اما جمعى از مفسران معتقدند كه تمام ضميرهاى آيه به خداوند باز مىگردد ، و منظور از تعزير و توقير در اينجا يارى دين خدا ، و بزرگداشت او و آئين او است دليل آنها در انتخاب اين تفسير هماهنگ شدن تمام ضميرهاى موجود در آيه است.
ولى تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد ، چرا كه اولا : معنى اصلى
تفسير نمونه ج : 22ص :43
تعزير منع و دفاع در مقابل دشمن است كه در مورد خداوند جز به صورت مجاز صحيح نيست ، و از آن مهمتر شان نزول آيه است كه بعد از ماجراى حديبيه نازل شده ، در حالى كه بعضى نسبت به مقام شامخ پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) بى حرمتى كرده بودند ، و آيه براى توجيه مسلمانان نسبت به وظائفشان در مقابل رسول خدا (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) نازل شده .
به علاوه نبايد فراموش كرد كه اين آيه به عنوان نتيجهاى براى آيه قبل است كه پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) را به عنوان شاهد و بشير و نذير توصيف مىكند و اين امر زمينهساز دستوراتى است كه در آيه بعد آمده .
در آخرين آيه مورد بحث اشاره كوتاهى به مساله بيعت رضوان مىكند كه در آيه 18 همين سوره به طور مشروحتر آمده است.
توضيح اينكه : همانگونه كه گفتيم طبق تواريخ مشهور پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) به دنبال خوابى كه ديده بود همراه با 1400 نفر به قصد انجام عمره از مدينه خارج شد ، ولى در نزديكى مكه مشركان تصميم گرفتند كه از ورود او و يارانش به مكه جلوگيرى كنند ، پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) و يارانش در سرزمين حديبيه توقف فرمود ، و سفيرانى ميان او و قريش رد و بدل شد ، تا به قرار داد صلح حديبيه انجاميد .
در اين ماموريتها يك بار عثمان از طرف پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) مامور شد كه اين پيام را به اهل مكه برساند كه او به قصد جنگ نيامده ، و تنها قصدش زيارت خانه خدا است ، ولى مشركان عثمان را موقتا توقيف كردند ، و همين امر سبب شد كه در ميان مسلمانان خبر قتل او شايع گردد ، و اگر چنين چيزى صحت مىداشت دليل بر اعلان جنگ قريش بود ، لذا پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) فرمود ما از اينجا حركت نمىكنيم تا با اين قوم پيكار كنيم ، و براى تاكيد بر اين امر مهم از
تفسير نمونه ج : 22ص :44
مردم دعوت كرد تا با او تجديد بيعت كنند ، مسلمانان در زير درختى كه آنجا بود جمع شدند و با حضرتش بيعت كردند كه هرگز پشت به ميدان نكنند و تا آنجا كه در توان دارند در قلع و قمع دشمن بكوشند.
اين موضوع به گوش مشركان مكه رسيد و رعب و وحشتى در قلوب آنها افكند و همين امر سبب شد كه آنها به اين صلح ناخوشايند تن در دهند.
اين بيعت را از اين جهت بيعت رضوان مىنامند كه در آيه 18 همين سوره آمده است : لقد رضى الله عن المؤمنين اذ يبايعونك تحت الشجرة : خدا از مؤمنان راضى شد هنگامى كه در زير آن درخت با تو بيعت مىكردند به هر حال ، قرآن مجيد در آيه مورد بحث مىگويد : كسانى كه با تو بيعت مىكنند در حقيقت با خدا بيعت مىكنند و دست خدا بالاى دست آنها است ( (ان الذين يبايعونك انما يبايعون الله يد الله فوق ايديهم
بيعت به معنى پيمان بستن براى فرمانبردارى و اطاعت از كسى است ، و چنين مرسوم بوده كه آن كس كه پيمان اطاعت مىبست دست خود را در دست پيشوا و رهبر خود مىگذاشت و پيمان وفادارى را از اين طريق اظهار مىداشت.
و از آنجا كه به هنگام معامله و بيع نيز دست به دست هم مىدادند و قرار داد معامله را مىبستند ، واژه بيعت به اين پيمانها اطلاق شده است ، به خصوص اينكه آنها در پيمان خود گوئى جان خويش را در معرض معامله با فردى كه با او اعلام وفادارى داشتند قرار مىدادند .
و از اينجا معنى يد الله فوق ايديهم ( دست خدا بالاى دست آنها است ) روشن مىشود ، اين تعبير كنايه از آن است كه بيعت با پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) يك بيعت الهى است ، گويا دست خدا بالاى دست آنها قرار گرفته ، نه تنها با پيامبرش
تفسير نمونه ج : 22ص :45
كه با خدا بيعت مىكنند ، و اين گونه كنايات در زبان عرب بسيار معمول است.
بنابر اين كسانى كه اين جمله را چنين تفسير كردهاند كه قدرت خدا ما فوق قدرت آنها است يا نصرت و يارى خدا برتر از نصرت و يارى مردم است و امثال آن تناسبى با شان نزول آيه و مفاد آن ندارد ، هر چند اين مطلب در حد ذات خود مطلب صحيحى است .
سپس مىافزايد : هر كس نقض عهد و پيمانشكنى كند در حقيقت به زيان خود پيمانشكنى كرده و عهد خويش را شكسته ( (فمن نكث فانما ينكث على نفسه
و آن كس كه در برابر عهدى كه با خدا بسته وفادار بماند ، و حق بيعت را اداء كند ، خداوند پاداش عظيمى به او خواهد داد ( (و من اوفى بما عاهد عليه الله فسيؤتيهاجرا عظيما
نكث از ماده نكث ( بر وزن مكث ) به معنى باز گشودن و واتابيدن است ، سپس در مورد پيمانشكنى و نقض عهد به كار رفته.
در اين آيه ، قرآن مجيد به همه بيعت كنندگان هشدار مىدهد كه اگر بر سر پيمان و عهد خود بمانند پاداش عظيمى خواهند داشت ، اما اگر آنرا بشكنند زيانش متوجه خود آنها است ، تصور نكنند به خدا ضررى مىرسانند،