0

كلام سیاسی شیعه

 
hoosianp2011
hoosianp2011
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 1682
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:كلام سیاسی شیعه
چهارشنبه 22 تیر 1390  9:30 PM

 

كلام سیاسی شیعه 2
نكته مهم در تمایز این دو حوزه مطالعاتی, دل‌مشغولی كلام سیاسی به كشف, تبیین و دفاع از آموزه های دل‌دادگی فیلسوف به كشف و تحری حقیقت از سوی دیگر می باشد. روشن است كه این ها هر كدام كار ویژه ها و اهداف خاص خود را دارند و در نتیجه, به رغم اشتراك در موضوع و مسائل, این دو حوزه مطالعاتی مستقل از هم می باشند. به دلیل چنین اشتراك هایی ـ چنان كه در سنت اسلامی نیز شاهد بوده ایم ـ همواره بین فلسفه و كلام تعامل بوده است و به ویژه در سنت شیعی, فرایند همگرایی فلسفه و كلام سیر تكاملی داشته و در نهایت, در حكمت متعالیه صدرایی این امر به اوج می رسد. 
اما ارتباط كلام سیاسی و فقه سیاسی متفاوت می باشد. چنین تفاوتی به تفاوت سطح و برد این دو حوزه مطالعاتی بر می گردد. در حالی كه فلسفه سیاسی و كلام سیاسی دو دانش هم عرض بودند و در اهداف و كارویژه ها تمایز پیدا می كردند, نسبت كلام سیاسی و فقه سیاسی چنین نیست. كلام سیاسی به تبیین كلیت دیدگاه سیاسی و چگونگی تنظیم كلان حیات سیاسی از منظر دین می پردازد, اما فقه سیاسی به بیان تكالیف سیاسی مكلفان در سه سطح فردی, گروهی ـ اجتماعی و حكومتی می پردازد. روشن است كه چگونگی تفكر در این حوزه ها, مسبوق به تعیین كلیت دیدگاه دین در عرصه سیاسی می باشد. مباحث كلام سیاسی به صورت اصول موضوعه در فقه سیاسی به كار گرفته می شوند. از این حیث, كلام سیاسی بر فقه سیاسی اولیّت و اولویّت می یابد. اولیت بدان روی كه بدون پرداختن به كلیت نگاه دین به عرصه سیاسی, نمی توان وارد جزئیات شد, و اولویت بدان روی كه ما نیاز داریم بنیاد های فقه سیاسی معاصر خود را در كلام سیاسی بنا نهیم و سپس وارد غور در مباحث فقه سیاسی شویم. بی توجهی به این نكته سبب شده است كه معدود آثاری كه در باب فقه سیاسی نوشته شده اند, به جای پرداختن به هدف اصلی فقه سیاسی در تبیین تكالیف سیاسی مكلفان, خود را درگیر مباحث بنیادی ـ كلامی نمایند و در نتیجه, از توجه كامل به مسئولیت فقه سیاسی باز بمانند و در نتیجه, فقه سیاسی رشد مناسبی نداشته باشد. 
برای جایابی كلام سیاسی در اندیشه سیاسی معاصر اسلامی, می توان به ضرورت های پرداختن به مباحث كلام سیاسی در عصر حاضر پرداخت و نشان داد كه چنین ضرورت هایی صرفاً با كلام سیاسی در عصر حاضر پرداخت و نشان داد كه چنین ضرورت هایی صرفاً با كلام سیاسی تأمین می شوند. مهم ترین این ضرورت ها عبارتند از: 
1. بازخیزی و احیای اسلام گرایی در عرصه سیاسی دو قرن اخیر؛ 
2. سیطره سكولاریسم و چالش آن با مبانی اسلامی ـ شیعی؛ 
3. ضرورت تأمین و تبیین مبانی نظری حكومت دینی و دفاع از نظام اسلامی؛ 
4. بحران مكاتب فكری معاصر و گسترش گرایش به دین در عرصه سیاسی ـ اجتماعی؛ 
5. ضرورت فعال سازی مطالعات سیاسی در حوزه های دین پژوهی و نیاز به مباحث كلام سیاسی؛ 
6. ضرورت تبیین امهات مباحث سیاسی اسلامی در كلام سیاسی و زمینه سازی پویایی فقه سیاسی شیعه. 
مسائل كلام سیاسی شیعه 
مجموعه مسائل كلام سیاسی شیعی را می توان در دو گروه مسائل سنتی و مسائل جدید دنبال كرد. چنان كه گذشت, ویژگی عمده مسائل سنتی كلام سیاسی شیعی پراكندگی آن ها در لابه‌لای متون كلامی می باشد كه در بهترین وضعیت, برخی از آن ها به صورت تك نگاری هایی مثل بحث امامت مستقلاً مورد بحث قرار گرفته اند. عمده ترین این مسائل محور های ذیل می باشند: 
1. حسن و قبح و حدود معرفت عقلی و ابعاد سیاسی آن؛ 
2. حسن تكلیف و لزوم شریعت الهی در عرصه اجتماعی؛ 
3. مسئله جبر و اختیار و ابعاد سیاسی اجتماعی آن؛ 
4. مسئله ضرورت امامت در جامعه اسلامی و تبیین آن بر اساس قاعده «لطف». 
5. تبیین مسئله غیبت و علل آن؛ 
6. مسئله ایمان و كفر و معیار عضویت در جامعه اسلامی؛ 
7. دفاع از دیدگاه های سیاسی ـ دینی. 
این ها مسائل عمده ای هستند كه در لابه‌لای متون كلامی شیعی مطرح و دنبال شده اند. هر كدام از محور های مزبور در درون خود, دارای مسائل فرعی نیز می باشد كه معمولاً در متون كلامی سنتی ما مورد بحث قرار گرفته اند. در این نوشتار, به دلیل اجتناب از تطویل, عمدتاً به گزارش مسائل سنتی كلام سیاسی شیعی پرداخته شده است. 
فراتر از مسائل سنتی, كه در متون كلامی شیعی مطرح شده اند, با تحولاتی كه در چند سده اخیر در جهان اسلام رخ داده, مسائل و مباحث جدیدی نیز با ویژگی ها و روش های جدید پیش روی كلام اسلامی مطرح شده اند. بسیاری از این مباحث پیشینه قبلی نداشته یا از منظرها و رویكرد های جدیدی مطرح شده اند. چنین تحولی تحت تأثیر تجربه مدرنیسم غربی و بازتاب های آن در جهان اسلام صورت گرفته است. مدرنیسم با مبانی و نگرش های جدیدی كه با خود آورد, در تعارض با نگرش های سنتی بوده, آن ها را به چالش می كشد. برخی ازمحققان از این تحول با عنوان «كلام جدید» یاد می كنند.. البته به نظر می رسد كه چنین تحولی نه به معنای پیدایش علمی جدید, بلكه تحول در برخی از ابعاد كلان علم كلام می باشد كه لزوماً به شكل گیری دانشی جدید نمی انجامد. [1] از این حیث, كلام سیاسی نیز در مواجهه با چالش های جدید, مسائل خاص خود را در عصر جدید یافته است. برخی از مهم ترین مسائلی كه در كلام سیاسی امروز می توان مطرح و پی گیری كرد, عبارتند از: 
1. مسئله رابطه دین و سیاست؛ 
2. انتظار بشر از دین در عرصه سیاسی و اجتماعی؛ 
3. تبیین موضع دین در برابر مسائل سیاسی ـ اجتماعی جدید و مستحدث؛ 
4. تبیین وضعیت سیاسی جامعه اسلامی در دوره غیبت / عصر جدید؛ 
5. دفاع از آموزه های سیاسی ـ اسلامی در برابر مكاتب سیاسی دیگر؛ 
6. ترسیم سیمای كلان مدینه فاضله اسلامی. 
مسائل كلام سیاسی شیعه, بیش از مباحثی هستند كه ذكر شدند. مسائل مذكور فقط شمای كلی این مسائل را در اختیار قرار می دهند. ازاین رو, ضرورت دارد تا این مباحث در جای خود به صورت گسترده تری بحث و بررسی شوند. در ادامه, به بررسی محور های عمده مباحث كلام سیاسی شیعه می پردازیم: 
1. حسن و قبح عقلی و حدود معرفت عقلی و ابعاد سیاسی ـ اجتماعی آن 
مسئله «حسن و قبح» از جمله مباحث بنیادینی است كه در نخستین سده های اسلامی مطرح گردید. در برابر جریان عقل‌گریز اهل حدیث. گروهی از متكلمان, كه بعد ها به متكلمان «عدلیه» شناخته شدند, بر امكان تشیخص امور حسن و قبیح تأكید نمودند. از نظر اینان, عقل انسان قادر به تشیخص ملاك های حسن و قبح امور است و با به كارگیری این ملاك ها می تواند به داوری عقلی بپردازد. هر چند این مسئله صرفاً به صورت یك مسئله معرفت‌شناختی و كلامی صرف مطرح شد, اما به نظر می رسد در سنت اسلامی و مباحث كلامی بعدی, بسیار تأثیرگذار بوده است. متكلمان عدلیه با به كارگیری این معیارها, مباحث سیاسی ـ اجتماعی را نیز بر اساس دستاوردهای بحث حسن و قبح پیگیری نمودند. مهم ترین دستاورد مستقیم این گرایش را در كلام عدلیه, می توان قاعده «لطف» و بازتاب های سیاسی ـ اجتماعی آن دانست.[2] این قاعده ضمن حجیت بخشیدن به عقل در حدود خاص آن, ورود تكالیف شرعی را در تكالیف عقلی نوعی, لطف قلمداد می كند. 
2. حسن تكلیف و شریعت الهی در عرصه سیاسی ـ اجتماعی 
حسن تكلیف از جمله نخستین مباحث سیاسی ـ اجتماعی در ترتیب مباحث كلامی شیعی می باشد. متكلمان شیعی پس از پرداختن به مباحث الهیات و اثبات توحید و مسائل آن و نیز پرداختن به بحث عدل در جهت اثبات نبوت عامه, مباحثی را نیز در باب تكلیف و حسن آن دنبال می كنند. حسن تكلیف از این حیث, به ویژگی های انسان و نیز حیات اجتماعی وی پیوند داده می شود. البته تقریر های گوناگونی از این بحث مطرح شده اند. به موازات پر رنگ تر شدن فرایند همگرایی كلام شیعی با فلسفه اسلامی به دست خواجه نصیر الدین طوسی, حسن تكلیف و بعثت انبیا بر اساس نیازهای اجتماعی انسان ها تفسیر می شوند. علامه حلی در شرح خود بر تجریدالاعتقاد خواجه نصیر, این چرخش وی را از مشرب كلامی به مشرب حكمی در متن گوشزد می كند.[3] اما به هر حال, آن چه مهم است, توجه به بعد اجتماعی و سیاسی تكلیف می باشد. در تقریرهای اولیه, نیاز انسان به تكلیف و ارسال رسل, عمدتاً بر نیاز به وضع تكالیفی برای جلوگیری از غلبه قوای شهوانی بر عقل آدمی تأكید می شد. اما با چرخش حكمی در علم كلام, توجه به نیاز آدمی در عرصه اجتماعی به قانون گذاری برجسته‌تر گشت. 
در كلام سنتی شیعی, پس از مباحث وجودشناسی و خداشناسی و تعیین جایگاه انسان در عالم هستی و اثبات تعلق وجود آدمی به مبدأ هستی بخش و تركیب وجودی وی از دو عنصر روح و بدن, بحث انسان شناسی با تكلیف و حسن آن پیوند خورده است. از این رو, در بحث انسان شناسی, ضرورت تكلیف و حسن آن و بیان ویژگی های تكلیف مطرح شده است. غایت چنین بحثی به ضرورت ارسال رسل و مباحث نبوت عامه ختم می شود. متكلمان سنتی شیعی در اثبات نیاز آدمی به تكالیف شرعی, به تحلیل ویژگی های آدمی و وجه نیاز او به هدایت آسمانی پرداخته اند. بدین روی لازم بوده است تا ساختار وجودی انسان و قوا و توانایی های وی مورد بررسی قرار گیرند و بر اساس این ویژگی ها, ضرورت تكلیف ثابت شود. در این رهیافت, بر تعارض درونی بین قوای عقلی و شهوی در وجود آدمی تأكید می شود.
[1]. در مورد چیستی و دیدگاه های مختلف درباره كلام جدید, نك: احمد فرامرز قراملكی: هندسه معرفتی كلام جدید, ص 122 ـ 146/ علی ربانی گلپایگانی, درآمدی بر علم كلام, ص 143 ـ 158/ علی اوجبی: «كلام جدید در گذر اندیشه ها»؛ مجله نقد و نظر, سال اول, ش 2/ عبدالحسین خسرو پناه, كلام جدید. 
[2]. در مورد قاعده لطف و جایگاه آن در كلام سیاسی شیعه, ر. ك: نگارنده, «درآمدی بر كلام سیاسی شیعه: قاعده لطف», فصلنامه علوم سیاسی, ش2, ( پاییز 1377). 
[3]. ر.ك: علامه حلی, كشف المراد, تعلیقه الشیخ جعفر سبحانی, قم, مؤسسه الامام الصادق ـ علیه السلام ـ, 1375, ص 98. 
غلامرضا بهروز لك، فصلنامه شيعه شناسي، ش5

مدیر تالار مهدویت

 مدیر تالار فلسفه و کلام

id l4i: hoosianp_rasekhoon

mail yahoo:  hoosianp@yahoo.com

ان الوصول الی الله سفر لا یدرک الی بامتطاء الیل 
رسیدن به لقاء پروردگار میسور نیست مگر با درک نشاهه شب

  

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها