0

امام نهم محمد جواد(ع)

 
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

امام نهم محمد جواد(ع)
چهارشنبه 29 تیر 1390  5:28 PM

امام نهم
 
محمد جواد(ع)
زندگانى امام محمد جواد(ع)ادامه راه خط پدرش،امام رضا(ع)بود.

مامون به امام جواد علاقه داشت و كوشش ميكرد و نقشه طرح ميكرد كه دل‏امام(ع)رابدست آورد و او را بدار الخلافه نزديك كند.مامون توطئه‏خود را براى از ميان بردن جنبش وحركت تشيع در چهار چوب خلافت‏عباسيان همچنان ادامه ميداد و هدف او از اين كار آن بودكه بين امام وپايگاههاى مردمى او فاصله ايجاد كند و امام را از مردم خويش دور سازد.

او ميخواست بطريقى اين نقشه را اجرا كند كه مردم تحريك نشوند،بخصوص‏كه او(ع)باكمال عزت و تكريم در كاخهاى مامون و ساختمانهاى مجلل اوزندگانى ميكرد.اما محافظانكاخ همه حركات و سكنات امام(ع)را با دقت‏تمام زير نظر ميداشتند.

بنابر همان نقشه قديمى،مامون در برابر همه مردم در جامه دوستدار ومخلص امام ظاهر شدو«ام فضل‏»دختر خود را به عقد ازدواج او در آورد تااز تاييد امام برخوردار باشد.لذا به او اصراركرد كه در همانجا زندگانى‏كند.اما امام(ع)اصرار ورزيد كه بمدينه بازگردد تا نقشه مامون رادر كسب تاييد امام براى پايدارى خلافتى كه غصب كرده بود،نقش بر آب سازد.زيراوقتىامام(ع)خلافت او را تاييد نميكرد،اين شبهه در دل مردم ايجاد ميشدكه حكومت اومشروعيتى ندارد.و از طرف ديگر،امام(ع)امامت‏خود رااثبات مى‏كرد و جدا بودن طرح وبرنامه خود را از طرح و برنامه حكومت‏روز آشكار مى‏ساخت.

اما اگر امام(ع)مى‏پذيرفت كه با مامون و در دربار او زندگانى كند،مساله به اين طريق تلقىمى‏شد كه اين دو خط مشى در يكديگر ادغام شده است‏و اين امر در نظر مردم چنين نتيجهميداد كه هيچ تناقض و اختلافى بين ايندواز جهت معالم و مسائل فكرى و عقيدتى خاص كهمميز نظريه امام بود،وجود ندارد.

امام جواد(ع)خط پدر بزرگوار را ادامه داد و از لحاظ برنامه ريزى‏فكرى و آگاهى عقيدتى،فقيهان را از بغداد و شهرهاى ديگر پيرامون خود،درمدينه فراهم آورد تا با او مناظره كنند وازو بپرسند و از راهنمائى‏هاى اومستفيض گردند.

 

«هنگامى كه فصل حج فرا رسيد،فقيهان بغداد و شهرهاى ديگر و دانشمندان‏بلاد كه هشتادتن بودند،به حج رفتند و سپس به سوى مدينه روى آوردندتا ابا جعفر را ديدار كنند (1)

امام جواد(ع)براى گستردن پايگاههاى مردمى خويش بوظايف ومسئوليتهاى خود در امرجهاد دست زد.اين امر به گوش‏«معتصم‏»رسيد و اورا جبرا به بغداد فرا خواند تا به قتل برساندو زندگانى شريف آن امام(ع(

را با خوراندن زهر به آن طريق به پايان رساند.ابن بابويه گويد:«معتصم‏امام(ع)را مسمومگردانيد (2) زيرا امام(ع)براى حكومت‏خطرى محسوب ميشد و مواضع انحراف و موارد دورىحكومت را از اسلام براى مردم افشاءميكرد.نه تنها براى دستگاه خلافت اين خطر را داشت كهمنزلت و برتريهاى‏فكرى او را با توجه به كمى سن و سال او همه ميدانستند،بلكه امام،فقهاوقضات را براى مناظره و مبارزه علمى مى‏طلبيد و بسيار متحرك بود و امورفكرى و عقيدتىمردم را بر عهده داشت(در يك مجلس سى هزار مساله ازوپرسيدند و او به همه آنها پاسخ دادو در آنوقت نه سال داشت.)

مفيد گويد:«مامون امام جواد(ع)را دوست ميداشت.زيرا با وجودكمى سن،شخصى فاضل بودو به درجه والا از علم رسيده بود و در ادب وحكمت و كمال عقل،مقامى داشت كه هيچيك ازمشايخ زمان،با او برابرى‏نمى‏توانست كرد».

 

طبرى در اعلام الورى گويد:او(ع)در زمان خود با وجود اندك بودن‏سن و سال،به پايه‏اى ازفضل و علم و حكمت و ادب رسيده بود كه هيچيك‏از اهل فضل به آن پايه نرسيده بود (3)

سخن خويش را در باب روش و برنامه امام جواد(ع)بهمين اندازه‏مختصر به پايان مى‏رسانيمزيرا نقش او همانند نقش پدرش امام رضا(ع)بود.

سخنها و پرسشهاى بيشمار،پيرامون وى گفته شده است و درباره پديده مرجعيت‏و رهبرى اودر حاليكه بيش از هشت‏سال نداشت‏سخن بسيار است.

 
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها