0

زیدیه

 
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

پاسخ به:زیدیه
سه شنبه 21 تیر 1390  2:39 PM

زیدیه

منابع مقاله:

، ؛

اشاره

شکل گیری زیدیه به عنوان یکی از فرق شیعه به اوایل قرن دوم هجری برمی گردد. این فرقه در ابتدا توسط دو گروه از شیعیان کوفه با عنوان «جارودیه» و «بتریه» شکل گرفت. هویت این فرقه با قیام و فعالیت بر ضد حکومت جور و ظلم شکل گرفت و این مطلب سبب تلاش آنها برای خروج از سیطره حکومت مرکزی گردید. این جریان در ادامة حیات خود در مناطق شمالی ایران و جلگه های یمن به فعالیت پرداخت و در ضمن آن به گروههای فرعی مختلفی تقسیم شد. زیدیان ایران در قرن دهم به صورت رسمی به مذهب امامیه گرویدند اما در یمن تا امروز به بقای خود ادامه داده اند. در این نوشتار، نویسنده به ارائه تاریخ مختصری از جریانهای گوناگون این مذهب شیعی به همراه بیان اجمالی اعتقادات آنها پرداخته است.

 

این نوشتار ترجمه مدخل «زیدیه» از دایرة المعارف اسلام (ویرایش دوم) است. نویسنده این مقاله یکی از مستشرقان معروف در زمینه کلام اسلامی و فرق و مذاهب است، اما این مطلب سبب پذیرش همة آنچه در این نوشتار آمده نمی شود. در این مقاله به اقوال ضعیفی از نظر تاریخی استناد شده است که پرداختن به آنها و نقد و بررسی آنها مجال دیگری را طلب می کند.

 

 

زیدیه یکی از فرق شیعه است که به دنبال قیام نافرجام زید بن علی بن الحسین در سال 122ق (740م) در کوفه به وجود آمد. به هنگام تدارکات قیام، تعدادی از شیعیان کوفه در اعتراض به خودداری زید از سرزنش بی قید و شرط خلفای پیش از علی(علیه السلام)، دست از حمایت او برداشتند و از برادرزاده زید، یعنی جعفر صادق(علیه السلام) به عنوان «امام» حمایت کردند. این شکاف به گونه ای تفکیک دائم شیعه به گروه تندرو و گروه معتدل، در دوران گسست دینی آنها از جماعت اهل سنت، منجر شد. زیدیه، به عنوان گروه معتدل، عموماً مسلمانان سنی را هم ردیف با کفار طبقه بندی نمی کردند. این در حالی است که آنها از نظر اعتقادی، انعطاف پذیر و جنگ طلب بودند (برخلاف گروه تندرو اما آرام امامیه) و از قیام علیه حکومت غیرقانونی اهل سنت، به عنوان یک وظیفه دینی حمایت می کردند.

 

 

1. دوره کوفیان نخستین

زیدیه در ابتدا با ادغام دو جریان از شیعیان کوفه، یعنی «جارودیه» و «بَتریه»، شکل گرفت. جارودیه به سبب نام «ابوالجارود زیاد بن منذر» به این نام معروف شده است. او یکی از یاران برادر زید، محمد باقر(علیه السلام)، بود و هنگامی که یاران زید او را تنها گذاشتند، قیام زید را دنبال کرد. جارودیه بعضی از تعالیم تندروانه محمد باقر(علیه السلام) را به درون ]اعتقادات[ زیدیه آوردند و لذا امامت سه خلیفه سابق بر علی(علیه السلام) را نپذیرفتند.

 

آنها بیان می کردند که علی(علیه السلام) به عنوان وارث (وصی)، توسط پیامبر(صلی الله علیه و آله) منصوب شده بود و این تلویحاً به معنای جانشینی او بود. آنها اکثریت صحابه و جماعت مسلمان را به سبب آنکه امام بر حق را ترک کرده اند، سرزنش ]لعن[ می کردند. آنها احادیث شرعی را که توسط محدثان اهل سنت منتشر شده بود تکذیب می کردند و معتقد بودند که تنها قانون دینی را خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله) بیان کرده است. هرچند آنها برخلاف امامیه، صلاحیت تعلیم و آموزش دینی را منحصر در امامان نکردند، بلکه تعلیم هر عضوی از اهل بیت را که از نظر علوم دینی صلاحیت داشته باشند، پذیرفتند.

 

بتریه در ابتدا یکی از گروههای معتدل شیعی بود. آنها از بعضی تعالیم ]امام[ محمد باقر(علیه السلام) انتقاد می کردند و او را به عنوان «امام» نپذیرفتند. آنها علی(علیه السلام) را به عنوان افضل مسلمانان بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله) می پذیرفتند و در عین حال، امامت خلفای سابق بر او را نیز تصدیق می کردند؛ چرا که علی(علیه السلام) با آنها بیعت کرده بود. آنها به هیچ گونه علم ممتاز و ماورایی برای خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله) اعتقاد نداشتند، بلکه به صحت و اعتبار علم دینی رایج در میان مسلمانان که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده بود، معتقد بودند. همچنین استفاه از دلیل جزئی (اجتهاد، قیاس) در تعیین حکم شرعی را جایز می دانستند. بتریه قسمتی از جریان عمومی محدثان کوفی بود، و از آنجا که این جریان در طول قرن سوم هجری (نهم میلادی) به اهل سنت گروید، آرا و عقاید جارودیه در میان زیدیان رایج گشت.

 

اگر چه اکثریت فقط فرزندان حسن و حسین(علیهما السلام) را به عنوان مدعیان شرعی امامت می شناختند، امامت شرعی در ابتدا محدود به فرزندان علی(علیه السلام) نبود. قبل از سقوط خلافت بنی امیه، کوفیان زیدی از عبدالله بن معاویه که از فرزندان جعفر طیار بود، پیروی کردند. در قرن چهارم هجری (دهم میلادی) نیز گروهی از زیدیه با عنوان «طالبیه» مشهور بودند و شایستگی همه فرزندان ابوطالب، پدر علی(علیه السلام)، را برای امامت تصدیق می کردند.

 

بنابر عقیده عمومی زیدیه، سه امام اول یعنی علی، حسن و حسین(علیهم السلام) به واسطه انتصاب پیامبر(صلی الله علیه و آله) به امامت رسیده اند. بعد از حسین(علیه السلام) تثبیت امامت از طریق شورش مسلحانه (خروج) و فراخوان رسمی (دعوت) برای بیعت با داوطلب صالح و حائز شرایط، صورت گرفته است. از میان صلاحیتها، دانش دینی مورد تأکید آنان است. بسیاری از امامان زیدی در سرتاسر قرون، دانشمندان و نویسندگان دینی را به بهترین شکل تربیت کرده اند. همچنین، اگر چه برخی از زیدیان متأخر نوعی مصونیت از گناه را برای سه امام اول پذیرفته اند، اما آنها عموماً مصون از گناه و اشتباه (معصوم) محسوب نشده اند.

 

در مسائل الهیات، کوفیان زیدی جبرگرا بودند و به شدت با قدریه و معتزله مخالفت می کردند. با این حال، مسئولیت اندک انسان در مورد اعمال خود را نیز می پذیرفتند. آنان مخالف تشبیه و تجسیم بودند، اما در مخالفت با متعزله به واقعیت داشتن صفات خدا، اذعان داشتند. آنها عقیده مخلوق بودن قرآن را نپذیرفتند، اما بر ازلی بودن آن همراه با خداوند نیز پافشاری نکردند. در برابر عقیده مرجئه، آنان بیان می کردند که افعال انسان بخشی از ایمان را تشکیل می دهد و همانند اباضیه فاسق را تحت عنوان کفر نعمت و کافر ناسپاس و نه در ذیل شرک یا تکذیب خدا دسته بندی کردند.

 

سرزمین تحت سیطره اهل سنت، منزلگاه ناسپاسی و بی ایمانی بود. این اعتقاد آنها، قیام اباضیه در برابر نظم تثبیت شده را توجیه کرد و علاوه بر آن، به آنها اجازه داد تا با دیگر مسلمانان در کمال آرامش معاشرت کنند.

 

از نظر فقهی، زیدیه در ابتدا بر تعالیم افراد مختلف صالح و شایسته از علویان مانند ]امام[ محمد باقر(علیه السلام)، ]امام[ جعفر صادق(علیه السلام)، زید بن علی و محمد نفس زکیه اعتماد داشتند. همچنین گاه بر ادعای مورد اجماع خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله) اعتماد می کردند. در قرن سوم هجری، بر اساس تعالیم احمد بن عیسی بن زید، قاسم بن ابراهیم رسی، حسن بن یحیی بن حسین بن زید و محمد بن منصور مرادی، چهار مدرسه فقهی شکل گرفت. این مدارس را ابوعبدالله علوی (م 445ق) در اثری به نام کتاب الجامع الکافی توصیف کرده است. او در زمان خود، فرد موثقی در میان کوفیان زیدی بوده است.

 

قیامهای نافرجامی که کوفیان زیدی از آنها حمایت کردند، عبارت اند از: قیام محمد نفس زکیه و برادرش ابراهیم در سال 145ق؛ قیام حسین بن علی صاحب الفخ در سال 169ق؛ قیام یحیی بن عبدالله در سال 176ق؛ قیام محمد بن ابراهیم طباطبا در سال 199ق؛ قیام محمد بن قاسم صاحب الطالقان در سال 219ق و قیام یحیی بن عمر بن یحیی در سال 250ق. بعد از آن، فعالیت زیدیان با موفقیت به نواحی دوردست و کوهستانی جنوب دریای خزر و کشور یمن منتقل شد، مکانهایی که امکان فرار از نظارت حکومت مرکزی در آنها وجود داشت.


وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها