بررسى علل و زمینه هاى ایجاد فرقه ها و اختلافات در جامعه اسلامى
چهارشنبه 22 تیر 1390 3:50 PM
|
بى شک یکى از مهم ترین عوامل عقب افتادگى جهان اسلام در عصر حاضر را مى توان وجود اختلافات در بین فرقه هاى اسلامى دانست. در این مقاله در پى بررسى آثار این اختلافات نیستیم که خود فرصت و مجال مستقل مى طلبد. آنچه ما در این نوشتار در پى آنیم بررسى مهم ترین علل و زمینه هاى پیدایش فرقه هاى کلامى گوناگون در میان جامعه اسلامى است؛ این امر مى تواند در دستیابى به شناخت کاملى از واقعیت هاى فرقه هاى کلامى یارى رسانده، نقش مؤثرى بر اندیشه و عمل امروز ما داشته باشد. اکنون برخى از مهم ترین این عوامل و زمینه ها را بررسى مى نماییم: 1. اختلاف پیرامون امامت و خلافت رسول خدا (صلى الله علیه و آله)یکى از اختلافات مهم که خود باعث انشعاب امت اسلامى به فرقه هاى گوناگون و جدایى شیعه و سنى گردید، اختلاف بر سر مسئله خلافت و امامت بعد از رحلت رسول گرامى اسلام بود. به اعتقاد شیعیان، پیامبر گرامى اسلام که براى تعلیم و هدایت مردم و بیان حقایق احکام اسلامى مبعوث شده بود، در فرصت کوتاه رسالتش، امکان بیان تمام مسائل را نیافت، از این روى لازم بود از سوى خداوند امام معصومى رهبرى جامعه اسلامى را در دست گیرد تا ضمن رهبرى جامعه اسلامى، به بیان احکام و معارف بپردازد. رسول گرامى اسلام نیز در زمان حیات خویش بارها بر این مسئله تکیه نموده و على بن ابیطالب را به عنوان جانشین، خلیفه و امام بعد از خویش معرفى نمودند. در مقابل، اهل سنت که اکثریت امت اسلام را تشکیل مى دهند، چنین اعتقادى نداشته و معتقدند که جماعت مسلمین خود در پى تعیین و نصب خلیفه برآمدند. عده اى «انصار» را به جهت نصرت حق، پناه دادن و یارى نمودن اسلام، سزاوارتر و عده اى «مهاجرین» را به جهت پیشگامى آنان در پذیرش اسلام اولى به خلافت مى دانستند؛ و در این میان عده اندکى خلافت و امامت را منحصر در خاندان پیامبر دانسته، على بن ابى طالب (علیه السلام) را شایسته ترین فرد برمى شمردند. در دوره هاى بعدى خود شیعیان نیز درباره جانشینى ائمه (علیهم السلام) به نزاع برخاستند و فرقه هاى مختلفى در میان آنان ظهور کرد. از جمله این فرقه ها مى توان از فرقه هاى ذیل نام برد: فرقه کیسانیه، که قائل به امامت محمد بن حنفیه، پس از امام حسین (علیه السلام) شدند، فرقه خطابیه که قائل به جانشینى ابوالخطاب محمد بن ابى زینب اجدع اسدى پس از امام صادق (علیه السلام) بودند، و فرقه اسماعیلیه که معتقد به امامت اسماعیل بن جعفر پس از پدرش امام صادق (علیه السلام) شدند و... 2. تعصب هاى عربى، قومى و قبیله اىیکى از مهم ترین ریشه ها و عوامل اختلاف مسلمین، تعصب هاى عربى، نژادى و قبیله اى بود که رسول خدا (صلى الله علیه و آله) و قرآن کریم از طریق ایجاد وحدت مدنى بر اساس شاخص هاى جدید اعتقادى و تقوایى به مبارزه با آن پرداخته و در اثرهمین مبارزات، تا حدودى این تعصب ها در زمان آن حضرت پوشیده گردید، امّا بعد از رحلت آن حضرت دوباره جان گرفت و موجب اختلاف امت گردید. نقل شده است زمانى که مسیلمه کذاب ادعاى پیامبرى نمود و تعدادى را به گرد خود جمع کرد، بعضى از پیروان او مى گفتند: ما به درستى مى دانیم که محمد (صلى الله علیه و آله) صادق و مسیلمه کاذب است ولى کاذبى که از قبیله ما (ربیعه) باشد بهتر است از راستگویى که از ما نباشد. یکى از عوامل و ریشه هاى منازعات بر سر مسئله خلافت رسول خدا (صلى الله علیه و آله) که بلافاصله پس از رحلت آن حضرت صورت گرفت، همین تعصب هاى قومى و قبیله اى بود. بعدها خلفاى اموى آتش این تعصب را بیشتر برافروختند. و اساسا یکى از عوامل اختلاف و دشمنى هاى همیشگى امویان در مقابل هاشمیان را مى توان همین امر دانست. همچنین تعصب عربى در رواج خوارج نیز اثر داشت، زیرا قبائل ربیعه به خوارج پیوستند و در مقابل قبائل مضریه در برابر آنان قرار گرفتند و نزاع بین این دو در دوران جاهلى معروف بود. 3. حب ریاست و مقاممقام طلبى از نمونه هاى روشن و آشکار هواهاى نفسانى است که در طول تاریخ عامل مهمى در ایجاد اختلاف و نزاع در میان مسلمانان گردیده است. در این گونه نزاع ها بحث بر این نیست که چه کسى بر حق است، بلکه هدف کسب قدرت و چیره شدن بر خصم است. و زمانى که هدف قدرت باشد، از تمام امور حتى عقاید دنیى و مذهبى و متون مقدس و... براى توجیه و تأیید اعمال و رفتار استفاده مى شود. در جاى جاى تاریخ امت اسلامى مى توان نمونه هاى متعددى را یافت که حاکمان نالایق در اثر همین عامل، زمام امور را در دست گرفته و موجب اختلافات گسترده اى در جامعه اسلامى شده اند. 4. حکومت ها و سیاست هابا نگاهى گذرا به تاریخ مى توان آشکارا به این مطلب پى برد که برخى از سیاست مداران و حاکمان در پى حفظ مصالح سیاسى خود به تقویت و یا ایجاد فرقه هایى مى پرداختند تا بدین وسیله پشتوانه فکرى و مذهبى براى خود ایجاد کرده و یا در میان مخالفین خود اختلاف انداخته و یا آنان را بدنام نمایند. فرقه «سبأیه» را مى توان نمونه اى از این دست برشمرد. همچنین فقه «کیسانیه» فرقه اى است که با هدف ضربه زدن به شیعیان و بدنام کردن آنان توسط بنى امیه و بنى عباس ایجاد و حمایت شد. بنى عباس براى مستند کردن کیسانیه حکایت ها و روایات زیادى را جعل نمودند که با اندکى دقت فقدان سند و تناقض هاى فراوان این روایات آشکار مى شود. همچنین آنان برخى از حوادث را به نفع خود محو و یا تحریف مى نمودند. به عنوان مثال بعضى از کتب تاریخى زمانى که مى خواهند ذکرى از وقایع زمان فتحعلى شاه بنمایند، مى گویند «در ذکر جهان گشایى خاقان فتحعلى شاه»، در حالى که او بسیارى از شهرهاى ایران را از دست داد.این گونه دروغ نویسى ها و تحریف ها در طول تاریخ (به خصوص در مواردى که با مسائل دینى و اعتقادى در ارتباط بوده است) موجب سوء برداشت هاى فراوان گشته و زمینه اى براى به وجود آمدن اختلافات در میان مسلمین گشته است. 5. نحوه زبان قرآنیکى از علل پیدایش فرقه هاى کلامى نحوه زبان قرآن است؛ زبان قرآن، در برخى از موارد زبان فیصله بخش نیست. وجود آیات متشابه در قرآن و عدم فهم دقیق آنان، که در مواردى به ظاهر با یکدیگر متضادند، خود عاملى براى اختلافات کلامى و ارائه تفسیرهاى متفاوت گردیده است. به عنوان مثال: آیاتى که پیرامون «تقدیر و آزادى انسان» و یا آیاتى که درباره «تشبیه و تنزیه» وارد شده است، خود موجب بحث هاى کلامى و پیدایش فرقه هاى گوناگون گردیده است. عده اى در مقابل این آیات سکوت نموده و عده اى دیگر با بحث هاى عقلى و به کاربردن روش هاى قیاسى که در فقه به کار برده مى شد سعى در توجیه آیات متشابح مى نمودند. اختلاف هاى متعددى را در حوزه فقه اسلامى در میان اهل سنت و شیعیان مى توان یافت که منشأ آن همین نحوه زبان قرآن و اختلاف در معنا و برداشت از آیات قرآن است. به عنوان مثال مى توان از اختلافاتى که در معناى کلمه «قروء» در آیه شریفه «والمطلقات یَتَرَبَصْنَ بأنفسهن ثلاثه قروء و...» در میان فقهاى اسلامى وجود دارد، اشاره نمود. 6 . ارتباط با دیگر ادیان، به ویژه نوکیشى اسلامىبسیارى از پیروان ادیان و مذاهب قبل از اسلام، با آنکه اسلام را پذیرفته و مسلمان شده بودند، اما هنوز رسوبات عقاید آن ادیان را در ذهن خود داشتند و عقاید و مسائل اسلامى را نیز با همان دید تجزیه و تحلیل مى نمودند. مسائلى چون «جبر و اختیار»، «ذات و صفات خداوند» و... کسان دیگرى نیز بودند که در حقیقت ایمان نیاورده و تنها زمانى که منافع خود را در خطر دیدند، به ظاهر آورده، با گسترش مطالب باطل قصد تحریف دین را داشتند. این امر موجب رواج اسرائیلیات و معتقدات غیر اسلامى در بین مسلمین گردیده و خود موجب اختلاف امت گردید. شهرستانى در این مورد مى نویسد: «بسیارى از یهودیانى که به ظاهر اسلام آورده بودند احادیث بسیارى در مورد تجسم و تشبیه از تورات نقل کرده اند از جمله این افراد کعب الاحبار، وهب من منبه الیمانى، تمیم بن اوس و... مى باشند». 7. نهضت ترجمهبا گسترش سرزمین هاى اسلامى و ورود مراکز علمى و فرهنگى در محدوده حکومت اسلامى، حاکمان و خلفاى اموى و به خصوص عباسى به علل متعددى افراد زیادى را تشویق و ترغیب به ترجمه کتب علمى این مراکز مى نمودند و به این صورت مسلمانان با فلسفه یونانى و نو افلاطونى اسکندرانى آشنا گردیدند. ورود بعضى از بحث هاى فلسفى چون «کون و ماده» و «ماوراء الطبیعه محسوس» و شبهات فکرى گوناگون به جهان اسلام خود باعث اختلافاتى در جهان اسلام گردید تا جایى که برخى از علماى اسلامى راه بعضى از فلاسفه گذشته را در پیش گرفته و در دوران عباسى گروه هاى شک گرا که عقاید سوفسطائیان را داشتند، به وجود آمد. از آنجا که در آن زمان برخى از مسلمانان هنوز معتقدات دینى خود را بر پایه هاى مباحث عقلى آن چنان که باید، استوار ننموده بودند، در اثر برخورد با علوم بیگانه و شبهات مختلف، با تقدم عقل بر آنچه تاکنون بى چون و چرا پذیرفته بودند، از فطرت نخستین و ایمان ساده خود خارج شده و به معتقدات اسلام کم اعتقاد گشتند. از این زمان به بعد، علماى اسلامى نیز سعى نمودند با تکیه بر روش هاى فلسفى و عقلى، عقاید اسلامى را به اثبات برسانند و این خود آغاز بحث هاى گسترده و ایجاد اختلافاتى چون دعواى معتزله با دیگران گردید. 8 . اختلاف استعدادها و سلیقه هبدیهى است که انسان ها از جهت استعداد و توان فهم و درک، همگى در یک سطح قرار ندارند؛ عده اى داراى قدرت و توانایى بالا در فهمیدن و رسیدن به حقایق بوده و با تیزهوشى ها و دقت نظرهاى عالمانه خویش این راه را طى مى کنند. عده اى دیگر با آن که در دستیابى به حق راه طولانى را طى نموده اند اما توان رسیدن و فهم کنه و ذات حق را آنچنان که باید نداشته اند، و عده اى دیگر آنچنان اوهام و خیالات بر آنان مستولى گشته که آنان را از دستیابى به واقعیات و درک آن ها باز داشته است و کند ذهنى و قلب هاى بسته اینان مانع پیمودن این راه گشته است. این اختلاف سطوح خود باعث اختلاف عقائد و نظریات شده و عامل و زمینه اى براى ایجاد فرقه هاى گوناگون گردیده است. 9. سابقه فرهنگىسابقه فرهنگى، افکار، اعتقادات و روحیات متفاوت افراد هر سرزمین مى تواند بستر و زمینه اى باشد جهت رشد و گسترش فرقه، تفکر و یا مذهبى خاص. بى شک رشد تشیع در ایران داراى بستر و زمینه مناسب بوده است. روحیه عدالت طلبى، عقل گرایى، وجود عناصرى همچون بحث فرشته شناسى که در دین زردشت آمده شده بود و... مى توانست زمینه ساز این امر باشد. «منگرى وات» در کتاب خویش با بیان فرضیه اى در پى بررسى سابقه فرهنگى دو گروه «شیعیان» و «خوارج» و تأثیر آن بر آراء و عقایدشان برآمده و سعى نموده ثابت نماید که سابقه فرهنگى، عقاید و روحیات منطقه اى و قبیله اى افراد و قبایل در گرایش آنان به تشیع و خوارج مؤثر بوده است. 10. دوستى ها و دشمنى هادوستى ها و دشمنى هاى افراطى معمولاً انسان ها را از دستیابى به حقایق باز مى دارد. طبیعت انسان به گونه اى است که اگر به امرى محبت فراوانى داشته باشد، این بحث موجب آن مى گردد که عیوب، زشتى ها و نقاط ضعف آن امر را ندیده، آن را بى عیب و نقص بپندارد، همچنین دشمنى و نفرت از امرى مانع دیدن خوبى ها و نقاط مثبت آن مى گردد. در روایت شریفه داریم: «حب الشیى ء یعمى و یصم» و همچنین در کلام امیر مؤمنان على (علیه السلام) آمده است: «من عشق شیئا أعضى بصره». در طول تاریخ چه بسیار افرادى که محبت ها و نفرت هاى آنان مانع دستیابى شان به حق گردیده، نتوانسته اند حقایق را آنچنان که باید درک نمایند. و این امر خود عاملى براى جدایى افکار و اختلاف عقاید نظریات گردیده است. 11. ناقص دیدن تاریخعدم جامع نگرى و یا عدم آشنایى با تمام جوانب یک جریان و یا حادثه تاریخى، در بسیارى از موارد باعث مى شود که داورى و قضاوت صحیحى پیرامون آن امر صورت نگیرد، زیرا در بسیارى از امور، بعضى اجزاء آن نمایانگر کل آن امر نیست و حتى گاه تصویرى بر خلاف آن ارائه مى نماید. باید توجه داشت که تاریخ همه آنچه بوده است را براى ما نقل ننموده است و ما در بسیارى از حادثه هاى تاریخى جنبه هایى از آن را نمى دانیم. این عدم جامع نگرى و قضاوت هاى ناصحیح گاه موجب اختلافات و تنازعاتى گردیده است. تذکر این نکته ضرورى است که بسیارى از تاریخ نویسان، تاریخ خود را از منظر و دید خود و به منظور خاصى نگاشته اند، آنان حوادث تاریخى را بر اساس بینش خویش تحلیل و انتخاب مى نمودند. 12. قصه گویىقصه گویى در زمان خلیفه سوم آشکار شد، و از آنجا که قصه گویان خرافات و اساطیر را در اذهان وارد مى نمودند، امام على (علیه السلام) از این امر کراهت داشت و آنان را از مسجد بیرون راند ولى این امر در زمان اموى گسترش یافت تا جایى که بسیارى از این قصه هاى غیر واقعى باعث ورود اسرائیلیات در کتب تفسیر و تاریخ اسلام شد و زمینه را براى بروز اختلاف بین مسلمین ایجاد نمود. 13. اختلاف نسخ و کتابتاز آنجا که تعالیم و عقاید مسلمانان برگرفته از قرآن کریم و روایات شریفه مى باشد و افکار، عقاید و اعمال خود را بر طبق آن تنظیم مى نمایند، هر گونه عدم هماهنگى در نسخ و کتابت این دو متن مقدس مى تواند موجب اختلاف در میان آنان گردد. البته این امر اختصاص به متون مقدس ندارد بلکه در گذشته تکثر هر متنى از طریق استنساخ صورت مى گرفته است و کافى است با از قلم افتادن تنها یک علامت نفى معنى به طور کلى تغییر یابد. 14. منع و جلوگیرى از تدوین و نشر احادیث پیامبر (صلى الله علیه و آله)با آنکه ضرورت حفظ و نشر احادیث رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله) امرى عقلى و مسلّم بود و حتى خود رسول خدا (صلى الله علیه و آله) بارها بر این امر تأکید نموده بودند، متأسفانه نه تنها این امر آنچنان که باید صورت نپذیرفت، بلکه پس از رحلت رسول خدا (صلى الله علیه و آله) از این امر ممانعت شد و زمینه را براى جعل و تحریف احادیث و همچنین نشر افکار یهودى و مسیحى و در نهایت ایجاد اختلاف در بین مسلمانان، آماده نمود. البته کوتاهى ها و عدم انگیزه مسلمانان براى جمع آورى و گسترش احادیث نیز در این امر تأثیر عمده اى داشت. با مطالعه و بررسى آنچه به عنوان عوامل ایجاد اختلاف در میان امت اسلام ذکر شد درخواهیم یافت که میزان تأثیر این عوامل در ایجاد اختلاف در بین مسلمانان و شکل گیرى گروه ها و فرقه هاى کلامى و مذهبى به یک اندازه نبوده است؛ بعضى از این عوامل تنها زمینه را براى تفاوت دیدگاه ها و افکار ایجاد نموده و بعضى اثر فزون ترى را داشته است. در این میان، یکى از مهم ترین و اساسى ترین این عوامل را مى توان اختلاف امت اسلام پیرامون خلافت رسول خدا (صلى الله علیه و آله) و امامت و رهبرى امت اسلامى دانست؛ اگر این امر نمى بود و امت بر آنچه رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله) تعیین کرده بودند اتفاق نظر داشته و اهل بیت (علیهم السلام) رهبرى فکرى و عملى و هدایت امت اسلام را در دست مى گرفتند، عوامل دیگر هرگز موجب شکاف و اختلافات اساسى در میان امت نمى گشت. نکته دیگر آن که، نمى توان تمام عوامل مذکور را ذاتاً امور منفى دانست؛ زمانى که رهبران امت اسلام، مسلمانان را به فراگیرى علوم، تفکر و اثبات عقلى عقاید و اصول دین تشویق نموده و بر این امر بسیار سفارش کرده اند و با توجه به یک سطح نبودن قدرت تفکر، اندیشه و ذکاوت افراد، ایجاد اختلاف دیدگاه ها امرى طبیعى است و نمى توان انتظار داشت تمام انسان ها به یک نحوه تفکر نمایند و به نتیجه واحدى برسند. پى نوشت ها:1. دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج 8، چاپ اول، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامى، 1377 ش، مقاله سیر اندیشه هاى کلامى در تاریخ اسلام، احمد پاکنچى، ص 419 و تاریخ المذاهب الاسلامیه، محمد ابوزهره، ص 13، قاهره، دارالفکر العربى. 2. تاریخ فلسفه در جهان اسلام، حنا الفاخورى و خلیل الجر، ج 2، ص 167، چاپ چهارم، تهران، شرکت انتشارات علمى و فرهنگى، 1373 ش. 3. تاریخ المذاهب الاسلامیه، محمد ابوزهره، ص 266-262، قاهره، دارالفکر العربى و مقالات اسلامیه اشعرى، ابوالحسن، ج 1، ص 90. 4. تاریخ الجدل، محمد ابوزهره، ص 77، چاپ اول، قاهره، دارالفکر العربى، بى تا. 5. تاریخ المذاهب الاسلامیه، پیشین، ص 13. 6. همان، ص 12 و 13. 7. تاریخ المذاهب الاسلامیه، پیشین، ص 10. 8. مذاهب ابندعتها السیاسه فى الاسلام، عبدالواحد انصارى، مؤسسه اعلمى للمطبوعات، بیروت، ص 37-36. 9. فلسفه تاریخ، مرتضى مطهرى، چاپ اول، قم، انتشارات صدرا، 1369 ش، ج 1، ص 14 و 5 1. 10. همان، ص 15 و فلسفه علم کلام، هرى اوسترین ولفسن، مترجم احمد آرام، ص 9 و 10، چاپ اول، تهران، انتشارات الهدى، 1368 ش. 11. تاریخ المذاهب الاسلامیه، پیشین، ص و فلسفه علم کلام، پیشین، ص 12. فلسفه علم کلام، پیشین، ص 16. 13. تاریخ المذاهب الاسلامیه، پیشین، ص 271. 14. تاریخ المذاهب الاسلامیه، پیشین، ص 13 و 14 و فلسفه علم کلام، پیشین، ص 64-69. 15. بحوث فى المل و النحل، جعفر السبحانى، ج 1، ص 77، قم، لجنة اداره الحوزه العلمیه بقم المقدسه، 1371 ش. 16. تاریخ فلسفه در جهان اسلام، پیشین، ص 343 و دائره المعارف بزرگ اسلامى، پیشین، ص 425. 17. تاریخ المذاهب الاسلامیه، پیشین، ص 14. 18. همان، ص 9 و 10. 19. ترجمه نهج البلاغه، مترجم محمد دشتى، چاپ هفتم، نشر مشرقین، 1379، خ 109، شماره 14. 20. تاریخ المذاهب الاسلامیه، پیشین، ص 15. 21. بحوث فى الملل و النحل، پیشین، ص 60. |
******