0

حفر خندق و برخورد به قطعه سنگ عظيم و سخنان پيامبر صلي الله عليه و آله قسمت اول

 
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

حفر خندق و برخورد به قطعه سنگ عظيم و سخنان پيامبر صلی الله علیه قسمت دوم
دوشنبه 20 تیر 1390  6:43 AM

حفر خندق و برخورد به قطعه سنگ عظيم و سخنان پيامبر صلی الله علیه قسمت دوم
تفسير نمونه ج : 17ص :223
وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنَفِقُونَ وَ الَّذِينَ فى قُلُوبهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسولُهُ إِلا غُرُوراً(12) وَ إِذْ قَالَت طائفَةٌ مِّنهُمْ يَأَهْلَ يَثرِب لا مُقَامَ لَكمْ فَارْجِعُواوَ يَستَئْذِنُ فَرِيقٌ مِّنهُمُ النَّبىَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَ مَا هِىَ بِعَوْرَةٍإِن يُرِيدُونَ إِلا فِرَاراً(13) وَ لَوْ دُخِلَت عَلَيهِم مِّنْ أَقْطارِهَا ثُمَّ سئلُوا الْفِتْنَةَ لاَتَوْهَا وَ مَا تَلَبَّثُوا بهَا إِلا يَسِيراً(14) وَ لَقَدْ كانُوا عَهَدُوا اللَّهَ مِن قَبْلُ لا يُوَلُّونَ الأَدْبَرَوَ كانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسئُولاً(15) قُل لَّن يَنفَعَكُمُ الْفِرَارُ إِن فَرَرْتُم مِّنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَ إِذاً لا تُمَتَّعُونَ إِلا قَلِيلاً(16) قُلْ مَن ذَا الَّذِى يَعْصِمُكم مِّنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سوءاً أَوْ أَرَادَ بِكمْ رَحْمَةًوَ لا يجِدُونَ لهَُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً(17)
تفسير نمونه ج : 17ص :224
ترجمه:
12 -بخاطر بياوريد زمانى را كه منافقان و آنها كه در دلهايشان بيمارى بود مى‏گفتند خدا و پيامبرش جز وعده‏هاى دروغين به ما نداده‏اند
13 -و نيز به خاطر بياوريد زمانى را كه گروهى از آنها گفتند : اى اهل يثرب ( مردم مدينه ) ! اينجا جاى توقف شما نيست ، به خانه‏هاى خود باز گرديد ، و گروهى از آنان از پيامبر اجازه بازگشت مى‏خواستند و مى‏گفتند خانه‏هاى ما بدون حفاظ است ، در حالى كه بدون حفاظ نبود ، آنها فقط مى‏خواستند ( از جنگ ) فرار كنند
14 -آنها چنان بودند كه اگر دشمنان از اطراف و جوانب مدينه بر آنان وارد مى‏شدند و پيشنهاد بازگشت به سوى شرك به آنها مى‏كردند مى‏پذيرفتند ، و جز مدت كمى براى انتخاب اين راه درنگ نمى‏كردند
15 -آنها قبل از اين با خدا عهد كرده بودند كه پشت به دشمن نكنند ، و عهد الهى مورد سؤال قرار خواهد گرفت ( و در برابر آن مسئولند)
16 -بگو : اگر از مرگ يا كشته شدن فرار كنيد سودى به حال شما نخواهد داشت ، و در آن هنگام جز بهره كمى از زندگانى نخواهيد گرفت
17 -بگو : چه كسى مى‏تواند شما را در برابر اراده خدا حفظ كند اگراو مصيبت يا رحمتى را براى شما اراده كرده ، و غير از خدا هيچ سرپرست و ياورى نخواهند يافت
 
تفسير : منافقان و ضعيف الايمان‏ها در صحنه احزاب
گفتيم كوره امتحان جنگ احزاب داغ شد ، و همگى در اين امتحان بزرگ
تفسير نمونه ج : 17ص :225
درگير شدند ، روشن است در اينگونه موارد بحرانى مردمى كه در شرائط عادى ظاهرا در يك صف قرار دارند به صفوف مختلفى تقسيم مى‏شوند ، در اينجا نيز مسلمانان به گروههاى مختلفى تقسيم شدند : جمعى مؤمنان راستين بودند ، گروهى خواص مؤمنان ، جمعى افراد ضعيف الايمان ، جمعى منافق ، جمعى منافق لجوج و سرسخت ، گروهى در فكر خانه و زندگى خويشتن و در فكر فرار بودند ، جمعى سعى داشتند ديگران را از جهاد باز دارند و گروهى تلاش مى‏كردند رشته اتحاد خود را با منافقين محكم كنند .
خلاصه هر كس اسرار باطنى خويش را در اين رستاخيز عجيب و يوم البروز آشكار ساخت.
در آيات گذشته از جمعيت مسلمانان ضعيف الايمان و وسوسه‏ها و گمانهاى بدى كه با آن دست به گريبان بودند سخن در ميان بود ، و در نخستين آيات مورد بحث گفتگوى منافقان و بيماردلان منعكس شده است.
مى‏فرمايد : به خاطر بياوريد هنگامى را كه منافقان و آنها كه دلى بيمار داشتند مى‏گفتند : خدا و پيامبرش چيزى جز وعده‏هاى دروغين به ما نداده‏اند ! ( (اذ يقول المنافقون و الذين فى قلوبهم مرض ما وعدنا الله و رسوله الا غرورادر تاريخ جنگ احزاب چنين آمده است كه در اثناى حفر خندق كه مسلمانان هر يك مشغول كندن بخشى از خندق بودند روزى به قطعه سنگ سخت و بزرگى برخورد كردند كه هيچ كلنگى در آن اثر نمى‏كرد ، خبر به پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) دادند پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) شخصا وارد خندق شد ، و در كنار سنگ قرار گرفت و كلنگى را به دست گرفت و نخستين ضربه محكم رابر مغز سنگ فرود آورد ، قسمتى از آن متلاشى شد و برقى از آن جستن كرد ، پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) تكبير پيروزى گفت ، مسلمانان نيز همگى تكبير گفتند.
بار دوم ضربه شديد ديگرى بر سنگ فرو كوفت قسمت ديگرى در هم
تفسير نمونه ج : 17ص :226
شكست و برقى از آن جستن نمود پيامبر تكبير گفت و مسلمانان نيز تكبير گفتند.
سرانجام پيامبر سومين ضربه را بر سنگ فرود آورد و برق جستن كرد ، و باقيمانده سنگ متلاشى شد ، حضرت (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) باز تكبير گفت و مسلمانان نيز صدا به تكبير بلند كردند ، سلمان ازاين ماجرا سؤال كرد ، پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود : در ميان برق اول سرزمين حيره و قصرهاى پادشاهان ايران را ديدم ، و جبرئيل به من بشارت داد كه امت من بر آنها پيروز مى‏شوند ! ، و در برق دوم قصرهاى سرخ‏فام شام و روم نمايان گشت ، و جبرئيل به من بشارت داد كه امت من بر آنها نيز پيروز خواهند شد ! در برق سوم قصرهاى صنعا و يمن را ديدم و جبرئيل باز به من خبر داد كه امتم باز بر آنها پيروز خواهند شد ، بشارت باد بر شما اى مسلمانان!.
منافقان نگاهى به يكديگر كردند و گفتند چه سخنان عجيبى ؟ و چه حرفهاى باطلو بى اساسى ؟ او از مدينه دارد سرزمين حيره و مدائن كسرى را مى‏بيند ، و خبر فتح آن را به شما مى‏دهد ، در حالى كه هم اكنون شما در چنگال يك مشت عرب گرفتاريد ( و حالت دفاعى به خود گرفته‏ايد ) و حتى نمى‏توانيد به بيت الحذر برويد ( چه خيال باطل و پندار خامى ؟!).
آيه فوق نازل شد و گفت كه اين منافقان و بيماردلان مى‏گويند خدا و پيغمبرش جز فريب و دروغ وعده‏اى به ما نداده است ، ( آنها از قدرت بى پايان پروردگار بيخبرند.
و راستى در آن روز چنين اخبار و بشارتى جز در نظر مؤمنان آگاه فريب
تفسير نمونه ج : 17ص:227
و غرورى بيش نبود ، اما ديده ملكوتى پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) در لابلاى جرقه‏هاى آتشينى كه از برخورد كلنگهائى كه براى حفر خندق بر زمين كوبيده مى‏شد جستن مى‏كرده مى‏توانست گشوده شدن درهاى قصرهاى پادشاهان ايران و روم و يمن را ببيند ، و به امت جان بر كفش بشارت دهد ، و از اسرار آينده پرده بردارد.
شايد نياز به تذكر نداشته باشد كه منظور از الذين فى قلوبهم مرض همان منافقان است ، و ذكر اين جمله در واقع توضيحى است براى كلمه منافقين كه قبل از آن آمده است ، و چه بيمارى بدتر از بيمارى نفاق ؟ ! چرا كه انسان سالم و داراى فطرت الهى يك چهره بيشتر ندارد ، انسانهاى دو چهره و چند چهره بيمارانى هستند كه دائما در اضطراب و تضاد و تناقض گرفتارند .
شاهد اين سخن چيزى است كه در آغاز سوره بقره آمده است كه در توصيف منافقين مى‏گويد فى قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا : در دلهاى آنها يكنوع بيمارى است و خدا ( به خاطر اعمالشان ) بر بيمارى آنها مى‏افزايد ! ( بقره آيه 10).
در آيه بعد به شرح حال گروه خطرناكى از همين منافقان بيمار دل كه نسبت به ديگران خباثت و آلودگى بيشترى داشتند پرداخته مى‏گويد : و نيز به خاطر بياوريد هنگامىرا كه گروهى از آنها گفتند اى مردم يثرب ! ( مدينه ) اينجا جاى توقف شما نيست ، به خانه‏هاى خود بازگرديد ( (و اذ قالت طائفة منهم يا اهل يثرب لا مقام لكم فارجعوا
خلاصه در برابر اين انبوه دشمن كارى از شما ساخته نيست خود را از معركه بيرون كشيده و خويشتن را به هلاكت و زن و فرزندتان را به دست اسارت نسپاريد.
و به اين ترتيب مى‏خواستند جمعيت انصار را از لشكر اسلام جدا كنند اين
تفسير نمونه ج : 17ص :228
از يكسو.
از سوى ديگر گروهى از همين منافقين كه در مدينه خانه داشتند از پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) اجازه مى‏خواستند كه باز گردند و براى بازگشت خود عذرتراشى مى‏كردند از جمله مى‏گفتند : خانه‏هاى ما ديوار و در و پيكر درستى ندارد ، در حالى كه چنين نبود ، آنها فقط مى‏خواستند صحنه را خالى كرده فرار كنند ( (و يستاذن فريق منهم النبى يقولون ان بيوتنا عورة و ما هى بعورة ان يريدون الا فراراواژه عوره در اصل از ماده عار است ، و به چيزى گفته مى‏شود كه آشكار ساختنش موجب عار باشد ، به شكافهائى كه در لباس يا ديوار خانه ظاهر مى‏شود ، و همچنين به نقاط آسيب پذير مرزها ، و آنچه انسان از آن بيم و وحشت دارد نيز عوره گفته مى‏شود ، در اينجا منظور خانه‏هائى است كه در و ديوار مطمئنى ندارد و بيم حمله دشمن به آن مى‏رود .
منافقان با مطرح ساختن اين عذرها مى‏خواستند ميدان جنگ را ترك كرده و به خانه‏هاى خود پناه برند.
در روايتى آمده است كه طايفه بنى حارثه كسى را خدمت پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) فرستادند و گفتند خانه‏هاى ما بدون حفاظ است و هيچيك از خانه‏هاى انصار همچون خانه‏هاى ما نيست ، و ميان ما و طايفه غطفان كه از شرق مدينه هجوم آورده‏اند حايل و مانعى وجود ندارد ، اجازه فرما به خانه‏هاى خود باز گرديم و از زنان وفرزندانمان دفاع كنيم ، پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به آنها اجازه داد.
اين موضوع به گوش سعد بن معاذ ، بزرگ انصار رسيد ، به پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) عرض كرد به آنها اجازه نفرما ، به خدا سوگند تاكنون هر مشكلى براى ما پيش آمده اين گروه همين بهانه را پيش كشيده‏اند ، اينها دروغ مى‏گويند،
تفسير نمونه ج : 17ص :229
پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) دستور داد باز گردند. 
منبع : تفسیر نمونه: سوره احزاب آیات 20 – 1
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها