحث رضا و تسليم كه ارزشي متعالي است، دريافت اين نكته كه وضع و حالتي از سوي خدا براي او «مقرر» شده، بسيار مهم است.
چه بسا برخي از امور و اوضاع، نتيجه تنبلي و بيكاري و بي عاري و سهل انگاري باشد، يا برخي از محروميت ها و ناكامي ها، پيامد ظلم و اجحاف و حق كشي ديگران باشد. اينها را نبايد به حساب مقدرات الهي گذاشت و به آنها رضا داد و گامي براي رفع ظلم برنداشت. ظلم پذيري با «رضا به تقديرالهي» فرق دارد.
مسلمان، اگر مورد تعدي قرار گرفت، بايد از خودش دفاع و رفع ستم كند.
اگر بيمار شد، براي درمان بايد به پزشك مراجعه كند، اگر تنگدست بود و مشكل معيشتي داشت، بايد به فرموده خدا و رسول، درپي تلاش مقدس براي تامين معاش برود، نه آنكه ذلت پذيري و تحمل رنج بيماري و سختي هاي فقر و فلاكت خود را به حساب مقام رضا و تسليم بگذارد و بگويد من به قضاي الهي راضي ام، چون معلوم نيست وضعيتي كه دارد، همان خواسته و مقدرالهي است!
پس بازگشت سخن به آن جاست كه وقتي علي رغم همه تلاش ها در محدوده توان خويش، وضعي داشت كه روشن شد خدا چنين خواسته است، به خواسته الهي تن دهد و گله مند نباشد و چون از همه حكمت ها و مصلحت ها اطلاع ندارد، با دل سپردن به قضاي الهي و پذيرش آنچه او خواسته است، به امنيت رواني و طمأنينه روحي مي رسد و اين جلوه اي از ولايت پذيري نسبت به پروردگار است كه مولاي همه است.
در حديث قدسي آمده است:
«من لم يرض بقضائي و لم يومن بقدري، فليلتمس الها غيري (توحيد صدوق/ ص 371) هركس به قضاي من راضي نيست و به تقدير من ايمان ندارد، پس درپي خدايي ديگر غيراز من باشد».
آنچه انسان را به اين مرحله از «رضا به قضاي الهي» مي رساند، معرفت خداست. هركه خداشناس تر باشد، نسبت به خواست او تسليم تر است. امام باقر(ع) در حديثي به اين نكته اشاره مي فرمايد: «احق من خلق الله بالتسليم لما قضي الله من عرف الله،(بحار /68/153) شايسته ترين مردم براي تسليم به آنچه خداوند مقدر كرده و قضاي الهي است، كسي است كه خدا را بشناسد».
بنابراين، انسان موحد و خداشناس، چون به حكمت الهي معتقد است و از پشت پرده هم خبر ندارد، اگر واقعا خدا باور باشد، به قضاي او و تقدير و مشيت پروردگار هم ايمان مي آورد و تسليم مي شود و به اين وسيله، مراتب معرفت و عبوديت و محبت خود را به مولايش ابراز و اثبات مي كند.
يكي درد و يكي درمان پسندد
يكي وصل و يكي هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آن چه را جانان پسندد. (باباطاهر)
رضا و آرامش روحي
اشاره شد كه رضا به قضاي پروردگار، آرامش بخش است. اين نكته در مسائل مربوط به رزق و تندرستي و فقر و غنا هم صادق است و انسان را از دغدغه هاي بي جا و استرس ها و فشارهاي روحي مي رهاند. از امام علي(ع) روايت است كه: «من رضي من الله بما قسم له، استراح بدنه (بحار/ 68/139)؛ هركس به آنچه خدا براي او قسمت كرده راضي باشد، بدنش استراحت و آسايش مي يابد».
در سروده هاي حكمت آميز شاعران به اين نكته فراوان اشاره شده و اينك دو عاشق متساوي الحقوق در عشق، يكي به وصال مي رسد، يكي به هجران. دو كشتي متساوي الاساس هم در دريا، يكي به ساحل مي رسد، يكي دچار طوفان مي شود.
دراين مقاسمه هم نيز بود مصلحتي
كه مسكنت به گدا و سلطنت به سلطان داد
البته آن گونه كه اشاره شد، اين باور، نبايد به ظلم پذيري و توجيه حق كشي هاي مستكبران و جابران بينجامد.
در يك حديث قدسي، به اسرار پشت پرده قضاي الهي چنين اشاره شده است:
«ان من عبادي المؤمنين لايصلحه الا الفاقه و لو اغنيته لافسده ذلك و ان من عبادي من لايصلحه الا الصحه ، و لو امرضته لافسده ذلك... لفضلي فليرجوا و الي حسن نظري فليطمئنوا و ذلك اني ادبر عبادي بما يصلحهم؛ (همان/ ص 041) برخي از بندگان مؤمن مرا، جز فقر و تنگدستي اصلاح نمي كند و اگر او را توانگر سازم، ثروتمندي، او را فاسد مي كند... برخي از بندگانم را هم جز تندرستي اصلاح نمي كند و اگر بيمارش كنم، اين بيماري او را فاسد و تباه مي كند. پس به نظر نيك و خيرخواهي من اطمينان كنيد؛ چرا كه من امور بندگانم را طبق آنچه به صلاح و مصلحت آنان است، تدبير مي كنم».
رضا به محبوب و مكروه
گاهي آنچه مقدر شده، طبق دلخواه انسان است. اينجا رضا به قضاي الهي چندان هنر نيست، هنر آن است كه حتي در آنچه كه موافق ميل ما نيست، حالت رضامندي نسبت به خواسته خدا داشته باشيم و اين، اوج كمال نفساني يك مؤمن است.
امام صادق(ع) اين حالت را ريشه اصلي اطاعت خدا مي داند و مي فرمايد:
«رأس طاعه الله الصبر و الرضا عن الله فيما احب العبد اوكره(كافي/2/06) سرآغاز و اساس طاعت خدا دو چيز است: صبر و رضا از خدا در آنچه بنده دوست بدارد يا كراهت داشته باشد».
كسي كه خدا را تنها در مسائل مورد دلخواه دوست دارد و مي پسنددو رضامندي نشان مي دهد، ولي در آنچه باب طبعش و موافق ميلش نيست، هرچند به زبان نياورد، ولي در باطن احساس نارضايتي دارد، از مقام «رضا» بسيار فاصله دارد.
امام صادق(ع) درباره سيره حضرت رسول در اين گونه موارد مي فرمايد:
«لم يكن رسول الله(ص) يقول لشيء قد مضي: لو كان غيره: (ميزان الحكمه/6/ص8652) پيامبر خدا هرگز به آنچه گذشته است، نمي گفت: كاش غير از اين مي شد!»
اين نشان مي دهد كه رضا، تنها نسبت به وضع حال يا آينده نيست، نسبت به گذشته هم بايد رضا داشت.
پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد (حافظ)
آثار رضا و تسليم
در احاديث، آسودگي و شادماني و آرامش را در سايه رضا و يقين برشمرده اند و حزن و اندوه و نگراني را از پيامدهاي نارضايتي و نداشتن يقين و باور دانسته اند (بحار/ 68/951)
اما علاوه بر آثار روحي و رواني و دنيوي، آثار معنوي و اخروي هم بر اين ملكه اخلاقي مترتب است كه در احاديث بيان شده كه برخي از آن ها از اين قرار است:
1- آرامش روحي: در كلامي از حضرت علي(ع) است كه:
«ارض تسترح(غررالحكم/ ح3422)؛ راضي باش، تا به راحتي برسي».
دقيقاً اين كلام علوي، بيانگر اثر آرامش بخشي «رضا» است.
2- دفع اندوه و افسردگي: از حضرت علي(ع) روايت است:
«نعم الطارد للهم الرضا بالقضاء؛ (همان/ح9099) چه خوب طرد كننده اي است براي غم و غصه، رضا به قضاي الهي».
3- احساس غناي روحي: از رسول خدا(ص) نقل شده كه فرمود:
«ارض بقسم الله تكن اغني الناس؛ (ميزان الحكم/ ح3137) به قسمت الهي (در روزي) راضي باش تا از بي نيازمندترين مردم باشي».
4- پاداش الهي: از پيامبر اعظم(ص) روايت است:
«اعطواالله الرضا من قلوبكم تظفروا بثواب الله تعالي يوم فقركم و الافلاس؛ (مستدرك الوسائل/2/214) از صميم دل در مقابل خداوند راضي باشيد، تا در روز نياز و تنگدستي تان (در قيامت) به پاداش الهي دست يابيد.»
رضا به داده بده، وز جبين گره بگشاي
كه بر من و تو در اختيار نگشاده است (حافظ)
رضا و تسليم، نشانه كامل ايمان و حد اعلاي يقين و شكر است و از جلوه هاي شاكر بودن بنده، آن است كه به هرچه خواسته الهي باشد، تسليم باشد و بداند كه رضايت يا نارضايتي او در مشيت خدا تأثيري ندارد.
پس بهتر آنكه به آنچه مقدر شده راضي باشد، تا هم راحت باشد، هم پاداش ببرد، هم ايمانش تقويت شود.
خداوند خطاب به حضرت داود(ع) فرمود:
اي داود!
تو هم مي خواهي، من هم مي خواهم، و همان مي شود كه من مي خواهم.
اگر در برابر خواسته من تسليم باشي، آنچه را تو مي خواهي، من كفايت مي كنم؛ ولي اگر به اراده من تسليم نشوي، درخواسته ات تو را به رنج مي افكنم، و در نهايت نيز، جز آنچه من خواسته ام، نمي شود. (محجه البيضاء/8/09)
نمونه هاي عيني
در حالات اولياي الهي، نمونه هاي گوناگوني از رضا و تسليم نقل شده است؛ به چند نمونه اشاره گذرا مي شود. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل:
الف: حضرت ايوب(ع) با آن همه بلاها و رنج ها كه دچارش شد، حالت رضاي خويش را از دست نداد و قرآن، او را به صبر و رضا ستود.
ب: حضرت يعقوب(ع) نيز وقتي به فراق يوسف(ع) دچار شد و فهميد كه تقدير الهي بر آن است، با گفتن «فصبر جميل» تسليم بودن خود را در برابر خدا و خواست او ابراز كرد.
ج: حضرت ابراهيم(ع)، وقتي فرمان ذبح فرزندش اسماعيل(ع) را دريافت كرد و فهميد كه بايد در اين آزمون الهي، مراتب ايمان و توحيدش را به اثبات برساند، فرزند عزيزش را به قربانگاه برد و كارد بر حلقومش نهاد.
د: حضرت اسماعيل(ع) نيز، در آزمون ياد شده همراه صبر و رضاي پدر گام برداشت و چون فهميد كه فرمان ذبح از سوي خداست، اظهار رضا و تسليم كرد و گفت: اي پدر! آنچه را مأموري اجرا كن، مرا صابر خواهي يافت. و چون هر دو تسليم شدند و راضي گشتند (فلما اسلما...) و اسماعيل(ع) را بر زمين خواباند تا ذبح كند، فرمان خدا رسيد و قرباني ديگري به جاي او ذبح شد.
هـ: امام حسين(ع) در آزمون سخت الهي در عاشورا، با فدا كردن همه عزيزانش در راه خدا، بر همه آن سختي ها صبر و شكيبايي نشان داد و در واپسين لحظات هم در قتلگاه، با جمله «الهي رضي بقضاءك و تسليما لامرك...» سرود رضا و تسليم سر داد.
سخن پاياني اين كه:
مقام رضا، مقام بلندي است كه سالكان عارف به آن مي رسند و بالاترين مرتبه آن، وقتي است كه دو جانبه باشد، هم خدا از بنده اش راضي باشد، هم بنده از پروردگارش و اين، همان فوز عظيم و رستگاري بزرگ است كه خداوند براي ساكنان كوي رضا و پسنديدگان نظر محبوب، بيان مي كند. (مائده/911)
بازيافتگان به محضر دوست نيز كه خدا از آنان با عنوان زيباي «نفس مطمئنه» ياد مي كند، از اين ويژگي؛ يعني رضايت دوجانبه محب و محبوب برخوردارند:
(ارجعي الي ربك راضيه مرضيه ) (هجر/82)
و چه زيباست سروده كليم كاشاني كه گويد:
گر به قسمت قانعي، بيش و كم دنيا يكي است
تشنه، چون يك جرعه خواهد، كوزه و دريا يكي است
حرص، گر دهقان نباشد، كشت را شبنم بس است
خوشه و خرمن به پيش چشم استغنا يكي است

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها