اعراف كیست
سه شنبه 8 تیر 1389 11:57 PM
امام باقر علیه السّلام مىفرماید: پیش امیر المؤمنین علیه السّلام «إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها» «هنگامى كه زمین، به سختترین زلزله خود به لرزه در آید» تلاوت شد تا رسید به «وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها». «و در آن روز، آدمى گوید (اى عجب) زمین را چه پیش آمده است؟!» آن هنگام زمین، مردم را به حوادث (بزرگ آگاه سازد) (سوره زلزال: آیه 1- 4)
حضرت فرمود: من «الانسان» هستم و به من اخبار گفته مىشود.
ابن الكوّاء گفت: یا امیر المؤمنین «وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِیماهُمْ» (سوره اعراف آیه 46) در اعراف، مردانى هستند كه همه آنها به سیماى خود شناخته مىشوند چه كسانى هستند؟
حضرت فرمود: «ما اعراف هستیم و یاران خود را از سیماى آنها مىشناسیم و ما اعرافیها بین بهشت و جهنم مىایستیم. كسى وارد بهشت نمىشود مگر اینكه ما او را بشناسیم و او ما را بشناسد. و كسى وارد آتش نمىشود مگر اینكه ما او را نشناسیم و او ما را نشناسد».
ابن الكوّاء اظهار تشیع مىكرد و على علیه السّلام او را با جمله «واى بر تو» مخاطب قرار مىداد، وقتى كه جنگ نهروان پیش آمد، ابن الكوّاء طرف مقابل قرار گرفت و با آن حضرت جنگید! مردى پیش آن حضرت آمد و گفت: من تو را دوست دارم.
حضرت فرمود: «دروغ مىگویى».
آن مرد گفت: سبحان اللَّه! مثل اینكه قلبم را مىداند.
یك نفر دیگر آمد و گفت: من شما اهل بیت پیامبر را دوست دارم.
حضرت فرمود: «دروغ مىگویى، ما را نه مخنّثى دوست مىدارد و نه دیّوثى و نه ولد الزّنایى و نه كسى كه در حیض نطفهاش بسته شده است».
آن مرد رفت و وقتى كه جنگ بر پا شد در لشكر معاویه قرار گرفت.
جلوههاى اعجاز معصومین علیهم السلام، ص به نقل از 151بحار 42/ 17، حدیث 2.