0

به رسم دلتنگی

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

به رسم دلتنگی
سه شنبه 11 مرداد 1390  2:53 PM

 

وقتي از زمين و زمان رانده مي شوي ... وقتي دلت تمامي 'هيچ چيز' را مي خواهد ... وقتي صداها برايت يکي مي شوند ... دلت نوشتن مي خواهد ... بنويس ... بنويس پسرکم ... اين قلم تا شب براي توست
ِشيشه خاک گرفته اتاقم رو تميز مي کنم , اون بيرون هم , چيزي قشنگ تر از خاک نيست . بوي عود , چايي سبز , فرياد ميوه فروش دوره گرد ... هم من رو ترسوندي هم پرنده ها رو ... دونه عرق ماسيده رو پيشوني و اما چشمهاي من ... خيره به مانيتور , دربدر کلمه ايست تا دلتنگيش را فرياد بزند
ِما همه شيداييم و مجنون , دلگيريم و عاشق , غريب و گمشده ... خسته شدم بسکه دنبال گمشده هايم گشتم . و باز يکي از درون صدا مي زند نايست , بگرد , پيدايش کن ... بلند مي گويم به درک
.
او به تو مي خندد , همانند قهقهه هاي کودکي , بي درد
چه ابلهانه عمري زندگي کرديم و فلسفه 'همينه که هست' را نفهميديم . چرا همه فکر مي کنند داستان داستان دلهاي عاشقيست که هر سال عشقشان را سقط مي کنند . اگه دلم لياقت عشق داشت که دل تنگ نبودم تا جايي براي عشق نداشته باشد
ِما چه مي کنيم ؟
وقتي به دنيا آمدم به من با درد و جيغ و خون خوشامد گفتند . سرگردان رها شدم و هر روز ديدم . تخمهايي که به زحمت شکسته شد , سختيهايي که آسان ارزاني شد , دلهايي که خون شد , خالي شد , گناه شد و فنا گرديد ... اين است هديه زمينيان به بهشتيان . عمري را دعا کردند تا با همان درد و جيغ و خون از دنيا نروند
دلم پر از سوال است , جوابش نيز سوال است . خدايا تا کي مي خواهي سوالهايم را از خودم بپرسي ؟ پس کو آرامش ابديت که وعده داده اي ؟ تو اين سالها تنها صدايي که از تو نشنيده ام آن بود که بگويي ' دستم درد نکنه با اين خلقتم ' , مي دونم ... تو هم خجالت مي کشي از اين کوزه هاي شکسته کار دست استاد
می شنوی مرا ؟ می بینی بنده ات را ؟ آره , خودمم , همونی که اون روز ذوق زده کنار ساحل امید می دوید و داد می زد , منم می خوام دریا بشم , بزرگ بشم , مثل تو ... کاش می گفتی این دریا طوفان دلتنگی هم داره
ِدلم تنگ ... پاهای بی کفش , سرکش و شاد ... دلتنگ قدم زدن رو شنهای نرم ساحل . می خواهم شنا کنم , فرار کنم از این دنیای شلوغ دلتنگی
بنشین کنارم , بنشین پسرکم ... قلمت را رها کن . نگاهت را به من بفروش , فکرت را به هیچ خاطره ای قرض نده . بیا به رسم دلتنگی , بنوشیم , شیرینی قهوه تلخ تنهاییمان را.

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها