راه هاي درمان غيبت
یک شنبه 5 تیر 1390 7:56 PM
راه هاي درمان غيبت
|
دانشمندان اخلاق براي همه بيماري هاي نفساني، دو راه درمان را سفارش مي كنند : در اين گفتار، راه هاي درمان هر كدام از موارد غيبت، جداگانه بررسي مي شود. درمان علمي اجمالي غيبت : 1. مادي (جسمي) 1. درباره «نقص جسمي» بايد گفت: چون بيان كردن عيب و نقص برادر مؤمن و نكوهش او، مربوط به پديده و آفرينش آفريدگار است، اين رفتار به ناقص پنداشتن فعل آفريدگار برمي گردد؛ يعني اگر از انسان مؤمني به لحاظ جسماني غيبت كند، در واقع آفرينش (و قضا و قدراو را) خداوند را مورد سؤال قرار داده است. آگاهي از اين نكته و تأمل و درنگ در آن، انسان را در كنار گذاشتن اين رفتار ناپسند ياري مي كند. غيبت كننده بايد توجه كند كه حقيقت رفتار ناشايست او، ايراد گرفتن بر خدا است. 2. درباره «نقص روحي» مي توان گفت: مبتلا بودن به نقايص روحي و رذايل اخلاقي براي مؤمن عيب است؛ ولي غيبت كننده بايد توجه داشته باشد كه آيا خود از آن عيب مبرا است؟! اگر او معتقد باشد كه خود داراي هيچ عيبي نيست، با اين رفتار، به عيبي بزرگ دچار شده كه همان غيبت كردن است. كسي كه بر درمان بيماري غيبت تصميم گرفته است، بايد بداند كه به جاي برشمردن عيب ديگران، بهتر است به عيب هاي خود بپردازد. پيامبر گرامي (ص) مي فرمايد: طوُبي لِمَن مَنَعهُ عَيبُهُ عَن عُيُوبِ المُومِنينَ. (2) حضرت علي (ع) نيز مي فرمايد: طُوبي لِمَن شَغَلَهُ عَيبُهُ عَن عُيُوبِ الناسِ. (3) درمان علمي تفصيلي غيبت : بايد توجه داشت كه اصلاح روبنايي كافي و مفيد نيست. اگر فرد در چند مجلس هم بتواند از انجام اين كار خودداري كند، چون اصل مسأله در وجود او ريشه دوانده است، در جايي ديگر جوانه زده و او را آلوده مي سازد؛ ولي اگر ريشه قطع شود، ترك غيبت، قهري مي شود؛ يعني نفس انسان، خود به خود از غيبت جلوگيري مي كند. همان گونه كه در بحث ريشه هاي دروني غيبت بيان شد، گاه انسان براي تبرئه خود از رفتار ناشايستي كه انجام داده، زبان به غيبت ديگران مي گشايد در اين جا بايد توجه داشته باشد كه اگر براي دوري از نكوهش مردم، عيب ديگران را مطرح كرده است، اين احتمال وجود دارد كه مردم سخن او را نپذيرند؛ در اين صورت، او براي مصون ماندن از نكوهش خلق خدا، نكوهشي حتمي و قطعي را از سوي خدا، براي خود فراهم مي سازد، در حالي كه هيچ عاقلي براي كسب نفع احتمالي موهوم، ضرر قطعي نقد را متحمل نمي شود. از سويي چه بسا در اين غيبت، نفع موهوم دنيايي به دست آيد، درحالي كه آن ضرر قطعي، معنوي است و با حقيقت سر و كار دارد. همچنين توجيه رفتاري اشتباه به اين شكل كه «فلاني چنين كاري را كرد، من هم مي كنم» خود جاي پرسش دارد، و بيان اين سخن، آوردن عذر بدتر از گناه است، چرا كه نفس پيروي از عمل نادرست، خلاف است و با عمل خلافي مثل غيبت نمي توان خلاف گذشته را پوشاند. مورد ديگري كه سبب غيبت مي شد، اين بود كه فرد، با بيان عيب ديگران، فضيلتي را براي خود اثبات كند و نشان دهد كه خود فاقد عيب است. پرسشي كه در اين جا مطرح است و بايد مورد توجه قرارگيرد، اين است كه چگونه مي توان با بيان عيب ديگري، كمالي را براي خود اثبات كرد وآيا با اين رفتار نادرست و عمل خلاف مي توان فضيلتي به دست آورد؛ در حالي كه ارزش واقعي و فضيلت حقيقي انسان، بهاي او نزد خدا است و بايد سعي كرد از آن فضيلت كاسته نشود؟ افزون بر اين، چه بسا با غيبت ديگران، از ارزش غيبت كننده نزد آن ها كاسته و از او سلب اعتماد شود. زبان كرد شخصي به غيبت دراز بدو گفت داننده اي سرفراز كه ياد كسان پيش من بد مكن مرا بدگمان در حق خود مكن گرفتم ز تمكين او كم ببود نخواهد به جاه تو اندر فزود (4) از ديگر ريشه هايي كه براي غيبت بيان شد، همراهي با دوستان در نشست ها و مجالس بود. چنين فردي با غيبت كردن، در واقع رضاي مخلوق را بر خشنودي پروردگار مقدم مي دارد. در صورتي كه افراد غيبت كننده در مجلس، انسان هاي عاقل، مؤمن، متدين و معتقد نيستند، آي مي توان رضاي چنين افرادي را بر رضاي خالق مقدم داشت؟ گاهي هم غيبت براي پيشگيري وخنثي كردن تأثير سخني كه شايد درباره غيبت كننده زده شود، انجام مي گيرد؛ در اين صورت، انسان بايد بينديشد كه چگونه مي توان مطمئن شد عيوب او گفته شده است. از كجا معلوم كه اين احتمال موهوم نباشد؟ آيا بازگفتن عيوب ديگران، و وارد كردن خدشه بر شخصيت ايشان، فقط به دليل احتمالي كه غيبت كننده مي دهد، دورانديشي است؟! افزون بر اين، حتي نمي توان اطمينان داشت كه ديگران، غيبتي را كه مي شنوند، بپذيرند يا به علت غيبت كردن او پي ببرند تا خواسته غيبت كننده برآورده شود؛ پس پايه اين غيبت بر موهومات استوار است و از آن فقط زيان آخرتي نصيب انسان مي شود. درمان عملي غيبت : اميرمؤمنان علي (ع) مي فرمايد: غيبت تلاش انسان ناتوان است. (6) كساني كه قدرت و تكيه گاهي داشته باشند (به ويژه از لحاظ معنوي) هرگز زبان به غيبت نمي آلايند. (مناجات :: یکی از شیوه های مهمی که در کنار تلاش برای خودسازی در انسان بسیار مهم و ضروری است ، توسل به ائمه می باشد ، در حقیقت همانگونه که بسیاری از ما برای شفا بیماری جسمی از ایشان درخواست کمک و شفا داریم ، در بیماری ها و امراض پلید روحی نیز دوچندان به کمک این بزرگواران نیازمندیم.
منبع: مؤسسه پژوهشي علوم و معارف اسلامي |
******