0

ایمانِ عارفان

 
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

ایمانِ عارفان
شنبه 25 تیر 1390  7:44 PM

ایمانِ عارفان

پدید آورنده : ملاصدرای شیرازی ، صفحه 47

مراتبِ ایمان

مراتب ایمان سه است: مرتبه عوام و مرتبه خواص که محبان اند و مرتبه خاص تران که محبوبان اند. و برای هر یک از این مراتب سه گانه، علم و عملی است. مرتبه عوام یا از جهت علم است، و آن چنان است که به هر چه که پیغمبر صلی الله علیه و آله آورده به صورت تسلیم و آرامش قلبی ایمان بیاورد، مانند ایمان به غیب و یا از جهت عمل، و آن چنان است که نیکی ها را انجام داده و از بدی ها و گناهان برای فرا چنگ آوردن ثواب و رها شدن از شکنجه و سختی عذاب دوری جوید.

و اما مرتبه خواص از جهت علم چنان است که به خدا و فرشتگان و کتاب ها و فرستادگان و اولیاء او و هم چنین به برانگیخته شدن بعد از مرگ و به بهشت و دوزخ و به قدر، چه نیک و چه بد آن ایمان بیاورد، هم چنان که در حدیث وارد شده، و این معارف ایمانی و اعتقادات ارکانی را تماما به براهین روشن قدسی و مبادی و اصول الهی بشناسد.

و اما مرتبه آنان از جهت عمل چنان است که: خداوند چون بر بنده ای به صفتی از صفات خود تجلی نمود، تمامی اجزاء وجود او در برابر آن [تجلی حق] خاضع و فروتن گشته و قوا و مشاعر او وی را [در آن] پیروی می نمایند. و هم چنین به تمام اجزاء وجود ایمان می آورد بعد از آن که قلبش [تنها] ایمان به غیب آورده بود و نفس او کافر می گردد به آن چه که قلب او به آن ایمان آورده است.

البته آن نفسی که از بویای وزش نسیم عطر بیز غیبی به دور است.

تجلیِ حق

و امّا مرتبه خاص تران از جهت علم و عمل پس از برداشته شدن حجاب ها و پرده های انانیت و خودخواهی است به سبب تجلی حق به صفات مجد و بزرگی و پاکی، و چون به صفت جلال او را از خودش فانی نمود، به صفت جمالْ باقی اش داشته و عقل و گوش و چشم او را به او باز می گرداند پس او را کجایی و دوری باقی نمی ماند، و تنها در عین [شهود، و دیدگان دگرگون یافته از عالم حس به عالم تجرد] باقی می ماند، لذا با نور حق تمام حقایق وجودی را مشاهده نموده و نور بینشش در اعیان ملک و ملکوت و خلق و امرْ رفته و اثر می گذارد، و در این مرتبه علم و عمل یک چیز می گردند.

ایمانِ غیبی، عینی و عیان

پس ایمان در مرتبه نخستینْ غیبی و در دوم عینی و در سوم عیانی است و این حال پیغمبر صلی الله علیه و آله در شب معراج بود. چون به سدرة المنتهی رسید هنوز در مرتبه مکان و کجایی قرار داشت، ولی چون جذبه کشش عنایت الهی او را از این [کجایی] به عین [شهود[ کشانید [پس به بنده خود وحی کرد آنچه وحی کرد: نجم: 10) و آن همان است که خداوند به آن اشاره کرده و می فرماید: [پیغمبر به آن چه از پروردگارش به او نزول یافته ایمان آورد: بقره 285،] یعنی از صفات و افعال پروردگارش، پس ذات او به ذات او و صفاتش به صفات او، و افعالش به افعال او ایمان آورد. پس تمامی وجود او مؤمن به خدا گردیده و ایمانی عیانی آورده است.

موهبت الهی

هان ای عارف دانشمند! اندیشه و تأمل نما، پروردگارِ جهانیان به بندگانش جز اندکی از علم عطا نفرموده است. می فرماید: [و به شما جز اندکی از علم داده نشده است] و تمامی دنیا و آن چه که در آن است اندک نامیده شده [بگو: کالای دنیا اندکی است] سپس در علم موهبتی که بر بندگانش می بخشد فرموده: [این کرم خدا است، آن را به هر که خواهد داد و هر که حکمت و فرزانگی یافت خوبی فراوان یافت.] پس مقدار این اندک را بنگر تا عظمت آن بسیار افزون را بازشناسی، و برهان عقلی نیز با آن مطابقت دارد.

چون دنیا از جهت مقدار و عدد و مدت به تمامه متناهی و پایان پذیر است و علم را از جهت مراتب و عدد و مدت بقاء و پایداری آن، و سعادت و نیک بختی هایی که از آن به دست می آید پایان و انتهایی نیست و این دلالت بر برتری و فضیلت حکمت دارد.

 
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها