نامه اعمال
شنبه 25 تیر 1390 8:05 PM
محاسبه اعضااگرچه خدای تعالی عالم است به اسرار بندگان و احوال و افعال ایشان اما محاسبه و مسأله شهادتِ جوارح به جهت آن است تا فرق میان اهل بهشت و دوزخ بر عالمیان ظاهر شود. و از قرآن دلیل بسیار است بر آن از جمله: وَ اِنْ کانَ مِثقالَ حَبَّةٍ مِن خَرْدلٍ اَتَیْنا بها و کَفی بِنا حاسِبینَ و هم چنین گواهی جوارح و اعضا، حق است؛ اَلْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلی اَفْواهِهِمْ... خدای تعالی شهادت در آن جوارح ایجاد کند تا بر افعال صادره از ایشان گواهی دهند. ای عزیز! صعوبت حساب بسیار است خواجه عالم صلی الله علیه و آله می فرماید: حاسِبُوا قَبْلَ اَنْ تُحاسَبُوا؛ پیش از آن که حسابِ شما کنند شما حساب خود کنید و جواب سؤال فردا را آماده باشید مبادا که درمانید. نامه اعمالای عزیز! پیش از آن که نامه عمل به دست تو آید یک ره صحایف اعمال خود را در نظر آر، و به جراید روزگارِ خود در نگر، و روزنامه افعال خود پیش گیر؛ هرچه خط خطا بینی به آب توبه شوی و محوساز تا فردا رنج نبینی و شرمسار نیندیشی از آن روزی که گویندت بر خوان سوادنامه عمری که سرتاسر خطا باشد
پل صراطصراط پلی است بر بالای دوزخ کشیده از موی باریک تر و از آتش گرم تر و از شمشیر تیزتر و سی هزار سال راه بالای آن است، اما گذشتن بر آن بعضی را آسان باشد و بگذرند چون نور درخشنده و اول کسی که از صراط بگذر حضرت رسالت صلی الله علیه و آله باشد. واضح آن است که حضرت رسالت صلی الله علیه و آله قدمِ مبارک بر صراط نهد و هریک از امّت وی که خواهند که بر صراط بگذرند ایشان را مدد می دهد و می گوید: یا رَبِّ سَلِّمْ اُمَّتی یعنی خدایا! امتم را سالم بدار. و بر صراط مقامات است و در هر مقامی سؤالی خواهد بود. ای عزیز! صراطْ دو است یکی در دنیا و یکی در عُقبی؛ اما صراطِ دنیا راه دین است و شریعت اگر امروز بر این صراط که دین اسلام است مستقیم باشی فردا بر آن صراط به آسانی بگذری و بی رنج بروی و اگر بر صراط اسلام به شومی معصیت درمانی فردا نیز بر آن صراط درمانی. میزان اعمال[خدای تعالی می فرماید] وَ نَضَعُ الْمَوازینَ الْقِسطَ لِیَوْمِ الْقیامَةِ. خواجه کاینات صلی الله علیه و آله فرمود که: فردای قیامت در سه موطنْ هیچ کس، هیچ کس را یاد نکند. اول: نزدیک آن که میزان اعمال نصب کنند و هرکس خواهد که بداند که میزان او گران است یا سبک؟ دوم: نزدیک تطایر نامه ها که هرکس خواهد که ببیند که نامه او از کجا می رسد، از چپ یا از راست؟ سوم: وقتی که صراط را بر بالای جهنم وضع کنند و همه کس را بر آن باید گذشت. ای عزیز! بعضی گویند که میزان عبارت است از عدل خدای تعالی که هیچ از اعمال بندگان فروگذاشت نکند و جزای آن بدیشان رساند؛ [که:] فَمَنْ یَعْمَل مِثْقالَ ذَرَّةِ خَیْرا یَرَهَ وَ مَن یَعمَل مِثْقالَ ذَرّةٍ شَرّا یَرَهْ. منزل قبر[حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:] به درستی که قبر اولین منزلی است از منازل آخرت، پس اگر بنده از او نجات یافت آن چه بعد از آن پیش او آید آسان تر باشد از آن، و اگر نجات نیافت آن چه پس از آن پیش آید سخت تر باشد از آن، و بازگشت به بهشت باشد یا به دوزخ؛ یعنی منزل آخرین از منازل آخرت یا جنّت است یا دوزخ. خانه وحشتقبر خانه وحشت است و هر روز به زبان حال منادی می کند که: من خانه وحشتم، و من خانه غربتم، و من خا نه ظلمتم و من خانه تنهایی ام، هر که در من داخل شد تا روز قیامت خارج نخواهد شد. ای عزیز! چون دانستی که قبر بیت وحشت است، مونسی پیدا کن تا فردا در آن وحشتگاه انیس تو باشد و آن ذکرِ خداست؛ و چون دانستی که دار غربت است، یاری جوی که در آن رفیقِ تو گردد، و آن عمل صالح است؛ و چون دانستی که خانه ظلمت است نوری به دست آر که در آن تاریکی چراغِ تو باشد و آن نورِ معرفت است؛ و چون دانستی که منزل تنهایی است مصاحبی آماده کن که دافع ملالت تو باشد و آن خوی نیکوست؛ پس اگر از ذکر خدا مونسی داری، و از عمل صالح یاری یابی، و از چراغِ معرفت نوری حاصل کنی و از خوی نیکو مصاحبی به دست آری؛ بر تو روضه ای باشد از ریاض بهشت، و اگر حال برعکس باشد حفره ای باشد از حفره های نیران که: [حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود:] اَلْقَبْرُ رُوضَةٌ مِنْ رِیاضِ الجَنّةِ اَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النِّیرانِ قبر باغی از باغ های بهشت است یا گودالی از گودال های دوزخ. ایمان به قبرسؤال قبر و عذاب یا ثواب در او حق است و ایمان بدو واجب، می فرماید: از عذاب قبر به خدا پناه برید؛ همانا عذاب قبر حق است و مضمون آیه «اَمَتَّنا اِثْنَتَیْن وَ اَحَیْتَنا اِثْنَتیْن بر زنده کردن و میراندن در قبر شاهد است. ای عزیز! قبر منزلی عجیب است هرکه درو رفت تا قیامت بیرون نیاید و پادشاه و فقیر و امیر و اسیر همه درین خانه یکسان نماید. حکایتوقتی هارون الرشید به سر وقت بهلول رسید دید که در سایه گوری نشسته است و چوبی در دست گرفته و [جمجمه] کلّه آدمی در پیش نهاده، هارون پرسید که: ای دیوانه در چه کاری؟ گفت: درین کلّه می نگرم فرق نمی توانم کرد که چیست؟ همچون من گدایی است یا کله همچون تو فرمانفرمایی. هارون گفت: این چوب چیست؟ گفت زمین را قسمت می کنم و عرصه خاک را می پیمایم. هارون پرسید که: چون یافتی؟ گفت: قسمتی درست و بخشی راست، مرا سه گز رسید با گدایی، و تو را نیز سه گز رسید با پادشاهی. فرق حساب افراد[خدای تعالی می فرماید:] ما قادریم در برابر آفریدن انگشتان، اما برابر نیافریدیم، یکی بلند است و یکی میانه و یکی خرد، و یکی قوی و یکی ضعیف؛ این اشارت به طبقات آدمیان است که همه برابر نیستند، یکی پادشاه هست و یکی امیر، و یکی غنی و یکی فقیر و یکی سلطان و یکی پاسبان؛ اما این تفاوت در انگشتان وقتی نماید که به پای باشند اما چون بخوابانی همه یکسان شوند. این تفاوت نیز میان سلطان و دربان و توانگر و درویش چندان باشد که در صفِ زندگانی ایستاده باشند، اما چون در منزل فنا بخُسبند همه یکسان نمایند و این به صورت است اما در معنی کجا یکسان بود آن که حساب گلیمش باید با آن که جوابِ اقلیمش باید گفت؛
|
******