آنوریسم(aneurysm)
دوشنبه 27 تیر 1390 1:00 AM
آنوريسم آئورت شكمي،آنچه اينشتين را از پا در آورد
درباره آنوريسم آئورت شكمي، بيماري خطرناكي كه بسياري از پزشكان هم در تشخيص آن دچار مشكل ميشوند.
شايد دو دهه ميشد که نديده بودمش. فکر کنم از دوران ابتدايي به بعد. همکار پدرم بود و سالها بود بازنشسته شده بود. حالا ديگر حسابي پير شده بود. اصلا من را نشناخت. خوب تقصيري نداشت.
به خاطر کمردرد به يکي از مطبها مراجعه کرده بود و يکي دو مسکن تزريقي گرفته بود. فشارش هشت و نيم بود. کمي بيقرار بود. دقيقا نميدانستم چه مسکني گرفته، شايد ترامادولي چيزي گرفته بود، شايد هم ديکلوفناک. با خودم فکر کردم سرم رينگري ميگيرد و وقتي فشارش بالا رفت، مرخص ميشود.سرم گرفت و فشارش شد نهونيم، ولي چيزي راضيم نميکرد مرخصش کنم. آن موقع نميدانستم آن چيز، چيست. EKG خوب بود. مريض کاهش سطح هوشياري نداشت. پالس هم خوب بود، 80 تا. ولي يک جاي کار ميلنگيد.
آقاي دکتر يه مسکن هم بزنين، بازم کمردرد داره، مريض را ببريم.
- قضيه مسکن نيست، مسکن گرفته.
پس مرخص نيست؟
- نه! مريض رنگپريده شد. فشارش باز افت کرد. باز هم معاينه، معاينه شکم با دقت بيشتر، تودهاي به دستم ميخورد، چه چيز ميتوانست باشد؟!
آقاي دکتر، چيه؟
- يه توده مشکوک تو شکمش داره.
خوب شکمش دير به دير کار ميکنه
- نه، تو اون مايهها نيست. لحظهاي فکر: مريض 75 ساله، توده شکمي مشکوک، فشار خون پايين، درد ناگهاني کمر. هوم! ديسکشن آئورت شکمي! خوشحاليام از اين تشخيص خوب سه ثانيه بيشتر طول نکشيد. با اين تشخيص شانس بسيار کمي براي بهبودي داشت، همينطور هم شد. قبل از رسيدن به اتاق عمل، بيمار حالش به سرعت بدتر شد، ناهشيار شد، انتوبه شد و سرانجام فوت كرد.
پيرمرد بدون اينکه خودش بداند، سالها بوده که يک بمب ساعتي در شکمش حمل ميکرد: آنوريسم آئورت شکمي. شايد بارها خودش متوجه يک توده نبضدار در وسط شکمش ميشد ولي همه چيز را به غذايي که ميخورده ربط ميداد و يا به اجابت مزاجش.
آئورت شريان اصلي خونرساننده به بدن است. از اين شريان، شريانهاي متعددي منشعب ميشود که خون را به سراسر بدن ميرسانند. آئورت سه لايه داخلي، مياني و خارجي دارد که از کلاژن، الاستين و عضلات صاف ساخته شدهاند. اتساع آئورت که در پزشکي به آن آنوريسم aneurism گفته ميشود به معني بزرگ شدن قطر شريان آئورت است.
در جريان پارگي يا ديسکشن (dissection) آئورت، لايه داخلي آئورت که در بافتشناسي به آن «انتيما» اطلاق ميشود، پاره ميشود. متعاقب اين پارگي خون از محل پارگي و بين دو لايه داخلي و مياني تجمع پيدا ميکند و رفته رفته گسترش پيدا ميکند.
به اين ترتيب خون وقتي وارد شريان آئورت ميشود وارد دو مسير ميشود، يکي شريان اصلي آئورت و ديگري کانالي که بين دو لايه داخلي و مياني آئورت تشکيل شده است. گاهي بيشتر از نصف خون وارد شده به آئورت وارد اين مجراي ثانويه ميشود. به اين ترتيب جريان خون اعضايي که از آئورت مشروب ميشوند، کاهش پيدا ميکند.
شايعترين محل پارگي در چند سانتيمتر ابتدايي آئورت است، يعني همان محلي که فشار جريان خون در حد بيشينه خود است و آئورت به سمت بالا حرکت ميکند. در واقع در 90 درصد موارد ديسکشن آئورت، در 10 سانتيمتر ابتدايي اين شريان اتفاق ميافتد.
گفته ميشود از لحاظ تاريخي نخستين بار روميان باستان در دو قرن قبل از ميلاد مسيح متوجه اين بيماري شدند. نخستين بار Anreas Vesalius در کتابش با عنوان Fabrica در سال 1543، آنوريسم آئورت شکمي را از لحاظ کالبدشناسي توصيف کرد.
البته ديسکشن آئورت بيماران بسيار مشهوري را دستچين و گرفتار کرده است. بيشک دکتر دبيکي DeBakey مشهورترين آنهاست. دکتر دبيکي يکي از مشهورترين جراحان قلب جهان است و جالب است بدانيد دکتر دبيکي يکي از برجستهترين پزشکان در زمينه درمان و جراحي ديسکشن آئورت هم هست و خود وي نخستين مورد عمل ترميمي موفقيتآميز شکاف آئورت را در سال 1955 انجام داده است.
اما دست روزگار وقتي دکتر دبيکي 97 ساله بود، در يکي از روزهاي سال 2005، اين پزشک عاليرتبه را در جايگاه يک بيمار قرار داد، وي خود به سرعت تشخيص داد که به ديسکشن آئورت مبتلا شده است و بعد از يک جراحي خطرناک و ماهها بستري شدن در بخش مراقبتهاي ويژه توانست از اين بيماري جان سالم به در ببرد.
البته در ليست قربانيان و نجات يافتگان از اين بيماري اشخاص مشهور ديگري هم ديده ميشوند. قربانياني مثل کينگ جورج دوم، شاه بريتانياي کبير كه در 25 اکتبر سال 1760 فوت كرد. ليسه پروكوپ، وزير کشور اطريش و برنده جايزه نقره المپيک، لوسيل بال هنرپيشه معروف، جانتان لارسون آهنگ ساز، جان ريتر و ريچادر بيگز هنرپيشه و...
اما مشهورترين درگذشته اين بيماري کسي نيست جز آلبرت اينشتين. او در 17 آوريل 1955 دچار ديسکشن آئورت شد، در حاليكه پنج سال پيشتر از آنهم به خاطر آنوريسم آئورت شکمي به وسيله دکتر رودولف نيسن تحت عمل جراحي قرار گرفته بود. در ميان نجات يافتگان اين بيماري دو شخص مشهور ديگر هم ديده ميشوند، يکي از آنها، ژرارد هوليه مربي مشهور سابق تيم فوتبال ليورپول و مربي کنوني المپيک ليون است و ديگري دانيل دنت فيلسوف.
چراغهاي قرمز
عوامل و بيماريهاي مستعد کننده اين حادثه عبارتند از: فرايند طبيعي سالخوردگي كه ميتواند با تخريب اجزاي تشکيلدهنده جدار آئورت، شريان را مستعد پارگي کند؛ تصلب شرايين يا آترواسکلروز كه با درگير کردن شريانهاي کوچکي که به خود شريانها خون ميرسانند، ميتواند باعث اين رخداد شود؛ بعضي از بيماريهاي ارثي بافت همبند كه افراد را مستعد اين بيماري ميکنند، از جمله سندرم مارفان و سندرم اهلرز دانلوس.
همچنين بيماران مبتلا به بيماريهاي کليه پليسيستيک بالغين و سندرم ترنر بيشتر مبتلا به ديسکشن آئورت ميشوند. بيماريهاي متابوليک ارثي مانند هموسيستينوري و افزايش کلسترول فاميلي هم استعداد ابتلا به بيماري را بالا ميبرند.
ديگر اين كه سياهپوستان بيشتر از سفيدپوستان به اين بيماري مبتلا ميشوند و نژادهاي آسيايي کمتر از ساير نژادها اين بيماري را تجربه ميکنند. از لحاظ جنسيتي مردان سه بار بيشتر از زنان دچار ديسکشن آئورت ميشوند.
ديسکشن آئورت عمدتا بيماري سالخوردگان محسوب ميشود، 75 درصد موارد بيماري بين 40 تا 75 سالگي رخ ميدهد. تخمين موارد جديد اين بيماري در هر سال دشوار است. با اين حال تخمين زده ميشود، در ايالات متحده هر ساله 6 مورد جديد بيماري اتساع آئورت در ميان هر 100 هزار نفر از جمعيت اين کشور رخ دهد.
آژير خطر
درد سينه شايعترين تظاهر بيماري است. به همين خاطر ديسکشن آئورت سينهاي را بايد در تشخيص افتراقي بيماران با درد سينه در نظر گرفت. بيماران درد سينهشان را در جريان اين بيماري به صورت يک درد شکافنده توصيف ميکنند. معمولا در ديسکشن آئورت درد در لحظه شروع در حداکثر ميزان خود احساس ميشود. با اين همه، همه بيماران دردشان به اينگونه نيست، بعضي بيماران دردهاي ملايمي دارند که با بيماريهاي عضلاني – اسکلتي اشتباه گرفته ميشود، و در سينه، کشاله ران و پشت متمرکز است.
علايم و نشانههاي بيماري را ميتوان به صورت زير خلاصه کرد:
- درد قدام قفسه سينهعالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)