0

دانستني هاي زبان فارسي

 
MEHDIOMNIA
MEHDIOMNIA
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 75
محل سکونت : تهران

پاسخ به:دانستني هاي زبان فارسي
چهارشنبه 23 تیر 1389  2:34 AM


آیا می دانستید که محمد علی جمال زاده، پدر "داستان کوتاه فارسی" که به ویژه برای به کارگیری اصطلاحات و ضرب المثل های فارسی در داستان هایش، نام آور شده است، در به کارگیری برخی واژه ها، اصطلاحات و ضرب المثل های فارسی دچار خطاهای شگفت آور شده است؟
تا كنون در زمينه ی كاربرد نادرست اصطلاحات و شیوه ی نادرست نگارشی محمد علی جمال زاده ، مقاله های متعددی نوشته شده است كه درازدامن ترينشان "نگاهی به يكی بود يكی نبود" نوشته ی ابوالفضل خدابخش است كه برای نخستين بار در مجله ی "انديشه و هنر" ( ويژه ی جلال آل احمد، دوره ی جديد، شماره ی *٤، مهر *١٣٤٣ش ) منتشر گردیده و اخیرن نیز در مجموعه ای با عنوان "ياد سيد محمد علی جمال زاده" تجديد چاپ شده است. اشاره های ديگری نیز در نوشته ی عبدالعلی دست غيب در كتاب "نقد آثار محمد علی جمال زاده" (تهران، انتشارات چاپار، *١٣٥٦ش) آمده است و در مقاله ی "جمال زاده، پايه گذار ادبيات داستانی" نوشته ی دكتر قهرمان شيری تیز كه در ماهنامه ی "ادبيات معاصر" (شماره های *١٩ـ*٢٠ ، آذر ـ دی *١٣٧٦ش) به چاپ رسيده است، به این موضوع پرداخته شده است.
نثر جمال زاده كاستی هایی دارد كه گاه به شکل افراط در كاربرد عناصر زبانی و گاه به صورت غلط های آشكار نگارشی و دستوری نمود پیدا می کند. تجربه ی حيات ادبی جمال زاده گويای اين واقعيت است كه پويايی در زبان، تنها كوشش برای حفظ ارتباط مكانيكی با زبان و آثار ادبی نيست، بلكه هرگونه دوری از مسایل مبرم و ملموس زبان، ذهنيت پويای هر نويسنده ای را از وی سلب می كند و زبانش را همچون ذهنيتش سترون می سازد.
نخست به چند نمونه از این نارسايی ها و كاربردهای نادرست واژگان و اصطلاحات توسط جمال زاده نگاهی می اندازیم:
*١- «آن چه را از كلمات در مجلس نتوانسته بودم به خرج (خورد) جمعيت بدهم، اين جا تحويل زنمان داديم (زنم دادم)» .(رجل سياسي)
*٢- « يك گيلاس عرق همدانی به رخ (ناف) روسی بست». (دوستی خاله خرسه)
*٣- « شيطان تو پوستم افتاد». (تو جلدم فرو رفت) (دوستی خاله خرسه)
*٤- «ناگهان حاجی را ديدم كه چراغ جيبی برقی (چراغ قوه) در دست در مقابلم سبز شد». (دشت جنون)
*٥- « ميرزا خطاط گفت: معذرت می طلبم (می خواهم)». (امنيت شكم)
*٦- «خواستم قاتق برای نانم باشی، بلای جانم شدی» (خواستم قاتق نانم باشی، قاتل جانم شدی). (دشت جنون)
برای سقوط زبانی در جمال زاده می توان دو علت را نام برد:
*١- غربت زدگی : جمال زاده از *١٧ سالگی ( *١٢٨٧ش ) به لبنان و از آن جا به اروپا رفته و مگر دو سه بار ـ كه برای مأموريت يا ديدار و برای مدتی كوتاه، به ايران بازگشته است ـ بقيه ی عمر خود را ـ كه نزديك به نود سال می شود ـ در خارج از ايران گذرانده است. درست است كه وی در اين هشت ـ نه دهه از رهگذر مطبوعات (آن هم مطبوعات ادیبان كهنه پرست) با ايران پيوندی داشته است، اما آشکار است که هرگونه گسست از جامعه ی بومی بر زبان و ذهنيت فرد غربت زده تأثير می گذارد.
٢- محافظه كاری: آن كه در كتار درياچه ی ” لمان ” ژنو (سويس) چنان آسايشی یابد و زندگی به فراخی بگذراند که از مردم كشور، تاريخ و مبارزات و غم و شادی خلقش به دور افتد ذهنيتی ايستا می يابد و این ذهنیت بی گمان بر زبان نوشته های او نیز تأثير می گذارد، جمال زاده از بیش از هشتاد سال زندگی خود در مركز انديشه و فرهنگ و فن آوری، چيزی نياموخت. بزرگ علوی نيز چون او نزدیک به نيم قرن از عمر *٨٨ ساله ی خود را در آلمان گذراند، اما حتا آخرين آثارش ("روايت" و "موريانه") نشان می دهند كه با مردم كشورش در ميثاق اجتماعی خود برای رسيدن به آزادی و عدالت و پيشرفت اجتماعی وفادار مانده و به هيچ روی از مواضع عقيدتی خود بازنگشته است

  هميشه لحظه اخر خدا نزديکتر ميشه

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها