پاسخ به:آنتوان چخوف
شنبه 25 تیر 1390 10:00 PM
اين داستان غم انگيز آنتوان چخوف يکي از معروفترين نويسندههاي داستان کوتاههاي کريسمسي است. ونکا پسر بچه نه ساله اي است که مجبور شده در مسکو به سختترين کارها تن بدهد و تنها در شب کريسمس مدت کوتاهي تنها مانده و از اين فرصت استفاده کرده تا براي پدربزرگش نامه بنويسد. ونکا يادش ميآيد که وقتي کوچک بود، موقع کريسمس همراه پدر بزرگش به جنگل ميرفت تا درخت کريسمسي براي ارباب بياورند. ونکا در نامه اش به پدر بزرگ التماس ميکند که بيايد و او را از مسکو پيش خودش ببرد چون خيلي دارد به او سخت ميگذرد. نامه تمام ميشود و ونکا آن را در پاکت ميگذارد اما تنها چيزي که رويش مينويسد اين است : «برسد به دست پدر بزرگ در دهکده!» او هيچ اطلاعات ديگري ندارد.
اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت