وظایف یک قاری
شنبه 25 تیر 1390 7:19 AM
|
اشاره: در شماره قبل،قسمت اول مقاله «وظایف یک قاری» تحریر شد و اینک آدامه آن مقاله تقدیم می گردد. به دنبال ذکر مطالب فوق، سید حیدر آملی به بحث از موانع و حجابهای فهم پرداخته و نکاتی چند به شرح ذیل یاد آور میشود: 1. یکی از موانع فهم این است که انسان تمام همّت خود را در درست ادا کردن حروف و رعایت قواعد و قوانین تجوید صرف کند، در نتیجه تأمل و دقتش در مخارج حروف منحصر شده و از توجه و دقت در معانی و مفاهیم باز میماند.این عمل از مواردی است که شیطان انسان را به آن ترغیب میکند. 2. این که انسان از نظر یا عقیدهای که شنیده، تقلید نماید و یا از تفسیری که برای او علی الظاهر از ابن عباس، مجاهد یا غیر اینها نقل شده، بدون اینکه خودش با بصیرت به آن رسیده باشد، فقط به صرف پیروی از دیگران نسبت به آن تعصب ورزد. و یا این که یک تفسیر ظاهری از قرآن خوانده باشد و گمان کند کلمات قرآن معنی دیگری جز آنچه دراین تفسیر آمده، ندارند.در حالی که ظاهر و باطن قرآن کریم دارای مراتب و درجاتی است و جمود در ظاهر مانع از وصول به باطن میباشد. 3. یکی دیگر از موانع و حجابهای فهم این است که انسان مبتلا به هوی و هوسهای دنیوی باشد، چرا که ابتلای به دنیا موجب زنگار و تیرگی قلب میشود.به همین علت رسول اکرم (ص) میفرماید: «دنیا و آخرت مخالف هم هستند به میزانی که انسان به یکی از آن دو نزدیک میگردد،از آن دیگر دور میشود.»1 4. تخصیص:تخصیص آن است که انسان در تمامی اوامر، نواهی، وعد و وعید قرآن کریم خودش را مخاطب بداند و فرض کند که مقصود از آنها خود او میباشد. همچنین اگر داستانی از داستانهای قرآن و قصص اقوام پیشین و انبیای الهی (ع) را شنید بداند، که مقصود قصه سرایی محافل و مجالس شبانه نیست، بلکه منظور از این قصص پندگیری است.در این قسمت سید حیدر آملی به این آیه قرآن کریم:«و اذکروا نعمت الله علیکم و ما انزل من الکتاب والحکمة یعظکم به»2 اشاره نموده و میگوید:با توجه به مسائل فوق، حق تعالی تمامی انسانها را به شکر و سپاس به واسطه وجود نعمت قرآن کریم امر فرمود. 8. تأثر:تأثر این است که آیات مختلف در قلب انسان تأثیرات متفاوت بجا بگذارد.انسان در هنگام قرائت قرآن کریم باید متناسب با هر فهمی حال خاصی پیدا کند.و به واسطه آن فهم و ادراک، حالاتی از قبیل: خوف،حزن،رجا و… نفس انسان به آن جهت خاص متصف گردد.در نتیجه مستعد اثر پذیری شده و برای او تأثر و خشیت حاصل میشود.به میزانی که ادراک و معرفت تقویت شود، خشیت نیز به عنوان یک حالت غالب در قلب ایجاد میشود. این چنین بندهای هنگامی که «آیات وعید» را تلاوت میکند از خشیت الهی احساس ضعف و خردی میکند . به هنگام خواندن اوصاف بهشت اشتیاقی در درونش شعلهور میگردد و به وقت شنیدن اوصاف آتش از ترس بر خود میلرزد. سید حیدر آملی به این حدیث استناد میکند: پیامبر اکرم(ص) به ابن مسعود فرمود:«برایم قرآن تلاوت کن،ابن مسعود گفت: شروع به خواندن سوره نساء کردم تا به این آیه کریمه «فکیف اذا جئنا…» رسیدم، دیدم که از چشمان حضرت اشک جاری شد و سپس به من فرمود:الآن کافی است.» سید حیدر آملی در مورد این حالت نبی مکرم اسلام(ص) میفرماید: این بخاطر آن است که معنا و مفهوم آیه فوق قلب رسول گرامی (ص) را تماماً مجذوب خود نموده بود. پیامبر اکرم (ص) میفرماید: «اقرأوا القرآن ما ائتلقت علیه قلوبکم و لانت علیه(له) جلودکم، فاذا اختلفتم فلستم تقرؤونه»3 «قرآن را تا مادامی که دلهایتان با آن مأنوس و بدنهایتان آمادگی دارد،تلاوت کنید.وقتی که این آمادگی و انس وجود نداشت آن را تلاوت نکنید.»4 9. ترقّی:ترقی این است که انسان قلب و عقلش را به سوی قبله حقیقی؛ یعنی حضرت حق جلّ و علا متوجه نماید تا کلام را از خدا بشنود نه از خودش. در این قسمت مرحوم سید حیدر آملی به درجات قرائت اشاره نموده و میفرماید: قرائت قرآن سه درجه دارد: 1. پایین ترین درجه آن این است که بنده تصور کند که قرآن را در مقابل خداوند میخواند و خداوند به او مینگرد و صدایش را میشنود.در این فرض بنده حالت سئوال و تضرع و زاری دارد. 2. دومین درجه قرائت این است که قاری این حال را داشته باشد که گویا خداوند با لطفش او را مورد خطاب قرار داده و با انعام و احسانش با او نجوا میکند.در این صورت مقام و موقعیت بنده حیا و تعظیم و گوش فرا دادن و دقت کردن است. 3. سوم این که در کلام، متکلم را بنگرد و در کلمات،صفات را دریابد.در این حالت بنده نه خود را میبیند و نه قرائتش را و نه تعلق نعمتها را از آن جهت که او مورد نعمت واقع شده است؛یعنی در واقع نعمتها را هم از آن جهت میبیند که نعمت دهنده خداست و فقط به صدور نعمت توجه دارد، نه به تعلق آنها به خودش، پس تمام همتش را مصروف و متوجه متکلم میکند و فکرش متوقف بر او شده و غرق تماشای او میگردد. از نظر سید حیدر، مرحله سوم قرائت، از درجات مقربین است. ایشان سپس این روایت را از امام صادق (ع) نقل میکند: «خداوند در قرآنش برای بندگانش تجلّی کرده لیکن آنان نمیبینند.» 10.تبرّی:دهمین و آخرین وظیفهای که سید حیدر آملی در «تفسیر المحیط الاعظم و البحر الخضم فی تأویل کتاب الله العزیز المحکم» از وظایف قاری ذکر میکند، تبرّی است.تبرّی آن است که انسان از قوّه و قدرت خود بیزاری جسته، به خودش با دیده رضایت و تزکیه ننگرد،پس چون «آیات وعد» و «آیات مدح صالحین» را تلاوت کرد، خود را نبیند؛ بلکه در آن حال و مقام صاحبان یقین و صدیقین را مشاهده کند و مشتاق آن باشد که خداوند او را هم به آنها ملحق فرماید و هنگامی که «آیات خشم و غضب» و «آیات نکوهش گناهکاران» را میخواند به خود توجه نموده و به واسطه خوف و رجا فرض کند که خودش مخاطب میباشد و چون قاری خود را در قرائت مقصّر دید، همین سبب تقرّب او خواهد شد؛زیرا هر که در عین قرب، بعد را ببیند به او لطف شده و به واسطه خوف، او را به درجه بالاتری از درجات قرب میرسانند.و هرکسی که در عین بعد، قرب را ببیند، گرفتار مکر ایمنی شده که او را به درجهای فروتر از درجات بعد میکشانند.و هر گاه خود را به چشم رضا دید، به نفس خود محجوب و در پرده است.و اگر از حدّ التفات و توجه به خود فراتر رود و در قرائت بجز خدای تعالی مشاهده نکند، راز ملکوت به حسب احوال او برایش کشف میشود، پس چون آیات رحمت و امید را بخواند و حالت شکفتگی و انبساط در او پدید آید و صورت بهشت برای او هویدا گردد، آن را چنان مشاهده میکند که گویی به چشم خود میبیند، و اگر خوف بر او غلبه کرد.جهنم برایش پدیدار میشود، تا جایی که انواع عذاب آن را میبیند، و این برای آن است که کلام خدای عزّوجل مشتمل است بر آسان گیری و لطف، و شدّت و سختگیری، و مایه امید و ترس است، و این به حسب اوصاف او؛ یعنی رحمت و لطف یا قهر و سخت گرفتن و انتقام است.پس به اعتبار مشاهده کلمات و صفات، دل در حالات مختلف تغییر میکند، و به حسب هر حالتی مستعدّ کشف چیزی میشود که مناسب آن حالت باشد. 1.آملی، سید حیدر، تفسیر المحیط الاعظم، المجلد الثانی، ص 333. 2.سوره بقره، آیه 231. 3.آملی، سید حیدر، تفسیر المحیط الاعظم، المجلد الثانی، ص 337. 4.همان. 5.آملی، سید حیدر، تفسیر المحیط الاعظم، المجلد الثانی، ص 339. |
******