0

نگاهي به تئاتر خياباني ايران

 
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

نگاهي به تئاتر خياباني ايران
شنبه 15 مرداد 1390  11:23 PM

تئاتر خياباني، مؤثرترين راه انتشار يک اثر هنري و به دنبال آن يک تفکر انساني در اجتماع است و شاخصه اصلي آن، قابليت اجرا در کوچه و بازار و در ميان مردم مي‌باشد.


نگاهي به تئاتر خياباني ايران

تئاتر خياباني، تئاتر اجتماعي است. تئاتر اعتراض است، اعتراض به اوضاع موجود جامعه که در قالب يک داستان در ميان مردم به نمايش درمي‌آيد. اين‌گونه تاثيربرانگيز تئاتر، هرچه خلاقانه‌تر باشد و نگاه موشکافانه‌تري به جامعه اطراف خود داشته باشد، به تعريف و نيز هدف‌هاي خود نزديکتر خواهد شد. آنچه درتئاترخياباني اهميت فراوان دارد، مضمون نمايش است که مي‌تواند برگرفته از واقعيت‌ها و مشکلات روزمره جامعه ما باشد و هرچه اين مضامين با همه موشکافانه و عميق بودنش، ساده وعاميانه ابراز شود، براي مخاطب عام ملموس‌تر خواهد بود. يعني اينکه مخاطب، خود، دردها و حرفهايش را در آيينه اين نمايش‌ها ببيند و آنها را باور کند.

تاريخچه تئاتر خياباني

بعد از شروع قرن بيستم مي‌توان به تاريخچه تئاتر خياباني از دو وجهه سياسي و هنري به طور جداگانه پرداخت، در اوايل قرن بيستم، به دنبال جنگ جهاني اول و انقلاب شوروي نمايش‌هاي خياباني در اروپا از رونق بسيار برخوردار شد. اين تئاتر با هدف تبليغ و ترويج اجرا مي‌شد و عموما مي‌خواست که مواضع انقلاب را تبليغ کند. بعد از جنگ جهاني دوم و بخصوص در دهه 1950 ميلادي اين روند سير نزولي يافت تا جنبش دانشجويي فرانسه در اواخر سال‌هاي 60 و ظهور راديکاليسم در اروپا به آن جان تازه‌اي بخشيد. فرق رويکرد اين تئاتر با تئاترهاي قبلي اين بود که اگر در گذشته تئاترخياباني در دفاع از پرولتاريا برخاسته بود اين‌بار بر ضد سرمايه‌داري جهاني سر برآورده بود. بخصوص بعد از جنگ ويتنام خيلي از اين نمايش ها با هدف مخالفت با امپرياليزم جهاني شکل گرفت و بعد کم کم تاثيرات سياسي در اين نمايش‌ها کم شد ولي جاي خود را به دفاع از حقوق سياهان، زنان و اکنون مخالفت با جهاني‌سازي داد. در حال حاضر هزاران نمايش در صحنه‌هاي تئاتر جهان به اجرا درمي‌آيند تا حق و معنويت از دست رفته بشر معاصر را فرياد بزنند و باطل را محکوم کنند. انسان به بن بست رسيده در دنياي مدرن و رو به زوال امروزي، نيازمند رجوع به گذشته خويش است و در اين راه بازگشت و توجه جدي به‌آيين‌ها و مناسک ديني و مذهبي به عنوان منشاء واقعي هنر نمايش در جهان است و اين گونه از تئاتر، انسان محور و خداگونه، تئاتري است که قادر است معنويت از دست رفته بشر معاصر را بازيابد.

تعامل بين بازيگر و تماشاگر

تئاترخياباني به‌عنوان هنري نمايشي و اصلاحگرا از ديرباز بيانگر دردها رنج‌ها، خوشي‌ها و ناخوشي‌هاي طبقات مختلف جوامع بشري بوده است در اين مسير هنرورزان تئاتر خياباني از گذشته تا حال براي تلطيف روح خسته و آزرده از کار مردم کوچه و بازار با مدد گرفتن‌ از گونه‌هاي مختلف نمايشي «سرگرم‌کننده»، «فرهنگي»، «خلاقي» و «اجتماعي» کوشش بسيار کرده‌اند. چنانچه تئاتر خياباني بخواهد به اين مهم برسد بايد به طور حتم روي مضاميني دست بگذارد که ريشه در سنتها و فرهنگ عميق جامعه دارد و بايد سعي بر احياي آن داشته باشد. تئاتر خياباني مضامينش را از زندگي شهري مي‌گيرد و مشکلات روزانه‌اي که مردم با آن دست به گريبانند.

تئاترخياباني به‌عنوان هنري نمايشي و اصلاحگرا از ديرباز بيانگر دردها رنج‌ها، خوشي‌ها و ناخوشي‌هاي طبقات مختلف جوامع بشري بوده است در اين مسير هنرورزان تئاتر خياباني از گذشته تا حال براي تلطيف روح خسته و آزرده از کار مردم کوچه و بازار با مدد گرفتن‌ از گونه‌هاي مختلف نمايشي «سرگرم‌کننده»، «فرهنگي»، «خلاقي» و «اجتماعي» کوشش بسيار کرده‌اند.

مضمون نمايش آن قدربايد با مخاطب خود با صداقت و راحت ارتباط برقرار کند تا او اين خياباني کاران عرصه نمايش را ازخود بداند و بر اين نظر باشد که آنها مردمي هستند که در ميان مردم آمده‌اند تا دغدغه‌هاي اجتماعي خود را به همنوعانشان ارائه نمايند. در تئاتر خياباني تماشاگر و بازيگر معنايي ديگر و متفاوت مي‌يابند، با هم يکي مي‌شوند تا با کمک گرفتن از شيوه‌هاي خاص نمايشي که ‌اغلب سينه به سينه منتقل شده‌است تمامي موانع ارتباطي و حايل ‌شونده بين اين دو گروه از ميان برداشته ‌شود. در اين گونه نمايشي تعامل بين بازيگر و تماشاگر در بالاترين حد ممکن وجود دارد و اين دو بدون هيچ برنامه‌ريزي از پيش تعيين شده‌اي خود را در جرياني دخيل مي‌بينند که به برون ريزي درونيات آنها منجر مي‌شود. بازيگر در نمايش خياباني مي‌تواند تنها با طرح موضوعي خاص و دخالت دادن مخاطبان نمايش خط سير موضوع را به کمک آنها تا رسيدن به حصول نتيجه دنبال کند.

جاي خالي تبليغات

تئاترخياباني گونه‌اي نمايشي است که‌از متن اقشار مختلف اجتماع برخاسته و با توجه به انگيزه‌هاي بروز و ظهور آن، همواره کارکردهاي مختلفي از جمله اصلاح رفتارهاي اجتماعي داشته و خالقان و بازيگران اين عرصه با زبان هنري خود بايدها و نبايدهاي زندگي بشري را به فراخور فهم مردم کوچه و بازار بيان کرده‌اند. در تئاتر خياباني بازيگر به دور از تمامي عناصر دست و پاگير صحنه‌اي در تلاش است تا مخاطب خود را نسبت به موضوعي خاص به هيجان و گاه به تفکر و تعمق در آن مساله وا دارد. در نمايش خياباني نيازي به طراحي لباس، نور، چهره آرايي و طراحي صحنه نيست، بازيگراين گونه‌ نمايش‌ها بر اساس موضوع‌هاي مورد نظر خود اقدام به ‌اجراي نمايش در مکان و زماني خاص مي‌کند. در نمايش‌هايي خياباني متن نمايش، کارگرداني و بازيگري به موازات هم و در همان مکان خاص اتفاق مي‌افتد. تئاتر خياباني در حال حاضر درميان مردم ما جايگاهي ندارد. بايد تبليغات بسياري صورت گيرد که هم هنرمندان و هم مردم به ضرورت تئاتر خياباني در جامعه و تأثير آن در ارتقاي فرهنگ اجتماعي پي ببرند. اما متأسفانه به جرأت مي توان گفت هم مديران هنري و هم هنرمندان به تئاتر خياباني نگاهي جدي ندارند و آن را به عنوان يک هنر درجه ? يا ? مي‌نگرند که اين نوع نگاه در طولاني مدت، تبعات خطرناکي در برخواهد داشت. همايش‌هاي تئاتر خياباني، برگزاري نشست‌هاي تخصصي در اين زمينه و برنامه‌ريزي براي اجراهاي عمومي مي‌تواند تاحدي اين انگيزه را به هنرمند تئاتر بدهد که با قدرت بيشتر در عرصه تئاتر خياباني ظاهر شود. در جمع بندي اين مطلب مي‌توان گفت اگر دو خط هميشه موازي مديران و هنرمندان در يک نقطه‌اي سرانجام به هم برسند، به طور حتم به مثلثي تبديل خواهند شد که ضلع نهايي آن مخاطب است. در آن زمان مي‌توان اميد داشت که تئاتر خياباني جدي گرفته شده و مي‌توان شاهد رشد و ارتقاي آن بود.

اجراي تئاتر خياباني مي تواند فرهنگ تئاتر ديدن را در جامعه رواج دهد و مردم تئاتر گريز را دوباره با سالن‌هاي تئاتر آشتي دهد و به نوعي خود يک مبلغ ارزشمند براي هنر و هنرمندان تئاتر باشد، اگر به صورت حرفه‌اي و با نگاهي دقيق تر و جدي تر به آن پرداخته شود. به هرحال اين گونه تئاتر به اين دليل که مي‌تواند به همراه لذت تماشاي نمايش، ارزشهاي اجتماعي و زيباشناسي تئاتر را با خود به ميان توده‌هاي مردم ببرد، مي‌تواند بسيار مؤثر باشد. در اين فرايند به جاي اينکه مردم به طرف نمايش بيايند، تئاتر به سراغ مردم مي رود و به توسعه اين هنر و شناسانده شدن و پذيرفته شدن آن نزد مردم کمک مي‌کند و اين رغبت را مي‌تواند در آنان به وجود آورد که به تئاتر نگاه مشتاقانه‌تري داشته باشند.


اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها