گذشته ی خود را رها كنید
دوشنبه 27 تیر 1390 10:17 AM
وقتی قایقی در سطح آب پیش میره شیار سفید رنگ كف آلودی پشت سرش به جای میذاره كه همون رد قایقه . آیا فكر می كنید كه رد قایق میتونه موجب حركت قایق بشه ؟ مسلماً نه . پیشنهاد میكنم كه این ایده رودر زندگی خودتون ملاحظه كنید . ردی كه زندگی شما به جای میذاره چیزی نیست جز اثری كه پشت سرتون باقی میمونه . اگه اینطور فكر كنیم مطلقا غیر ممكنه كه جای پای به جا مونده بتونه شما رو به جلو برونه ؛ رد پای شما مسئول تجربه هاتون نیست اون فقط اثریه كه شما پشت سرتون به جا گذاشتید . بیشتر آدما با چسبیدن به گذشته هاشون برای توجیه رفتارهای خطای خودشون و كمبودهاشون در زندگی در رد پاشون زندگی میكنن . اونا به رنج ها و اشتباهات گذشته می چسبن و برای خودشون دل میسوزونن و هر كسی رو میبینن سفره دلشون رو باز میكنن . گذشته ها گذشته ! تموم شده ؛ با چسبیدن به گذشته نه تنها امروزتون رو عاطل و باطل میكنید بلكه امكان بهبود و ترمیم رو هم از خودتون دریغ میكنید . با برگشتن به گذشته و از اون برای توجیه بدبیاری های امروز استفاده كردن مث اینه كه فرض كنیم رد قایق میتونه موجب حركت قایق به جلو بشه . برعكسش هم ممكنه ، بعضی ها به یاد ایام خوش گذشته میفتن و اون رو تموم شده میبینن و همین رو بهانه ای برای افسردگی امروز خودشون قرار میدن . شما میتونید سرتاسر شب رو به یاد سرگذشتتون بیافتید و برای چیزهایی كه دوست دارید تكرار بشه یا پاك بشه گریه كنید ، اما همه ی اشكهای شما نمیتونه كلمه ای از گذشته رو پاك كنه یا اونو برگردونه . شما آماده اید كه از گذشته تون خلاص بشید و بیشتر در زمان حال زندگی كنید . توی دنیایی كه یه نظام هوشمنده و قدرت الهی خلاقی حافظ اونه هیچ چیز نمیتونه تصادفی باشه . بنابراین گذشته ی شما هم نمیتونست تصادفی باشه . شاید پذیرفتن این براتون سخت باشه اما شما راهی رو كه طی كردین تا به اینجا برسین باید طی می كردین ، تموم اتفاقات زندگی شما همه برمبنای معینی رخ داده . اونها اتفاق افتاده و باید می افتادند و شما نمی تونستید جلوی وقوعش رو بگیرید . با یه همچین طرز فكری اونها رو بپذیرید و از اونها استقبال كنید ، اونها رو درك كنید و بهش افتخار كنید و در آخر اونو به سبك خودتون یا رها كنید یا تغییرش بدید. با تغییر طرز فكرتون نسبت به گذشته خودتون رو رها میكنید . به این ترتیب آزادید كه در زمان حال زندگی كنید . زمان حالی كه گوهر زندگی شماست و دستمایه ی شماست كه زندگی خودتون رو با اون شكل بدید و به اون معنی بدید . میل و توانایی به زندگی كردن در زمان حال به خیلی از آدما دست نمیده . وقتی پیش غذا رو میخورید به فكر دسر نباشید ، وقتی كتابی رو میخونید ببینید حواستون كجاست ، وقتی مرخصی هستید همونجا باشید نه اینكه فكر كنید فلان كار رو باید فلان جور انجام بدید یا به خونه برگشتید باید فلان كار رو بكنید . اجازه ندید زمان حال فرّار و گریز پا دستخوش افكاری بشه كه در این لحظه نیستن . سعی كنید به زمان حال بچسبید ، چون فقط همین رو دارید ، بله شما گذشته ای دارید اما نه حالا ! آینده ای هم دارید اما نه حالا ! و میتونید زمان حال رو با فكر به بعد و شاید و ایكاش سپری كنید اما این كار آرامش و توفیق درونی تون رو ازتون دریغ میكنه . یه لحظه بایستید و به هر چیزی كه دورو بر شماست توجه كنید . به مردم ، موجودات ، ابرهای آسمون ، بناها ، به همه چیز با تعمق و مراقبه نگاه كنید . خدا فقط یعنی اینجا ، اكنون . به این فكر كنید كه خدا كاری نمیكنه كه متفاوت با كاری باشه كه هزار سال پیش می كرد . حقیقت اینه كه فقط اگه مایل باشید كه در لحظه ی فعلی به آرامش دست پیدا كنید میتونید به شناخت خدا نائل بشید . سعی كنید همه ی برچسب هایی رو كه به خودتون زدید حذف كنید . برچسب ها شما رو نفی میكنن . نهایتا به جای اینكه موجود نامحدودی باشید كه فطرت حقیقی شماست باید در راستای اون برچسب زندگی كنید . شما اون چیزی كه دارید نیستید شما عنوانی كه دارید نیستید شما اون چیزهایی كه بهتون نسبت میدن نیستید . بیایید این باور رو بپذیرید كه شما همون نیستید كه قبلا كرده اید یا بوده اید یا ... و یادتون دادن یا با شما انجام دادن . شما جزیی از اون محبوبید كه همیشه با اصل خودتون پیوند دارید و بنابراین با نیروی بیكران محبوب پیوند دارید . گذشته ی شما دیگه اینجا در واقعیت عینی فعلیتون حضور ندارن . نذارید اینجا وارد ذهنتون بشن و لحظه های حال رو كه در اون زندگی میكنید بهم بزنن .
** دارالولایه **