0

تبيين علمي ولايت فقيه

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

تبيين علمي ولايت فقيه
جمعه 24 تیر 1390  5:45 PM

بحث ولايت فقيه يك بحث اسلامي، فقهي و داراي بعد كلامي است و تحقيق درباره آن ارزش فوق العاده اي دارد بويژه اينكه اگر اين گونه بحثي نباشد تصور مي شود كه اسلام در بعد مسايل اجتماعي و سياسي و اداره جامعه حكمي ندارد. اثبات مسئله ولايت فقيه و اينكه يك حكم اسلامي است مي تواند جوابگوي اين شبهه ها باشد كه الحمدلله اين مسئله به بركت اهل بيت (صلوات الله عليهم اجمعين) براي ما ثابت شده و در دسترس ديگران نيز قرار گرفته است. افزون بر همه اين ها نكته ديگر اين است كه امروز در جهان فقط يك نظام اسلامي داريم؛ البته اسم اسلامي جاهاي ديگري هم هست حتي به عنوان جمهوري اسلامي چند كشور ديگر هم هستند مثل جمهوري اسلامي پاكستان، جمهوري اسلامي موريتاني، اما آنكه واقعا نظام اسلامي باشد و اقرب به اسلام، فقط ايران است و اين موهبتي است كه خداوند متعال در اين دوران به بركت خون صدها هزار شهيد و مجاهدات هزاران مجاهد في سبيل الله نصيب اين مردم كرده است و اهميت و عظمت و بركات آن براي كسي مخفي نيست. اين نظام با اين عظمتي كه دارد و با اين بركاتي كه خداي متعال در آن قرار داده است، با مسئله ولايت فقيه گره خورده است. دنيا هم اين نظام را به عنوان نظام ولايت فقيه مي شناسد و همه هم مي دانيم كه اگر ولايت فقيه از اين نظام و از اين قانون اساسي حذف شود چيزي به نام نظام اسلامي باقي نخواهد ماند؛ بنابراين، دوست دارم اين جمله را به خاطر بسپاريد كه تلاش براي تبيين مسئله ولايت فقيه و تقويت عملي آن، در واقع خدمت به حفظ و بقاي اسلام در عالم است و متقابلا هرگونه تلاشي كه به هر دليلي انجام بگيرد تا در نظريه ولايت فقيه خدشه كند يا عملا موجب تضعيف آن شود چنين كاري در حقيقت مثل تيشه زدن به پايه هاي بناي اسلام در اين عالم است. اين مسئله با ديگر مسايل تفاوت بسيار دارد؛ از همين رو خدا را شكر مي كنم كه توفيقم داد به اندازه ظرفيت ناچيز خودم آبي بر آتش اين فتنه ها بريزم؛ البته خدا خود حافظ اين نظام و ارزش هاي اسلام و انقلاب خواهد بود و طبعا بحث مستوفي درباره اين موضوع كار يكي دو جلسه نيست.
بحثي كه خود امام (رض) در نجف درباره ولايت فقيه داشتند، مدت ها مطرح بود. با اينكه به همه جوانب بحث هم نپرداختند و امروز مسايل زيادي درباره ولايت فقيه و شئون و مقدمات و ارتباطش با مردم و خبرگان و ساير چيزها مطرح است كه آن وقت ها هنوز اين بحث ها و سؤال ها مطرح نبود. طبعا بحث اشباع كننده در اين زمينه ها زمان متناسب خودش را مي طلبد كه علاوه بر اين كه بنده- با توجه به وضع مزاجم- انتظاري ندارم موفق بشوم، شرايط ديگر هم ايجاب نمي كند. به هر حال- اگر خدا حياتي بدهد و توفيقي- سعي مي كنم بحث هاي ساده اي كه به قول جناب آقاي قرائتي حفظه الله جنبه ساندويچي دارد و عملا در بحث هاي عمومي كاربرد دارد، مطرح كنم والا بحث هاي عميق فقهي و پرداختن به همه جوانب ديگر، كار بزرگاني است كه اميدواريم امثال حضرت آيت الله مؤمن و ديگران به آن بپردازند و ان شاءالله ما هم توفيق داشته باشيم كه از آن استفاده كنيم.
واژه شناسي ولايت فقيه
ولايت فقيه، تركيبي است از دو كلمه ولايت و فقيه، اول اين سؤال را طرح مي كنم كه ولايت يعني چه، و ثانيا اينكه مي گوييم اين ولايت براي فقيه است به چه معناست؟
كمابيش معناي آن روشن است اما در بحث هاي علمي، سؤالات دقيقي مطرح مي شود كه قبلا به ذهن نمي آمد. ولايت، يك كلمه عربي است و بايد معنايش را از كتب لغت عربي پيدا كرد، اما همان طور كه مي دانيد كتاب هاي لغت معمولا موارد استعمال را ذكر مي كنند و نمي گويند كه اين معناي حقيقي اش چيست، معناي مجازي اش چيست، مشترك لفظي است يا مشترك معنوي، منقول است يا مرتجل. اين مباحث معمولا در كتاب هاي لغت بيان نمي شود. وقتي هم يك لفظ چند تا كاربرد دارد آن را مثل مشترك لفظي بيان مي كنند كه اين چند تا معنا دارد. درباره ولايت هم در كتاب هاي لغت چند معنا ذكر شده است. كاربردهايش هم در قرآن كريم و در روايات بسيار متفاوت است. شما اگر آياتي را ببينيد كه كلمه ولايت و مشتقات آن مثل ولي، اولياء، مولي و والي در آن هست، پيدا كردن يك معناي جامع بين همه آنها كار مشكلي است. برخورد ادبا نيز با اين موارد كه براي يك واژه چند معنا در كتاب هاي لغت آمده، متفاوت است. بعضي ها دوست دارند همه اين معاني را تا آن جا كه ممكن است، به يك معنا برگردانند. مي گويند همه اينها از يك ريشه و يك معناست و مصاديق متفاوتي دارد. اين يك نوع نگرش است. كتاب «مقاييس» معمولا اين كار را مي كند يا حتي كتاب «التحقيق» مرحوم حاج حسن آقاي مصطفوي(رض) ايشان هم بيشتر موارد استعمال را به يك اصل برمي گردانند، اما بعضي ديگر، معاني متعدد را مثل مشتركات لفظي تلقي مي كنند مثل اينكه اينها اصلا چند معناي متباين است.
هر كدام از نگرش ها حسني دارد و احيانا ضعف هايي. حسن برگرداندن همه واژه ها به يك معنا اين است كه غالبا اين معاني يك نوع تحولاتي در طول زمان داشته است يعني ابتدا بر يك معنايي وضع شده است بعد كم كم به مناسبتي در معنايي نزديك به آن به كار رفته است؛ اخص از آن، اعم از آن، به اضافه يك قيدي كه اگر آدم بتواند ريشه را بيابد، مي تواند مناسبت بين اين معاني را هم كشف كند و به آن نكته اصلي كه در همه اينها پنهان شده، پي ببرد، اما در بعضي موارد اين كار باعث مي شود كه خصوصيات معنا- كه در بعضي موارد به آن تكيه شده و مورد توجه گوينده بوده مغفول عنه بماند. يعني توجه روي جهت مشترك متمركز بشود و آن خصوصيت مورد توجه، در يك واژه مغفول عنه قرار گيرد. شايد راه جمع، اين باشد كه هم به آن جهت مشترك بين معاني توجه شود و هم به اينكه اين معاني متعدد گاهي در طول زمان به يك وضع جديد درآمده و حكم مشترك لفظي را پيدا كرده است
در بسياري از واژه ها اگر ما بخواهيم معناي حقيقي مورد استعمال را درست بفهميم، كافي نيست كه ريشه لغت را بررسي كنيم و بگوييم همه اينها به يك چيز برمي گردد و اصل كلمه اين بوده است، پس يك مشترك معنوي است. همان اصل، معناست و اينها ديگر خصوصيت مورد است و جزو معنا نيست. با اين شيوه مشكل حل نمي شود و حتي خيلي جاها به اشتباه مي افتيم و روايت را اشتباه معنا مي كنيم يا آيه قرآن را غلط مي فهميم.
معناي ولايت
بحث ما سر كلمه ولايت بود. ولايت يعني چه؟ موارد استعمال را كه شما در كتاب لغت مي بينيد پنج يا شش معنا و گاهي بيشتر ذكر شده است:
1-ولايت به معناي محبت در مقابل عداوت؛ در دعاها و زيارت ها اين دو واژه در مقابل هم به كار رفته است: «... اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه...»(1) پيداست اين «موالاه » مقابل «معاداه » است؛ «ولي لمن والاكم و عدو لمن عاداكم» دوست در برابر دشمن، اين ولايت به معناي محبت است.
2-در بعضي جاها گفته اند «ولي به معناي ناصر است. بويژه در جاهايي كه عقد ولايت با قومي مي بندند كه اگر جنگي رخ داد، كمكشان كنند و آنها ولي اين قوم مي شوند يعني بايد نصرتشان كنند.
3-در موارد بسياري هم در معنايي كه تقريباً معادل حكومت است، به كار مي رود.
موارد زياد ديگري هم هست كه من الان نمي خواهم همه اش را بگويم. لزومي هم نداشت همه را نام ببريم. فقط بايد بدانيم كه ولايت، معاني متعددي دارد.
سخنراني حضرت آيت الله مصباح يزدي (دام ظله) در همايش تبيين علمي ولايت فقيه- قم مدرسه فيضيه، 23/1/98
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- الكافي، ج1، ص 392.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها