0

ماجراي صلح حديبيه

 
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

ماجراي صلح حديبيه قسمت دوم
یک شنبه 19 تیر 1390  2:51 AM

ماجراي صلح حديبيه قسمت دوم
تفسير نمونه ج : 22ص :9
 
سورة الفتح‏
بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّا فَتَحْنَا لَك فَتْحاً مُّبِيناً(1)
ترجمه:
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
1 -ما براى تو پيروزى آشكارى فراهم ساختيم!
 
تفسير : فتح المبين!
در نخستين آيه اين سوره بشارت عظيمى به پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) داده شده است ، بشارتى كه طبق بعضى از روايات نزد پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) محبوبتر از تمام جهان بود ، مى‏فرمايد : ما براى تو فتح آشكار و نمايانى كرديم ( انا فتحنا لك فتحا مبينا)
پيروزى چشمگيرى كه آثار آن در كوتاه مدت و دراز مدت در پيشرفت اسلام و زندگى مسلمانان آشكار شده و مى‏شود ، فتحى كه در طول تاريخ اسلام كم نظير يا بى نظير بود.
در اينجا گفتگو و بحث عظيمى در ميان مفسران در گرفته است كه منظور از اين فتح كدام فتح است ؟ ! اكثر مفسران آن را اشاره به پيروزى عظيمى مى‏دانند كه از صلح حديبيه
تفسير نمونه ج : 22ص :10
نصيب مسلمانان شد.
جمعى نيز آن را اشاره به مساله فتح مكه دانسته‏اند.
در حالى كه بعضى نيز آن را ناظر به فتح خيبر مى‏دانند.
و بعضى اشاره به پيروزى اسلام بر تمام دشمنان از طريق قدرت منطق و برترى دلائل و معجزات آشكار دانسته‏اند.
و بالاخره بعضى آن را اشاره به گشودن اسرار علوم براى پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) مى‏دانند.
ولى قرائن فراوانى در دست است كه مساله صلح حديبيه را ترجيح مى‏دهد ، اما براى روشن شدن تفسير اين آيات بايد قبل ازهر چيز فشرده‏اى از داستان حديبيه را در اينجا بياوريم كه به منزله شان نزول آن است.
 
داستان صلح حديبيه
در سال ششم هجرت ماه ذى القعده پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به قصد عمره به سوى مكه حركت كرده و همه مسلمانان را تشويق به شركت در اين سفر نمود ، اما گروهى خوددارى كردند ، ولى جمع كثيرى از مهاجران و انصار و اعراب باديه‏نشين در خدمتش عازم مكه شدند.
اين جمعيت كه در حدود يكهزار و چهارصد نفر بودند همگى لباس احرام بر تن داشتند و جز شمشير كه اسلحه مسافران محسوب مى‏شد هيچ سلاح جنگى
تفسير نمونه ج: 22ص :11
با خود بر نداشتند.
هنگامى كه پيامبر به عسفان در نزديكى مكه رسيد با خبر شد كه قريش تصميم گرفته‏اند از ورود او به مكه جلوگيرى نمايند ، تا اين كه پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به حديبيه رسيد ( حديبيه روستائى است در بيست كيلومترى مكه كه به مناسبت چاه و يا درختى كه در آنجا بوده ، به اين نام ناميده مى‏شد ، ) حضرت فرمود همينجا توقف كنيد ، عرض كردند در اينجا آبى وجود ندارد ، پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) از طريق اعجاز از چاهى كه در آنجا بود آب براى يارانش فراهم ساخت.
در اينجا سفرائىميان قريش و پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) رفت و آمد كردند تا مشكل به نحوى حل شود ، سرانجام عروة ابن مسعود ثقفى كه مرد هوشيارى بود از سوى قريش خدمت پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) آمد ، پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود من به قصد جنگ نيامده‏ام و تنها هدفم زيارت خانه خدا است ، ضمنا عروه در اين ملاقات منظره وضوء گرفتن پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) را كه اصحاب اجازه نمى‏دادند قطره‏اى از آب وضوى او به روى زمين بيفتد مشاهده كرد ، و هنگام بازگشت به قريش گفت : من به دربار كسرى و قيصر و نجاشى رفته‏ام ، هرگز زمامدارى را در ميان قومش به عظمت محمد (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) در ميان يارانش نديدم ، و اگر تصور كنيد كه آنها دست از محمد (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) بردارند اشتباه بزرگى است ، شما با چنين افراد ايثارگرى روبرو هستيد ، تصميمتان را بگيريد .
در اين ميان پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به عمر پيشنهاد فرمود كه به مكه رود و اشراف قريش را از هدف اين سفر آگاه سازد ، عمر گفت قريش با من عداوت شديدى دارند ، و من از آنها بيمناكم ، بهتر اين است كه عثمان به اين كار مبادرت ورزد ، عثمان به سوى مكه آمد و چيزى نگذشت كه در ميان مسلمانان شايع شد او را كشته‏اند ، در اينجا پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) تصميم به شدت عمل گرفت ، و در زير درختى كه در آنجا بود با يارانش تجديد بيعت كرد كه به نام بيعت رضوان معروف شد ، و با آنان عهد بست كه تا آخرين نفس مقاومت كنند ، ولى چيزى
تفسير نمونه ج : 22ص :12
نگذشت كه عثمان سالم بازگشت و به دنبال او قريش سهيل ابن عمر را براى مصالحه خدمت پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) فرستادند ، ولى تاكيد كردند كه امسال به هيچ وجه ورود او به مكه ممكن نيست.
بعد از گفتگوهاى زياد پيمان صلحى منعقد شد كه يكى از موادش همين بود كه مسلمانان آن سال را از عمره چشم بپوشند و سال آينده به مكه بيايند مشروط بر اينكه بيش از سه روز نمانند و سلاحى جز سلاح مسافر با خود نياورند ، و مواد متعدد ديگرى دائر بر امنيت جانى و مالى مسلمانان كه از مدينه وارد مكه مى‏شوند و همچنين 10 سال متاركه جنگ ميان مسلمين و مشركين و آزادى مسلمانان مكه در انجام فرائض مذهبى در آن گنجانيده شد .
اين پيمان در حقيقت يك پيمان عدم تعرض همه جانبه بود كه به جنگهاى مداوم و مكرر بين مسلمانان و مشركان موقتا پايان مى‏داد.
متن پيمان صلح از اين قرار بود كه پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به على (عليه‏السلام‏) دستور داد بنويس : بسم الله الرحمن الرحيم : سهيل بن عمرو كه نماينده مشركان بود گفت : من با چنين جمله‏اى آشنا نيستم ، بنويس بسمك اللهم ! پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود بنويس : بسمك اللهم .
سپس فرمود : بنويس اين چيزى است كه محمد رسول الله (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) با سهيل بن عمرو مصالحه كرده ، سهيل گفت : ما اگر تو را رسول الله مى‏دانستيم با تو جنگ نمى‏كرديم ، تنها اسم خودت ، و اسم پدرت را بنويس ، پيغمبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود مانعى ندارد ، بنويس : اين چيزى است كه محمد بن عبد الله با سهيل بن عمرو صلح كرده كه ده سال متاركه جنگ شود تا مردم امنيت خود را بازيابند .
علاوه بر اين هر كس از قريش بدون اجازه وليش نزد محمد بيايد ( و مسلمان شود ) او را بازگردانند ، و هر كس از آنها كه با محمد هستند نزد قريش بازگردد
تفسير نمونه ج : 22ص :13
بازگرداندن او لازم نيست!.
همه آزادند هر كس مى‏خواهد در پيمان محمد وارد شود و هر كس مى‏خواهد در پيمان قريش.
طرفين متعهدند كه نسبت به يكديگر خيانت نكنند ( و جان و مال يكديگر را محترم بشمارند ) .
از اين گذشته محمد امسال باز مى‏گردد و وارد مكه نمى‏شود ، اما سال آينده ما به مدت سه روز از مكه بيرون مى‏رويم و يارانش بيايند اما بيش از سه روز توقف نكنند ( و مراسم عمره را انجام دهند و بازگردند ) به شرط اينكه جز اسلحه مسافر يعنى شمشير ، آن هم در غلاف سلاح ديگرى به همراه نداشته باشند.
بر اين پيمان صلح گروهى از مسلمانان و مشركان گواهى داده ، و كاتب عهدنامه على بن ابى طالب بود.
مرحوم علامه مجلسى در بحار الانوار بعضى موارد ديگر نيز نقل كرده از جمله اين كه : اسلام در مكه بايد آشكار باشد ، و كسى را مجبور در انتخاب مذهب نكنند و اذيت و آزارى به مسلمانان نرسانند .
اين مضمون در تعبير سابق نيز اجمالا وجود داشت.
در اينجا پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) دستور داد شترهاى قربانى را كه به همراه آورده بودند در همانجا قربانى كنند ، سرهاى خود را بتراشند و از احرام به در آيند.
اما اين امر براى جمعى از مسلمانان سخت ناگوار بود ، چرا كه بيرون آمدن از احرام بدون انجام مناسك عمره در نظر آنها امكان پذير نبود ، ولى پيغمبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) شخصا پيشگام شد ، و شتران قربانى را نحر فرمود ، و از احرام بيرون آمد ، و به
تفسير نمونه ج : 22ص :14
مسلمانان تفهيم نمود كه اين استثنائى است در قانون احرام و قربانى كه از سوى خداوند قرار داده شده است.
مسلمين هنگامى كه چنين ديدند تسليم شدند و دستور پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) دقيقا اجرا شد و از همانجا آهنگ مدينه كردند ، اما كوهى از غم و اندوه بر قلب آنها سنگينى مى‏نمود ، چرا كه ظاهر قضيه مجموع اين مسافرت يك ناكامى و شكست بود ولى خبر نداشتند كه در پشت داستان صلح حديبيه چه پيروزيهائى براى مسلمانان و آينده اسلام نهفته است ، و در همينهنگام بود كه سوره فتح نازل شد و بشارت فتح عظيمى را به پيامبر گرامى اسلام داد. 
منبع : تفسیر نمونه : سوره فتح آیات 17 – 1
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها