چشمه جوشان فوتبال را خشک کردهایم
پنج شنبه 30 تیر 1390 11:56 AM

علی فتحاللهزاده (سرپرست باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال)
مهمترین بحث این روزهای فوتبال در رده قهرمانی بحث ساختارهای ضعیفشده در ردههای پایه است.
بحث، نه بحث علی کفاشیان است که او بزرگتر از کارلوس کوئیروش را نمیتوانست به ایران بیاورد و سکان تیم ملی را به ایشان بسپارد بلکه مبحث اصلی بحث ساختارهای سازنده فوتبالیستهاست که یک دهه است آن ساخت و ساز تا توقف پیش رفته و بازیکنان از نظر کیفیت فنی نسبت به سالهای قبل آموزش دیده و آبدیده نیستند.
این مبحث را باید به طور جدی پیگیری کرد وگرنه انتقاد کردن از کفاشیان به مثابه آن میماند که مدام به رونمای یک ساختمان ایراد بگیریم در حالی که پیریزی و اسکلت آن ساختمان ترک خورده است.
باید نگاهی جدی به زیرساختها داشته باشیم و سعی کنیم با اتصال وزارت آموزش و پرورش و مدارس معتبر فوتبال با تیمهای پایهای باشگاهها دوباره بحث مسابقات دوره نوجوانی و جوانی را پیگیری کنیم و از همه ظرفیت ممکن در رده آموزشگاهی استفاده کنیم.
ظرفیتی که چه در بعد سختافزاری (امکانات، زمینهای فوتبال و...) و چه در بعد نرمافزاری (مربیان سینه سوخته و کاربلد) به اعتقاد این جانب به طور کامل به بهرهبرداری نمیرسد و این مسأله خلأ بزرگی میان دوره نوجوانی و نونهالی تا بزرگسالی ایجاد کرده است!
تورق تاریخ مسیر را نشان میدهند. چه بسیار هستند عکسها و گزارشهایی در رسانههای قدیمی که ستارههای فوتبال ایران را در مسابقات آموزشگاهی و در سنین نوجوانی کنار هم نشان میدهند. آن مسابقات معتبر و جذاب که بعضا هواداران زیادی را هم به ورزشگاهها میکشاند امروز کجا هستند؟
مسابقاتی که اصل، ریشه و سبب تولید ستارههای گذشته بودند امروز کجا با کدام اراده و با کدامین هیجان انجام میشود تا در پی آن ورز خوردن و شکل گرفتن و آماده شدن ستارهای متولد شود؟
به اعتقاد من رسانهها هم باید به این مسأله توجه کنند از مدیران فوتبال و حتی مدیران آموزش و پرورش و مدیران نظامی و مدیران آموزش عالی دوباره شکل دادن آن وحدت و آن انسجام در ساختن و تولید کردن بازیکنان را بخواهند چرا که آن چشمه جوشان خشک شد و بعضا میبینیم که بازیکنان در رده ملی در حال تلمذ و کسب تجربه هستند!
مسأله اصلی اینجاست نه جایی دیگر. بحث اصلی اینجاست که باید مواد اولیه را پخت اما امروز از آن پختن خبری نیست و در نتیجه و به سبب نپخته و ناآماده بودن مواد اولیه، کارخانه تولید انبوه هم با اشکال مواجه شده و تولیدیاش کمتر کیفیت تولیدات گذشته را دارد و در چنین شرایطی است که از کوئیروش یا کفاشیان یا هر فرد دیگری نمیتوان توقع اتفاق محیرالعقول داشت چراکه آنها در حال کوشیدن برای رسیدن و رساندن ملیپوشان ردههای مختلف به حداقل استانداردها هستند. آن هم در حالی که همین ملیپوشان دنیایی از استعداد هستند و در صورت اصولی کار کردن ما میتوانند مرزهای قاره را به سادگی پشت سر بگذارند و همه دنیا را مات و مبهوت کنند.
به واقع عیب از یک نقطه در رأس نیست بلکه عیب از زیرساختی است که تجربیات موفق قدیمیاش در رده آموزشگاهی را بدست فراموشی سپرده و کمترین توجه ممکن را به آن دارد!
میتوان همیشه از تیم ملی و رئیس فدراسیون در پی هر شکستی انتقاد کرد و خود را علامه دهر نشان داد، میتوان پزکاربلدی گرفت و تیغ به دست صورت شکست خورده را خط خطی کرد اما با این کار نه از جامحذفی خبری خواهد بود و نه از قهرمانی در آسیا!
عیب و علت جای دیگری است که یک اتحاد بزرگ میخواهد در سطح کشور تا این جوانها روی سکوی پرش قرار گیرند و به بالاترین اوج ممکن برسند.
این کار مهمترین بحث و صحیحترین اصل است و حتی اگر همین امروز هم کار را شروع کنیم پروسه بلندی داریم تا دوباره به اوج توان و پتانسیل جوانهای فوتبال ایران برسیم که به زعم من در حق آنها بیمهری کردهایم و برایشان بساط و اسباب بزرگی بیشتر را مهیا نکردهایم.